پانسمان***********PANSEMENT

گفتگوی اختصاصی با احمدی نژاد

مصاحبه اختصاصی مهدیار سعیدیان با احمدی نژاد

(اين مصاحبه در شماره ارديبهشت ۸۵ ماهنامه  آوای آزاد به چاپ رسيده است )

مصاحبه از : مهديار سعيديان ـ مصطفی نيکزاده

شايد بتوان گفت كه پيروزي محمود احمدي نژاد در انتخابات اخير رياست جمهوري يكي از وقايع كم سابقه در تاريخ سياسي ايران بوده است. در جريان دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری اين مهندس 49ساله شوخ طبع توانست با شعارهايي نظير عدالت گستري ومهرورزي در پیکاری نزديك رقباي سرسختي مانند هاشمي رفسنجاني ، كروبي ، قالیباف و معين را كه هريك نماينده يك جريان سياسي خاص بودند، از ميدان به دركند وبرمسند رياست جمهوري ايران تكيه زند .

برخی از تحليگران براين عقيده اند كه عملكرد موفق وي در دوران تصدي شهرداري تهران دليل اصلي پيروزيش در انتخابات رياست جمهوري بود . بدنيست كه در اينجا با بخشي از زندگينامه وي آشنا شويم:

«محمود احمدي نژاد درسال 1335 درشهرستان گرمسار به دنيا آمد پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت كه محمود، فرزند چهارم خانواده است . وي از يك سالگي به همراه خانواده خود از گرمسار كوچ كرده ودرتهران اقامت گزيد . دوران تحصيلات احمدي نژاد تا پايان مقطع متوسطه درمدارس تهران از جمله سعدی ودانشمند پشت سرگذاشته شد ، وي سپس با كسب رتبه 130 در كنكور سراسري قبول شده ودر سال 1354 دوره تحصيلات عاليه را در رشته مهنسي عمران دانشگاه علم وصنعت شروع كرد. درسال 1365 درمقطع كارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد ودر سال 68 به عضويت در هيات علمي دانشكده عمران دانشگاه علم وصنعت درآمده ودر سال 76 نيز موفق به دريافت مدرك دكتراي مهندسي برنامه ريزي حمل ونقل وترافيك شد . احمدی نژاد ضمن تدريس دردانشگاه مذكور راهنمايي دهها پايان نامه كارشناسي ارشد درزمينه هاي مختلف مهندسي را برعهده داشته است …»

بگذريم . . . از مدتها پيش به دنبال اين بوديم تا درگفتگويي با احمدي نژاد دغدغه هاي خويش را درميان گذاريم وسئولات فراوانمان را با وي مطرح كنيم .

درجريان نخستین سفر احمدي نژاد به مشهد پس از هماهنگي هاي فراوان فرصتي دست داد تا باوي به گفتگو بنشينيم . ديدار بعد از نماز مغرب وعشاء ، در فضايي صميمي ودرمحلي نزديك به حرم مطهر امام رضا (ع) انجام شد . او را با همان كاپشن هميشگي و با چهره اي خسته اما خندان ملاقات كرديم . احمدي نژاد در اين مجال اندك با حوصله به سئولات ما پاسخ داد . آنچه مي خوانيد مشروح اين گفتگوي کوتاه است .

آوای آزاد : جناب آقاي احمدي نژاد، عده اي براين عقيده اند كه در جريان انتخابات ریاست جمهوری برخي رسانه ها بويژه صدا و سيما نقش فعالي در شناساندن شما به مردم به ويژه در دوران تصدي شهرداري تهران داشتند نظر شما چيست؟

ببینید، مادردوران تصدي شهرداري تهران نسبت به شهرداران گذشته كمترين حضور را در صدا وسيما داشتيم . خود من فقط دوبار به طور مستقيم با مردم صحبت كردم وساير موارد تنها خبري بود كه ازصداوسيما پخش مي شد. طبيعي است كه وقتي فعاليتي صورت بگيرد، اخبار آن نيز منعكس شود . مثلا بسيار پيش آمده كه ما پروژه هاي عظيمي درحد 10 ميليارد تومان را افتتاح كرده بوديم وخبرآن تنها درحد 10ثانيه از صدا وسيما پخش شد . به نظر من اين مسايل به هيچ وجه فعاليت تبليغاتي محسوب نمي شود . كارتبليغاتي اين است كه شما يك نفر را از طريق رسانه ها پرورش دهيد واو را بيش از حد مطرح كنيد ومطلب خلاف واقع بگوييد . در صورتي كه من فكر مي كنم كه رسانه ها مطالب را بسيار كمتر از آن چيزي كه شهرداري تهران كاركرده بود منعكس مي كردند وبيشتر مردم تغييرات را با چشم خودشان مي ديدند .

- جنبش دانشجويي در دولت شما چه جايگاهي خواهد داشت ؟

به نظر من جنبش دانشجويي همواره بايد محور مسايل اجتماعي وسياسي كشور باشد چون دانشجو آينده وهمه چيز كشور است يك دانشجو بايد در ايجاد آينده اي پر نشاط حضور داشته باشد ومسئوليت هاي زمان خود را به خوبي بشناسد . در واقع جنبش دانشجويي نماد روح كمال جويي ملت ايران ا ست . چشم بيدار دانشجويان بايد ناظري امين دقيق ونگران باشد چون راه بسيار سخت وپرپيچ وخم است .- يكي از شعارهاي انتخاباتي شما عدالت گستري بود در اين باره چه برنامه هايي داريد؟

اجراي عدالت سنگين ترين عقبه انقلاب است چون در اين كار با كساني سروكارداريم كه شايد ساعت ها در رساي عدالت سخنراني يا قلمفرسايي كنند ، اما مي خواهند ريشه عدالت را بخشكانند . مبارزه با فساد و ويژه خواري هم مبارزه اي سنگين است وبايد نگاهي عمیق به آن داشت .

