پانسمان***********PANSEMENT

شكلات یا ناخن انگشت ٬مساله این است!

نويسنده : مهديار سعيديان

بسیاری از مشكلات جسمی و عادتهای ناپسندی كه در انسان شكل می گیرند، ریشه در دوران كودكی و تنشهای روحی این مرحله حساس زندگی دارند. شناخت هر چه بیشتر این رفتارها و عادتهای نامناسب و رفع آنها در همان دوره كودكی از ایجاد عوارض پایدار و غیرقابل تغییر در مراحل بعدی زندگی جلوگیری می كند. آنچه می خوانید، برخی از شایعترین این مشكلات و از رایج ترین شكایتهای والدین در مورد كودكانشان و چگونگی برخورد با آنها می باشد. شما نیز با دقت بیشتر در رفتار كودكتان و برخورد پسندیده و صحیح، مادر به پیشگیری از این رفتارها و ترك عادتهای نامناسب توسط او خواهید بود.
شب ادراری كودكان
ناتوانی در كنترل ادرار خاص شبها و خواب نیست و ممكن است در بیداری هم اتفاق بیفتد.
ناتوانی كنترل ادرار به حالتی گفته می شود كه كودك بیش از سه سال چه روز و چه شب در كنترل ادرار ناتوانی داشته باشد. این ناتوانی ممكن است اولیه بوده یعنی كودك از ابتدا به علتی نتوانسته كنترل ادرار داشته باشد یا به طور ثانویه بروز كند. به این معنی كه كودك ابتدا كنترل ادرار داشته، ولی بعد كنترل آن را از دست داده است، بهترین نوع درمان دارو و درمانی توأم با روان درمانی است. به این نكات نیز باید توجه شود:،تشویق كودك به بیان مشكلات خود و كمك به پدر و مادر برای درك اشكالات وی ،بیدار كردن كودك در فاصله های معین برای ادرار كردن

،گذاشتن دستگاه شب زنگ در رختخواب كودك و بیدار شدن او با ایجاد صدا ،بهترین روش، تهیه و نصب ورقه ای بالای سر كودك است كه در آن شبهای خیس كردن با رنگ قرمز یادداشت شود و همچنین كودك برای شبهایی كه جای خود را خیس نكرده است مورد تشویق قرار بگیرد. برای درمان دارویی با پزشك مشورت كنید.
عدم كنترل مدفوع
این بیماری تقریباً همیشه با عدم كنترل ادرار توأم و زمانی است كه اختلال عضوی وجود نداشته باشد. در واقع ترس، اضطراب، از دست دادن مهر و محبت مادری، تولد كودك دیگر، رفتن كودك به مدرسه و ترس از تنبیه مهمترین دلایل بیماری هستند. لجبازی و منفی كاری نیز ممكن است از دلایل دیگر باشد. تهیه و نصب ورقه ای كه در آن زمان كنترل مدفوع ثبت شده است و دادن پاداش می تواند مؤثر باشد.
لكنت زبان در كودكان
لكنت زبان، اختلالی است كه به صورت دایمی یا موقت و به طور غیر ارادی با تكرار و تردید در ادا و تلفظ كلمات و سیلابها به وجود می آید، بدون این كه اختلال عضوی یا فلجی در كار باشد. لكنت زبان با اضطراب، ترس، مشكلات عاطفی و مسایل هیجانی ارتباط مستقیم دارد و این بیماران قطعاً به اختلال عصبی،روانی به خصوص "نوروز" مبتلا هستند.
با كودك مبتلا باید طوری رفتار شود كه گویی لكنت ندارد و از تحقیر و سرزنش وی خودداری شود. روان درمانی انفرادی، بازی درمانی و نقاشی بسیار مفید است، زیرا كودك هیجان و تنفر خود را تخلیه می كنند و منفی گری و لجاجت كودك از بین می رود. دیگر این كه شخص خیال كند گوینده است و نطق مهمی درباره موضوعی دارد. جملات را شمرده و رسا بیان كند، به خوشی و سلامتی زندگی كند، از دغدغه و گوشه گیری نیز باید پرهیز شود.
