پانسمان***********PANSEMENT

پادتن لعنتی!

پادتن لعنتی

 بدترین اتفاقی كه ممكن است برای شما بیفتد، چیست؟ چقدر تحمل دارید و چقدر می توانید در برابر مشكلات مقاومت كنید؟ چه چیز بیش از همه در این ایستایی به شما كمك می كند؟ دختری 21ساله را در اوج تلاطم و هیجان زندگی فرض كنید. كسی كه امید و نگاهش به آینده ای روشن بزرگترین مشخصه زندگی اوست؛ باهوش، شاد و توانا. او را در نظر بگیرید كه یك صبح زود با اضطراب و نگرانی از خواب بیدار شده، ولی دیگر قادر به راه رفتن نیست. دیگر پاهای او تحمل وزنش را ندارند. بهت و انكار اصلی ترین احساسات اویند. حتی پزشكان نیز انكار را ترجیح می دهند:"احتمالاً ناشی از فشارهای روحی بوده، فردایش امتحان داشتید. نه؟ شاید هم...".
با گذشت زمان ظاهراً بهبود حاصل می شود. اما چند ماه بعد حمله دوم جایی برای تردید باقی نمی گذارد؛ تشخیص ""ام.اس "" است.

همچنان فرض كنید دختری 21ساله را كه هراز چند گاهی توان راه رفتن را از دست می دهد، یا تعادلش بر هم می خورد و یا نیمی از صورتش فلج می شود.
علت؟
می گویند بدن علیه اعصاب خودش پادتن می سازد. پادتنی كه آنها را نابود كرده و به تدریج خراب و خراب تر می كند. تا آنكه... اینكه چرا این پادتن لعنتی در بدن این دختر 21ساله هست و در بدن همكلاسی اش نیست مشخص نیست.
درمان؟
"هنوز متأسفیم" اما فعلاً "كورتون"، فقط عوارضش فراموش نشود. یك مشكل دیگر هم وجود دارد:كورتون مانع پیشرفت بیماری نمی شود. اگر بخواهید مانع بدتر شدن بیماری شوید، باید "انترفرون" مصرف كنید. هفته ای سه تزریق برای دوسال.
همین طور كه فرض می كنید، دعا كنید كه دوست فرضی ما بیمه باشد. چون تنها در این صورت است كه شاید بتواند با كمی كار و تلاش استرس زا، ماهی یكصد هزارتومان مورد نیاز برای درمانش را فراهم كند. در غیر از این، پنج برابر این رقم هم كافی نخواهد بود. در جریان باشید كه انترفرون هم جادو نمی كند. احتمالاً سرعت پیشرفت را كم می كند، ولی متوقف نه. اما پولش باید نقد باشد. خلاصه هر سال دریغ از پارسال.
دختری 29ساله را فرض كنید كه پس از هشت سال تحمل عوارض داروهای مختلف، اكنون بسیاری از توانایی های جسمی خود را از دست داده است. دختری را فرض كنید كه دیگر حوصله هیچ كاری را ندارد، چون هنوز چراها و چگونه ها برایش پاسخ داده نشده اند و دختری را فرض كنید كه خیلی چیزهای با ارزشش را خرج این بیماری كرده است. حالا فرض كنید كه شما جای آن دختر هستید.
یكی از محققان در زمینه بیماری "ام.اس " جمله ای را می گفت كه ممكن است مورد تأیید بسیاری از پزشكان و یا مسؤولان بهداشت و درمان كشور نباشد!
اما مطمئناً ارزش بررسی دوباره و تأمل را دارد. اینكه بتوانیم بیماران "ام.اس " را از مزایای بیماران خاص بهره مند كنیم، تلاشی ناچیز خواهد بود برای كاستن از بحرانی كه در بدترین زمان زندگی به سراغ آسیب پذیرترین ها می رود. در این میان نه تنها مسؤولان در این زمینه نقش دارند، بلكه پزشكان و بیماران و حتی شركتهای توزیع دارو و سازمانهای غیردولتی نیز هر یك می توانند به نوبه خود تأثیرگذار باشند. مهم نیست كه چگونه در راه حل مشكلات بیماران "ام.اس " و بیماریهای مشابه قدم برداریم. مهم آن است كه بیماران را در این نبرد نابرابر تنها نگذاریم.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ در چهارشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٥