در پايان لطفا بفرماييد كه چه پيامي براي دانشجويان داريد؟

دانشجويان بايد روحيه انقلابي خود را حفظ كنند فضاي دانشگاه را به سمت عقلانيت ، ،منطق ، صميمت وارزشهاي انقلاب پيش ببرند وسعي كنند نگاه آرماني در آنها حفظ شود تا هر جا كه نشانه اي از بي عدالتي ديدند فرياد كنند.

تازه گفتگو گرم شده بود که همراهیان به احمدی نژاد گوشزد کردند که باید برای سخنرانی عازم محلی دیگر شوند و ما نیز اجبارا به گفتگو پایان دادیم ، در حالیکه هنوز سوالات بیشماری در ذهنمان بود اما . . .


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


سينوزيت و فصل سرما

سینوزیت

نويسنده : مهديار سعيديان

با سردتر شدن هوا يكي از بيماريهايي كه نام آن زياد به گوش مي خورد سينوزيت است. شايد بدون اغراق بتوان اين بيماري را به عنوان يكي از شايعترين بيماريهاي فصلهاي پاييز و زمستان و البته نه محدود به اين فصلها به ويژه در كشور ما به شمار آورد. با اين وجود بسياري از مردم حتي مبتلايان به اين بيماري از چگونگي ابتلا، پيشگيري و درمان آن بي خبرند. مطلب زير تا حدي به سؤوالات شما درباره اين بيماري پاسخ مي دهد:
"سينوزيت" در واقع به عفونت يا التهاب مخاطهاي پوشاننده سينوسها گفته مي شود. قبل از پرداختن بيشتر به اين بيماري بد نيست كه كمي درباره سينوسها و نقش آنها در بدن توضيح دهيم: سينوسها فضاهاي خالي پر از هوا هستند كه در استخوانهاي جمجمه قرار گرفته اند.اين فضاها به بيني ارتباط دارند و از غشاي يكساني با بيني پوشيده شده اند كه به آن غشاي مخاطي گفته مي شود. اين مخاط ها ترشحات نرم و چسبنده اي به نام ترشحات مخاطي توليد مي كنند كه مسير بيني را مرطوب نگه داشته و ذرات ريز خارجي را به دام مي اندازند.
سينوسها به چهاردسته تقسيم مي شوند: سينوسهاي پيشاني در دو طرف پيشاني و بالاي چشمها، سينوسهاي فكي در دو طرف زير گونه ها، سينوسهاي اتموئيد در پشت پل بيني و بين چشمها و سينوسهاي پروانه اي در قسمت بالاي بيني و پشت چشمها قرار دارند. اكثر سرماخوردگي ها كه عامل آن يكي از ويروسهاي سرماخوردگي است و باعث گرفتگي بيني مي شود، بعد از چند روز برطرف مي شوند. اما اگر سينوسها ملتهب شوند علايم ديگري مانند سردرد و يا تورم دردناك صورت ممكن است ايجاد شود. اگر سينوزيت در عرض چند روز ايجاد شده باشد، سينوزيت حاد ناميده مي شود در صورتي كه سينوزيت مزمن يك مشكل طولاني مدت است كه بدون درمان هيچ گاه به طور كامل بهبود پيدا نمي كند. يعني در صورتي كه علايم سينوزيت بيش از 3 ماه ادامه يابد يا تغييرهاي غير قابل برگشت ايجاد شده باشد، سينوزيت به شكل مزمن درآمده است.
علايم:
سينوزيت حاد: مهمترين علامت سينوزيت حاد در افراد بزرگسال درد سينوس است كه بر حسب سينوس مبتلا، محل درد نيز مي تواند متفاوت باشد. درد ممكن است در گونه، پيشاني يا اطراف و عمق چشم حس شود. معمولاً درد با احساس سنگيني و فشار همراه است و بيشتر در ساعتهاي بيداري رخ مي دهد. ممكن است اين حالات با خم شدن بدن بدتر شود. گاهي فرد مبتلا اظهار مي دارد كه انگار مايعي در سرش در حركت است. ترشحات چركي بيني كه از سوراخهاي بيني يا پشت گلو خارج مي شود و گرفتگي بيني از ديگر علايم شايع است. در برخي موارد كاهش حس بويايي و چشايي و احساس مزه بد در گلو نيز وجود دارد. ممكن است فرو بردن ترشحات در كودكان به تهوع و استفراغ منجر شود. در برخي موارد، كاهش اشتها، تنفس بدبو و سرفه نيز وجود دارد. گاهي ترشحات غليظ پشت گلو موجب احساس پري و صداي تق تق در گوش مي شود. امكان دارد همراه با اين علايم تب نيز با شدت كم يا زياد وجود داشته باشد.
سينوزيت مزمن:
در سينوزيت مزمن شدت علايم كمتر است و معمولاً درد يا تب وجود ندارد. از علايم سينوزيت مزمن، گرفتگي بيني و ترشحات مداوم از بيني و پشت گلواست. ممكن است كاهش حس چشايي و بويايي همراه با بوي بد دهان نيز وجود داشته باشد. سرفه هاي مزمن و تغييرهاي رفتاري در كودكان نيز گاهي از سينوزيت مزمن ناشي مي شوند.
سينوزيت و سردرد:
بر خلاف تصور عامه سينوزيت هميشه با سردرد همراه نيست و در بسياري از سردردها نيز اثري از سينوزيت ديده نمي شود. معمولاً افراد هر نوع سردردي را به سينوزيت نسبت مي دهند و چون براي خوب شدن آنچه به تصورشان سينوزيت است، آنتي بيوتيكهاي زيادي مصرف مي كنند و نتيجه اي نمي گيرند، اين تفكر نادرست بر ايشان مستولي مي شود كه سينوزيت درمان شدني نيست. در صورتي كه در معاينه دقيق اين بيماران مشخص مي شود كه سردردشان با سينوزيت هيچ ارتباطي ندارد و مشكل در جاي ديگري است. به طور كلي سردرد علامتي شايع براي بسياري از بيماريهاي جسمي و عصبي است. گاهي اوقات منشأ برخي از سردردها را بايد در سينوسها جستجو كرد، اما اين به مفهوم سينوزيت چركي نيست.
براي نمونه برخي افراد به علل مختلف دچار آلرژي بيني يا تورم مخاط بيني هستند و در مواقعي كه ورم بيني افزايش يابد، منافذ سينوسها بسته شده، ممكن است ايجاد درد كند، بي آنكه هيچ عفونتي در كار باشد. برخي افراد به محض مواجهه با باد سرد يا هواي خشك، دچار سردرد مي شوند. در اين افراد ممكن است تورم پديدار شده بيني، به طور موقت و زودگذر موجب شود كه ساختمانهاي مختلف داخل بيني با هم تماس پيدا كنند و درد ايجاد شود. اين دردها نيز نشانه سينوزيت نيست. توصيه اي ساده براي كساني كه به اين دردها دچار مي شوند، اين است كه موقع درد به جاي قرص مسكن، تنها از بخور ساده استفاده كنند. ساده ترين روش انجام اين كار، آن است كه يك ظرف آب جوش را پس از برداشتن از روي منبع حرارتي در جلوي خود قرار دهند، پارچه اي روي سر خود بكشند، آنگاه هواي اشباع از رطوبت را استنشاق كنند. اين عمل به باز شدن منافذ سينوسها و روان شدن ترشحات كمك مي كند.
عامل سينوزيت:
اكثر ويروسهاي ايجاد كننده سرماخوردگي فقط باعث گرفتگي بيني مي شوند، در صورتي كه در هنگام تورم سينوسها، مسير خروج ترشحات مخاطي مسدود مي گردد. ترشحات جمع شده هم باعث احساس فشار و درد كه جزو علايم سينوزيت هستند مي شوند.
در سينوسهايي كه ترشحات آنها نتوانند تخليه شوند، امكان رشد باكتريها و قارچها بيشتر مي باشد و عفونت باكتريايي اغلب باعث التهاب و درد بيشتر مي شود. به طور كلي هر عاملي كه باعث التهاب و آزردگي مخاط بيني به مدت طولاني و در نتيجه تورم مخاطي شود باعث سينوزيت مزمن مي شود. به عنوان مثال از اين عوامل مي توان نام برد: گرده گلها و درختان و علفها، هواي سرد، عطرها، هواي مرطوب و دم كرده، قارچها و كپكها و مصرف طولاني مدت داروها.
افرادي كه آسم يا زمينه آلرژي دارند معمولاً به سينوزيت هم مبتلا هستند.
عواملي مانند پوليپ يا انحراف تيغه مياني بيني به يك طرف نيز مي تواند باعث سينوزيت شود. عفونت دندانها ولثه ها هم مي توانند به سينوسها منتشر شوند. عواملي كه باعث ضعف سيستم ايمني مي شود مانند ايدز نيز از علل نادرتر سينوزيت مي باشند. آلودگي هوا و كشيدن سيگار مي تواند باعث تشديد سينوزيت شود.
سينوزيت چگونه تشخيص داده مي شود؟
تشخيص سينوزيت حاد در بيشتر مواقع از روي علايم بيمار و يا معاينه دقيق وي بدون نياز به عكسبرداري امكان پذير است. در سينوزيت مزمن، معاينه دقيق داخل بيني تا حد زيادي به تشخيص كمك مي كند. آندوسكوپي داخل بيني و سي . تي . اسكن نيز در جاي خود كمك كننده هستند.
درمان:
در سينوزيت حاد درمانهاي خانگي مانند استراحت و بخور كمك كننده هستند. قرصهاي بروفن(ايبوپروفن) و استامينوفن براي تسكين تب شديد و داروهاي ضد احتقان مثل پسودوافدرين يا منتول باعث كاهش تورم و پر خوني در بيني شده و اجازه تخليه سينوسها را مي دهد. تركيبات ضد احتقان را نبايد بيشتر از يك هفته استفاده كرد، چون مصرف طولاني مدت اين داروها تورم مخاط و انسداد را تشديد مي كند. در صورتي كه علايم در ظرف يك هفته برطرف نشد بايد به پزشك مراجعه نمود و ممكن است آنتي بيوتيك توسط پزشك تجويز شود.
استفاده از اسپري هاي استروييدي داخل بيني مانند بكلومتازون در درمان سينوزيت مزمن مؤثر مي باشد. البته جراحي آندوسكوپي هم به عنوان راه حل آخر ممكن است مورد نياز باشد. عوارض جراحي معمولاً خفيف بوده و شامل آسيب به مخاط و استخوانهاي اطراف مي باشد.
پيشگيري:
عمل به توصيه هاي زير خطر ابتلا به سينوزيت را به ويژه در افراد مستعد، كاهش مي دهد:
- هواي منزل را مرطوب نگه داريد
- از جاروبرقيهاي داراي فيلتركننده هوا استفاده كنيد.
- از حيوانات خانگي دوري كنيد.
- مصرف سيگار را قطع كنيد.
- قبل از شنا از اسپري هاي ضد احتقان استفاده نماييد