جویدن ناخن
یكی از فراوانترین واكنشهای عصبی و عادتی ارضا كننده است كه از 5 سالگی آغاز می شود و كم كم در 10 تا 15 سالگی به شدت خود می رسد و نشانه دلواپسی، ترس، بی قراری و انرژی زیاد و خشم است یا شاید حركتی برای تخلیه هیجانات باشد. برای درمان سعی كنید حالتهای اضطراب و ناراحتی را برطرف كنید. تهدید، تنبیه و پاشیدن فلفل سودی ندارد. به جای توجه به جویدن ناخن به خود شخص مبتلا توجه كنید. در واقع شناخت علت بیماری و رفع اضطراب و هیجان به بیمار كمك می كند و معمولاً از این طریق روان درمانی اجرا می شود.
به علاوه سرگرم كردن كودك به فعالیتهای هنری مانند نقاشی و ... و ورزشی بسیار مفید است.
مكیدن شست یا انگشت
میكدن انگشت به دلیل ناكامل بودن حركات لب یا ناكافی بودن عمل مكیدن یا مدت شیرخوردن است بدون توجه به این كه كودك با چه وسیله ای شیر می خورد. قطع شیر خوردن به خصوص با فشار و اجبار و به ویژه موقعی كه كودك با ولع شیر می خورد یا تغییر مرتب ساعتهای شیر خوردن به عنوان دلایل اصلی مكیدن انگشت، ذكر شده است. گرسنگی برای كودك همیشه همراه با اضطراب و بی قراری است در حالی كه در موقع شیر خوردن به تدریج كودك آرام می شود و به خواب می رود. اگر كودك قبل از آن كه سیر شود و بخوابد، شیر خوردنش قطع شود، به مكیدن انگشت خود می پردازد تا بخوابد و این عمل كم كم عادت می شود.
درمان معمولاً در 2 تا 3 سال اول لازم نیست و در مرحله اول درمان، اضطراب و وسواس والدین مورد توجه قرار می گیرد. سپس توجه كودك را از ناحیه دهان منحرف كرده و دستهای او را باید به وسایل دیگر مشغول كرد. مثلاً وادارش كنید كه كاری انجام دهد. در كودكان طرد شده از مهر مادری باید رابطه مادر و كودك اصلاح شود و در كل نباید برای كودك فرصتی باقی بماند تا انگشتانش را بمكد تا رفع عادت شود.
دروغگویی كودكان
دروغگویی یعنی این كه شخصی به قصد گول زدن دیگران خلاف واقعه ای را بیان كند. در چهار تا پنج سالگی دروغگویی اغلب جنبه تخیلی دارد و كودك به شرح زندگی و تصورات خلاقانه، ولی خام و غیردقیق كودكانه و خیالی خود می پردازد. البته قصد كودك گول زدن نیست بلكه فقط می خواهد تصورات خیالی خود را با دیگران در میان بگذارد. دروغگوها افرادی بی قرار، عصبانی و ناآرام هستند و دروغگویی نشانه ناراحتی هیجانی و روانی آنهاست. برای درمان باید هر چه زودتر به رفع علت آن اقدام نمود. والدین نباید در حضور كودك دروغ بگویند و در صورت اجبار باید حقیقت به كودك گفته شود. یك دوره روان درمانی طولانی برای نوسازی شخصیت و رشد جنبه های عاطفی، اخلاقی و وجدانی ضروری است.
رفع احتیاجهای مادری، عاطفی و حذف تنبیه یا رشوه دادن به پیشگیری و درمان كمك می كند.
وسواس كودكی
گذران ناخوشایند دوره یك تا سه سالگی عامل بیماری وسواس است. البته توارث و تعلیم هر دو در وسواس دخیل هستند. هسته آغازین بیماری وسواس فكری در یك تا سه سالگی شكل می گیرد. وقتی درباره یك موضوع بارها با بچه ای صحبت می كنیم، وقتی او را ده بار صدا می كنیم، بذر وسواس فكری را در ذهن كوچك او می كاریم. خستگی جسمی، عدم تمركز، فراموشی و بی میلی به مطالعه یا انجام كار از علامتهای فكر وسواسی هستند. وسواس عملی، به اجبار یك فرد در انجام یك عمل كه می داند تكرار آن اشتباه است، گفته می شود. تعجیل در امر آداب توالت بچه ها یكی از دلایل وسواس عملی است. اگر در دوران یك تا 3 سالگی برای كودكان اتفاق ناخوشایندی پیش آید و آنها تثبیت منفی پیدا كنند، دچار وسواس می شوند.