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


روزه داري و بيماريها

گفتگو از : مهديار سعيديان

با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان پرسشهاي فراواني در ذهن بيماران و حتي افراد سالمي كه قصد روزه گرفتن را دارند، مطرح مي شود. مانند اين كه: آيا من مي توانم روزه بگيرم؟ روزه داري براي بيماري من چه فوايد و ضررهايي دارد؟ نحوه تغذيه صحيح در زمان افطار و سحر چگونه است؟ و سؤالات مشابهي كه اين روزها بسياري از پزشكان با آن روبه رو مي شوند.
شكي نيست كه روزه گرفتن، علاوه بر بركات معنوي و روحي، فوايد جسمي فراواني را نيز براي فرد روزه دار در پي دارد. به گونه اي كه بسياري از دانشمندان كم خوردن و روزه داري را عامل عمده اي براي حفظ سلامت مي دانند. اما اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه امكان دارد روزه گرفتن موجب شدت يافتن برخي بيماريها و عوارض آنها شود به گونه اي كه سلامت شخص را در معرض خطر جدي قرار دهد. البته برخي بيماريها نيز منعي براي روزه داري به شمار نمي آيند.
در گفتگوي امروز با دكتر حسن سعادت نيا فوق تخصص بيماريهاي گوارش و كبد و استاد دانشگاه كوشيده ايم تا به سؤالات شما پيرامون اثر روزه گرفتن بر بيماريهاي مختلف و نيز نحوه صحيح تغذيه در ايام ماه مبارك رمضان پاسخ دهيم:
آقاي دكتر، لطفاً در ابتدا بفرماييد كه رژيم غذايي مناسب در ايام روزه داري به ويژه هنگام سحر و افطار چگونه است؟
اولاً توصيه مؤكد مي كنم كه روزه داران براي صرف سحري و افطاري وقت كافي صرف كنند و از هرگونه عجله در غذا خوردن پرهيز نمايند. اين كه شخص، هنگام سحر در مدت زمان كمي مانده به اذان صبح از خواب بلند شود و با سرعت، حجم زيادي از غذا را ميل كند و بعد بلافاصله بخوابد به هيچ وجه مطلوب و صحيح نيست. بلكه غذا بايد به تدريج و با آرامش كامل صرف شود. ثانياً بهتر است از غذاهاي پرحجم و سنگين پرهيز شود تا عوارضي مانند نفخ و يا تنگي نفس براي شخص ايجاد نشود. ضمن اين كه بهتر است بعد از صرف سحري مدتي بيدار بماند تا غذا به خوبي هضم و جذب گردد.
در هنگام خوردن افطاري نيز بايد وقت كافي گذاشت و از عجله و پرخوري پرهيز كرد. بهتر است ابتدا با يك ماده غذايي كه انرژي را سريع به بدن مي رساند مانند خرما، عسل، مقدار كمي شيريني و يا مايعات گرم مانند چاي، فرني و يا سوپ افطار كرد تا نياز اوليه بدن تأمين شود. غذاي هنگام افطار نيز بايد داراي حجم متعادلي باشد تا فشار مضاعفي بر روي معده و ساير قسمتهاي دستگاه گوارش وارد نگردد. البته در آخر شب هم در صورت ميل فرد، خوردن يك شام سبك و يا ميوه جات منعي ندارد به شرط اين كه اين وعده غذايي انتهاي شب، به عنوان سحري روزه فردا محسوب نشود چون اين فاصله طولاني بين اين وعده غذا تا صرف افطار مشكلاتي را براي فرد ايجاد مي كند.
آيا ممكن است كمبود مصرف آب و مايعات در هنگام روزه داري براي بعضي از بيماران مشكل زا باشد؟
يكسري بيماريها هستند كه در جريان آنها تعادل آب و املاح بدن به هم مي خورد از قبيل بيماري ديابت (به ويژه نوع جوانان و كودكان)، بيماريهاي كليوي و كبدي پيشرفته. در اين بيماران سعي مي شود كه تعادل آب و املاح بدن در وضعيت مناسبي حفظ شود.به عنوان مثال بيمار دچار سنگ كليه بايد آب و مايعات فراواني مصرف كند چون در صورت غليظ شدن ادرار بر اثر كمي مصرف مايعات، احتمال تشكيل سنگ كليه وي افزايش مي يابد. بنابراين روزه گرفتن براي چنين بيماري ممنوع است. اما چنانچه بيماري پيشرفته نباشد، اين كمبود مصرف مايعات اثر مهمي بر روي بدتر شدن وضع بيمار ندارد. چون سيستم كليوي به گونه اي تنظيم شده كه به محض مصرف كم مايعات، دفع مايعات از طريق كليه ها محدود شده و در واقع يك تعادل بين جذب و دفع آب ايجاد مي شود.
آيا از لحاظ پزشكي مصرف بيش از حد آب و مايعات در هنگام سحر براي جبران كمبود مايعات در طول روز صحيح است؟
خير. چون سيستم كليوي بدن معمولاً كمبود مايعات را به مقدار كافي جبران مي كند و از سوي ديگر ميزان ذخيره آب سلولهاي بدن نيز محدود است. بنابراين خوردن زياد آب و مايعات چه در هنگام سحر و چه در هنگام افطار قابل توجيه نيست.
برخي از روزه داران از علايمي مانند طپش قلب، سرگيجه و احساس سرما بعد از صرف افطاري شاكي هستند، علت اين مسأله چيست؟
عمده دليل اين مشكل به عدم آرامش كافي در هنگام صرف غذا و خوردن سريع آن بر مي گردد. چون معده فرد كه چندين ساعت خالي بوده در صورتي كه ناگهان پر شود، تحت فشار قرار مي گيرد. از طرف ديگر با آزادشدن هورمونهاي ويژه و نيز انحراف جريان خون به سمت دستگاه گوارش اين حالات تشديد مي شوند كه در صورت صرف صحيح غذا و جزيي بودن علايم، كمتر شده و مشكلي نيز براي روزه گرفتن ايجاد نمي كنند. اما اگر علايم در حد آزار دهنده اي باشند و يا فرد مشكل زمينه اي مانند ناراحتي قلبي، فشار خون و... داشته باشد، در آن صورت روزه گرفتن توصيه نمي شود.
روزه گرفتن روي بيماريهاي مختلف چه تأثيري دارد؟
ما بيماريها را از لحاظ تأثير روزه داري بر آنها به سه دسته تقسيم مي كنيم:
دسته اول شامل بيماريهاي وخيم مي باشد: مانند سرطانهاي مختلف دستگاه گوارش (مري، معده، روده و كبد) و يا بيماريهايي كه عارضه اصلي آنها كاهش وزن و لاغري مفرط است مثل بيماريهاي التهابي روده، سيروز كبدي و هپاتيت هاي مزمن. روزه گرفتن براي اين بيماران كاملاً ممنوع است.
دسته دوم بيماريهايي هستند كه به طور ذاتي خطر كمتري دارند مانند زخم معده و زخم اثني عشر. اين گروه از بيماران تا زماني كه بيماري فعال دارند و تحت درمان قرار نگرفته اند بايد از روزه گرفتن بپرهيزند اما هنگامي كه بيماري شخص تحت درمان طبي قرار گرفت و دوران نقاهت آن طي شد منعي براي روزه گرفتن وجود ندارد مگر آن كه در هنگام روزه داري احساس ضعف و ناراحتي غيرقابل تحمل كند كه ممكن است حتي در روزهاي اول خود را نشان ندهد. بنابراين به اين گروه توصيه مي كنيم كه اگر دچار علايم شديدي شدند، ديگر به روزه گرفتن ادامه ندهند.
دسته سوم بيماريهايي هستند كه اساساً مريضي مهمي به شمار نمي آيند؛ مانند يبوست، سوء هاضمه و يا بيماريهاي روده تحريك پذير. اين افراد قادر به روزه گرفتن هستند.
البته بايد توجه داشت كه امكان تشديد برخي مشكلات اين افراد در هنگام روزه داري وجود دارد. به عنوان نمونه، در شخصي كه دچار يبوست است به ويژه اگر دچار شقاق مقعد و يا بواسير نيز باشد، با روزه گرفتن امكان تشديد بيماري وي وجود دارد. همچنين در فردي كه دچار سوء هاضمه بوده و در هنگام گرسنگي دچار درد معده مي شود. در تمامي اين موارد در صورتي كه بيماري براي فرد مشكل حادي ايجاد نمي كند، روزه گرفتن منعي ندارد وگرنه بايد از روزه داري اجتناب كرد.
اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه در بعضي موارد يك بيماري ظاهراً خفيف و كم اهميت در صورتي كه با گرسنگيهاي طولاني مانند روزه داري توأم شده عوارض و دردهاي شديدي ايجاد مي كند به گونه اي كه زندگي عادي فرد را مختل مي سازد. در اين شرايط پزشكان تصميم گيري را به خود بيمار واگذار مي كنند تا در صورت ايجاد مشكلات شديد از روزه گرفتن خودداري نمايد.
آيا بيماران ديگر نيز هستند كه روزه داري براي آنها توصيه نمي شود؟
بلي، بيماران داراي سنگهاي كليوي و سنگهاي صفراوي، نارسايي پيشرفته قلبي، سوء جذب، پركاري و كم كاري شديد تيروئيد هم نبايد روزه بگيرند. همچنين روزه گرفتن براي بيماران دچار ديابت نوع جوانان و كودكان كه اختلال عمده اي در تعادل آب و املاح دارند، ممنوع است. اما اگر فرد ميانسال و يا مسني ديابت داشته و يا بيماري وي پيشرفته نباشد، با رعايت ساير نكات بهداشتي، مشكلي براي روزه داري ندارد.
در دوران بارداري چطور؟ آيا روزه گرفتن براي خانمهاي حامله مشكل ايجاد مي كند؟
پاسخ به اين سؤال از لحاظ علمي دقيقاً ممكن نيست. اما اگر وضعيت تغذيه اي و بهداشتي مادر قبل از بارداري مناسب بوده و كمبود وزن و يا كم خوني نداشته باشد، در ماههاي اوليه حاملگي مي تواند روزه بگيرد. اما از آنجا كه در نيمه دوم حاملگي نياز جنين به مواد غذايي افزايش مي يابد و اغلب مادران قادر به تأمين انرژي و مواد غذايي كافي براي خود و جنين نمي باشند، روزه گرفتن به هيچ وجه توصيه نمي شود. ضمن اين كه اگر مادر حامله بيماري زمينه اي مانند فشارخون داشته باشد كه در دوران حاملگي امكان تشديد آن وجود داشته باشد نيز نبايد روزه بگيرد.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


رقيب وبا!