خجالت در كودكان
فرزندان خانواده های منضبط و مقید به اصول اخلاقی اغلب شرمگین هستند. تربیت ما باید چنان باشد كه اندازه مناسبی از شرم را برانگیزد. بها ندادن به كودك، تنبیه، ناخواسته بودن و سركوب تحكم و هیجانهای كودك از جمله عوامل ایجاد كننده خجالت بیش از حد است. در عین حال، خانواده های بی قد، بچه های بی حیا بار می آورند. برای تعلیم شرم به فرزندانمان باید چهارچوب ارزشی خاصی را با رفتار و كلام خود در ذهن بچه ها تثبیت كنید. این گونه بچه ها می فهمند كدام كار زشت است و خجالت دارد.
عصبانیت و پرخاشگری در كودكان
این حالت در كودكی تا حدی طبیعی است، ولی در موارد شدید می تواند اولین علامت افسردگی باشد و اغلب واكنش انفجاری نسبت به محرومیت و ناكامی است، چون كودك نمی تواند خواسته های خود را به تعویق بیندازد. دلیل آن به دلیل تضادها و كشمكشهای درونی كودك در مقابل عوامل آزار دهنده یا احساس عجز و ناتوانی است. معمولاً از 2 یا 3 سالگی به بعد یعنی در دوره منفی گری دیده می شود. حالتهای شدید پرخاشگری و عصبانیت اگر ادامه یابد باعث عدم رشد اجتماعی و وجدان اخلاقی می شود و در نتیجه در مراحل بعدی زندگی ممكن است به اختلالات شخصیتی منجر شود. برای درمان باید ابتدا علت را در خانواده جستجو كرد. والدین این كودكان اغلب افرادی حساس و هیجانی هستند و در تربیت كودكانشان جانب اعتدال را رعایت نمی كنند. یعنی یا در تربیت كودك كوتاهی می كنند و یا برعكس در مراقبت از وی افراط می ورزند. باید كودك و والدین وی توأم درمان شوند. مبارزه با علت ناكامی، برخورد منطقی و اطمینان بخشیدن به كودك نیز از راههای دیگر است.
حسادت در كودكان
حسادت واكنش تضادها و كشمكشهای ناشناخته و مهمی است كه از دوران كودكی در شخص به وجود آمده و باقی می ماند و از نظر اجتماعی برای شخص اهمیت دارد؛ زیرا علاوه بر ایجاد عصبانیت، تنفر و احساس خودكم بینی در كودك، باعث می شود كه در سنین بالاتر، شخص تماس خود را با محیط و افراد اجتماع از دست بدهد و تنها بماند كه اغلب با ترس درونی و خشم توأم است. بین 1 تا 5 سالگی حالتی طبیعی است و تمایل به داشتن مادر به صورت انحصاری وجود دارد. حسادت برای كودك نورسیده به شكلهای مختلف مانند شب ادراری، غیظ و خشم، اضطراب و افسردگی و حتی برگشت به عادتهای دوران كودكی تظاهر می نماید. این بیش تر بین 2 تا 4 سالگی به چشم می خورد و در دخترها حسادت بیشتر از پسران است.
روشهای مقابله با حسادت
بازی درمانی و نقاشی همراه یك روش تشخیصی و پی بردن به علت حسادت یك روش درمانی است، زیرا فرد به وسیله آن احساساتش را بیان و خود را تخلیه می كند. حمایت مادر از یك كودك باعث ایجاد حسادت یا شدت آن در كودكان دیگر می شود. در نتیجه والدین در بروز یا شدت یا كاهش حسادت نقش مهمی دارند. والدین باید حسادت كودكانشان را بپذیرند، تحمل داشته باشند و كوشش كنند كه با محبت، صرف وقت بیشتر و متقاعد ساختن كودك بزرگتر، واكنش حسادت را كاهش دهند. تنبیه جایز نیست، زیرا كم كم حسادت را به دشمنی و تنفر تبدیل می كند. وظیفه مادر است كه قبل از زایمان با بیان این مطلب كه نو رسیده ای در راه است، كودك بزرگتر را برای مراقبت از نوزاد تشویق كند تا با او به رقابت نپردازد. هنگام خواب نوزاد، مادر به كودك بزرگتر بیشتر توجه نمایند و پدر نیز وقت بیشتری را به كودك بزرگتر اختصاص دهد.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