 

نويسنده :مهديار سعيديان

اگر چه "وبا" شايعترين و معروفترين بيماري اسهالي است كه باعث نگراني می شود ٬اما اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه اسهال حاد تنها محدود به وبا نيست و بيماريهاي اسهالي ديگري هم هستند كه به اندازه وبا خطرناك و كشنده بوده و بايستي كه مورد توجه قرار بگيرند.
شايعترين نمونه از اين بيماريهاي حاد اسهالي، "اسهال خوني" است.
اسهال خوني باكتريايي يا "شيگلوز" يك عفونت باكتريايي در لايه هاي سطحي پوشاننده جدار داخلي روده هاست. اين بيماري در اثر تماس نزديك فردي ايجاد مي شود و مانند وبا مي تواند به صورت همه گيري نيز بروز نمايد.
از زمان ورود باكتريهاي عامل بيماري تا ظهور علايم در فرد 1 تا 4 روز طول مي كشد. عامل بيماري در حقيقت يك نوع باكتري به نام شيگلا است كه به جدار روده بزرگ تهاجم مي كند. اين باكتري معمولاً از طريق دستهاي آلوده، غذا يا آب آلوده، از يك فرد به فرد ديگر انتقال مي يابد.
علايم شايع بيماري عبارتند از: دل پيچه، تب، اسهال (تا 20 يا حتي 30 بار اجابت) مزاج آبكي در روز، وجود خون، مخاط يا چرك در مدفوع، تهوع يا استفراغ، دردهاي عضلاني و كاهش گلبولهاي سفيد كه در شروع بيماري خود را نشان مي دهد.
بايد توجه داشت كه اين بيماري اغلب در طي مسافرتها به ويژه مسافرت به كشورهاي خارجي و نيز محيط زندگي شلوغ و يا غير بهداشتي بروز پيدا مي كند.
معمولاً با درمان صحيح بيماري در عرض 7روز قابل معالجه است. البته اغلب عفونتهاي شيگلايي خفيف هستند و به درمان جدي احتياج ندارند.
البته در موارد شديد، در صورت عدم موفقيت درمان، از دست رفتن آب زياد از بدن ممكن است، مرگبار باشد. (خصوصاً در شيرخواران و كودكان كم سن و سال)
عوارض احتمالي
مهمترين و خطرناكترين عارضه اسهال خوني كم آبي حاد بدن است كه به ويژه در كودكان ميزان اين خطر افزايش مي يابد. در موارد نادر، باكتريها ممكن است از مجراي گوارش وارد خون شوند و ساير اعضاي بدن مانند كليه ها، كيسه صفرا، كبد، قلب و مفاصل را درگير سازند. اين حالت شايد به شوك و مرگ منجر شود.
تشخيص و درمان
اقدامات تشخيصي شامل بررسي آزمايشگاهي و كشت نمونه مدفوع است. ضمن اين كه اطلاع از بروز همه گيري بيماري يا بومي شدن آن مي تواند خانواده ها را در جهت تشخيص ياري رساند.
درمان شامل جايگزيني مايعات از دست رفته، غذاي كم حجم و نيز گاهي دارو مي شود. ضمن اين كه رعايت نكات زير در بهبود سريعتر فرد مبتلا مؤثر مي باشد:
- بيمار را از ساير افراد خانواده جدا نماييد.
- براي تخفيف درد، يك صفحه گرم كننده يا كيسه آب داغ را روي شكم بيمار قرار دهيد.
- بيمار بايد مرتباً مايعات دريافت كند.
- بيماراني كه شديداً مريض احوالند خصوصاً كودكان كم سن وسال كه دچار كم آبي شده اند را بايد هر چه سريعتر بستري كرد و مايعات تكميلي را از راه سرم به وي رساند.
- داروهاي آنتي بيوتيك بر روي بيماري مؤثر هستند.
- از مصرف تركيبات ضد اسهال خودداري كنيد مگر اين كه با نظر پزشك تجويز شده باشند. اين تركيبات ممكن است بيماري را طولاني كنند. اگر تا كنون مورد استفاده قرار مي گرفته اند، بلافاصله مصرف آنها را متوقف كنيد.
- تا حداقل سه روز پس از رفع تب، اسهال و ساير علايم، استراحت در رختخواب ضروري است مگر براي اجابت مزاج. البته پاها را در رختخواب بايد مرتباً ورزش داد.
- رژيم غذايي شامل مايعات يا جامدات نرم است تا زماني كه اسهال متوقف شود، اما پس از آن مي توان از رژيم عادي استفاده كرد.
شرايط مراجعه سريع به اورژانس
اگر شما يا كودكتان علايم اسهال خوني باكتريايي را داشته و تحت درمان هستيد، در صورت رخ دادن يكي از موارد زير بايد هر چه سريعتر به اورژانس مراجعه كنيد:
- تب 9/38درجه سانتيگراد يا بيشتر
- گلودرد، سردرد، يا گوش درد
- تنگي نفس يا سرفه شديد
- رگه خون در خلط سينه
- درد يا تورم شديد شكم
- خونريزي گوارشي از مقعد
- درد در ساق پا يا تمام پا
- تورم مفاصل
- ظهور علايم كم آبي بدن (بي حالي، فرو رفتگي چشمها، كاهش سريع وزن ، خشكي پوست)


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


بچه ها و مدرسه

نويسنده : مهديار سعيديان

مهمترين سن ورود به مدرسه چه سني است؟
در تمام دنيا يك عقيده وجود دارد كه سن ورود به مدرسه براي كودكان 6 تا 7 سالگي است. به اين دليل كه در اين سن، كودكان طبيعي و نرمال به آن درجه از رشد دستگاه عصبي رسيده اند كه توان درك و پذيرش مطالب و تكاليف را داشته باشند و نيز به آن اندازه از رشد رواني رسيده اند كه آماده ترك خانه و ورود به محيط اجتماعي شوند.
بچه هاي طبيعي براي رفتن به مدرسه اشتياق دارند. كيف و لباس مي خرند و اندكي درس ياد مي گيرند. والدين بايد با صحبت درباره مدرسه و نشان دادن خوبيهاي آن، بچه را آماده نمايند.
كودكان را روز پنج شنبه كه آخر هفته است، موقع تعطيل شدن مدرسه به آنجا ببريد تا جست و خيز و شادي بچه ها را ببيند. اول مهر بچه ها را به ديدن مدرسه ببريد!

نكات قابل توجه درباره مدرسه و معلمان:
- مشق و تكليف شب بايد از آموزش حذف شود و كودك بايد فقط در مدرسه درس بخواند.
- معلمان بايد از مشق زياد و جريمه دادن پرهيز كنند.
- بچه هايي كه باهوش و با دقت هستند بايد تكاليف كمتري را انجام دهند. چون با خواندن و نوشتن زياد دقتشان كم مي شود. بايد توجه داشت كه ويژگيهاي ارثي در درك مطلب تأثير دارد.
- مدرسه و خانه بايد به هم نزديك باشند. رنگ آميزي مدرسه بايد مطابق سن شاگردان باشد. مدارس ابتدايي بايد پنج روز در هفته و هر روز سه ساعت برنامه داشته باشند ضمن اين كه امكانات بازي نيز بايد در آنها وجود داشته باشد.
- معلم ابتدايي بايد خوشرو، مهربان، خوش پوش، و متأهل باشد تا از عهده تربيت صحيح كودكان برآيد.
وظيفه والدين در روز اول مدرسه چيست؟
روز اول مدرسه را يك روز عادي بدانيد، جوش نزنيد، چون اولين نقش شما در دوران تحصيلات فرزندتان حفظ آرامش محيط پيرامون وي مي باشد.
- كار بچه ها را براي آنها انجام ندهيد مگر در صورتي كه از شما كمك بخواهند. مثلاً اگر كودك از شما خواست كه به او ديكته بگوييد، آن وقت اين كار را انجام دهيد.
- نمره بچه ها را در دوران ابتدايي ملاك قرار ندهيد. چون در دوران راهنمايي و دبيرستان وضعيت درسي مهمتر است.
- به فرزندانتان درس ندهيد چون رابطه تان با كودك خراب مي شود.
- وقتي كودكتان را به مدرسه مي فرستيد بايد مراقب باشيد كه لباس، بدن و حتي دفتر و كتاب او تميز باشد، چون ظاهر تميز اعتماد به نفس را افزايش مي دهد.
- بچه ها را با اغذيه اي كه دوست دارند روانه مدرسه نماييد. فراموش نكنيد كه معده بچه ها كوچك است، زود سير مي شوند و زود هم گرسنه.
- وقتي كه به مدرسه فرزندتان مي رويد، خوشرو و خاضع و مهربان باشيد. رفتار متكبرانه شما با اولياي مدرسه ممكن است مقابله به مثل آنها را با فرزندتان در پي داشته باشد.
در كنار توجه به مسايل روحي دانش آموزان مسايل جسمي و تغذيه اي آنها نيز بايد مورد توجه قرار گيرد:
اهميت مصرف صبحانه:
حذف صبحانه مي تواند نتايج نامطلوبي بر عملكرد كودكان و نوجوانان در انجام تكاليف مدرسه داشته باشد. مطالعه اي بر روي دانش آموزان از طبقه اجتماعي كم درآمد نشان داد كه مصرف صبحانه پس از مدتي مي تواند به افزايش نمره منجر شود.
با برگزاري برنامه صبحانه رايگان در مدارس؛ ميزان غيبت، سستي و بيماري در دانش آموزان شركت كننده در اين تحقيق نسبت به زمان قبل از برقراري برنامه و در مقايسه با دانش آموزان ديگري كه در اين مطالعه شركت نكرده بودند، كاهش يافت.
در مطالعات مختلف به عمل آمده مشخص شده است كه 40 درصد از دانش آموزان به طور متوسط فقط دو روز در هفته صبحانه مصرف مي كنند.
كاهش كارايي در مدرسه، خسته شدن زودهنگام، عدم توانايي در تمركز، عدم رغبت به انجام تكاليف، سوء تغذيه در دراز مدت و عدم دريافت كافي مواد مغذي مي تواند از جمله عواقب ناگوار عدم مصرف صبحانه باشد.
چاشت يا ميان وعده مدرسه: 
ميان وعده ها بخشي از انرژي و مواد مغذي بدن را تأمين مي كند. در واقع با مصرف يك ميان وعده سالم بدن مجدداً انرژي گرفته و توانايي انجام كار را مي يابد. انتخاب ميان وعده در حفظ سلامت بدن نقش بسزايي دارد.
متأسفانه مصرف پفك، چيپس، بيسكويتهاي كرم دار، شكلاتهاي كاكائويي و نوشابه ها جايگاه وسيعي را در ميان وعده هاي دانش آموزان به خود اختصاص داده كه مي تواند ضررهاي بي شماري را به دنبال داشته باشد.
شايد يكي از علل مهم افزايش شيوع چاقي در بين كودكان و نوجوانان نسبت به گذشته مصرف بي رويه اين گونه مواد غذايي باشد.
حال يك چاشت سالم از چه مواد غذايي تشكيل شده است؟ انواع آجيل، ميوه ها و مغزها در مقدار معين، ساندويچ نان و پنير و خيار يا نان و پنير و سبزي، شير، خرما، كشمش، توت و خشكبار در مقادير معين از جمله ميان وعده هاي سالم هستند.
شرايط يك بوفه بهداشتي مدرسه:
بوفه مدرسه بايد اين ويژگيها را داشته باشد:
- داراي نور كافي و مجهز به هواكش بوده و نيز داراي وسايل گرمازا و سرمازا باشد و كف آن از سيمان يا ساير مصالح قابل شستشو پوشيده باشد.
- سطلهاي زباله دردار در داخل و بيرون بوفه به تعداد كافي وجود داشته باشد تا دانش آموزان پس مانده هاي موادغذايي را در آن بيندازند.
- براي جلوگيري از ورود مگس و حشرات، در و پنجره ها با توري فلزي پوشانده شود و در و ديوار و سقف آن منفذ و سوراخ نداشته باشد.
- افرادي كه در بوفه مدرسه، تهيه و فروش موادغذايي را بر عهده دارند بايد از نظر بيماريهاي واگيردار(انگلي، قارچي، عفوني و...) مورد آزمايش قرار گرفته و كارت معاينه پزشكي داشته باشند.
- سطوح و ابزار كار مورد استفاده براي تهيه و آماده سازي موادغذايي در بوفه بايد هر روز شسته و تميز شوند.
- بوفه بايد حتماً مجهز به يخچال بوده و مواد غذايي فاسدشدني در يخچال و ساير مواد غذايي در محل خشك و بدون رطوبت نگهداري شوند.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


درونمايه هاي بحراني يا اختلال در شخصيت

 

نويسنده :مهديار سعيديان

براي همگي ما پيش آمده كه گاهي مواقع در جريان تعاملهاي اجتماعي و در برخورد با ديگران تحت تأثير رفتار پسنديده فردي قرار گرفته ايم و با خود گفته ايم كه فلاني چقدر باشخصيت است! يا بر اثر برخوردي ناپسند و خارج از اصول اجتماعي فردي متأثر شده و او را بي شخصيت تلقي كرده ايم. در اين حالت از ديدگاه ما، شخصيت همان رفتارهاي پسنديده و مناسب شخص است كه در نبود آن، فرد به انساني بي شخصيت تبديل مي شود. اما بايد توجه داشت كه روان شناسان به هيچ وجه چنين طرز تلقي را از شخصيت درست نمي دانند. حال اين سؤال مطرح مي شود كه به واقع شخصيت چيست و چه افرادي دچار اختلال در شخصيت هستند؟
از لحاظ روان شناسي شخصيت به مجموعه صفات هيجاني و رفتاري اطلاق مي شود كه در شرايط معمول، معرف شخص بوده و براي هر فردي نسبتاً ثابت و قابل پيش بيني است.حال، اگر صفات شخصيتي غيرقابل انعطاف باشد و به اختلال ذهني يا اختلال در عملكرد فرد منجر شود، اختلال شخصيت مطرح مي شود.آنچه در پي مي آيد مروري است بر بعضي از شايع ترين اختلالات شخصيتي و راههاي درمان آن. اختلالاتي كه شايد شما هم با كمي دقت بتوانيد آن را در اطرافيانتان تشخيص دهيد!
به طور كلي افراد مبتلا به اختلالات شخصيتي در مورد رفتار خاص خود مضطرب نيستند و از آنچه ديگران در وجودشان غيرطبيعي مي شمارند، اظهار بي اطلاعي مي كنند و در نتيجه نسبت به درمان علاقه اي نشان نمي دهند. برخي از رايج ترين اين اختلالات عبارتند از:
اختلال شخصيت بدبين(پارانوييد):
افرادي كه چنين شخصيتهايي دارند، بسيار مغرور، حسود و كمي ستيزه جو هستند. به قول معروف يك كلام به دو كلام نرسيده، سيلي را زده اند! سوء ظني مكرر و بي اساس نسبت به وفاداري همسرشان احساس مي كنند. بدون دليل كافي، اين طور خيال مي كنند كه ديگران از آنها سوء استفاده مي كنند يا آنها را فريب مي دهند. به وفاداري و قابليت اعتماد دوستان و بستگان خود شك داشته و به ديگران اعتماد نمي كنند. در موارد و اتفاقات خوب، مفاهيم تحقيرآميز و تهديدكننده مي بينند. كينه توز بوده و در پاسخ خشمگين و آماده حمله هستند. در درمان اين افراد بايد جدي و صادق بود و از شوخي پرهيز كرد. ضمن اين كه بايد واقعيت را مورد تأكيد قرار داد. گاهي اوقات دارو درماني نيز لازم است.
اختلال شخصيت ضد اجتماعي:
اين اختلال معمولا از 15سالگي شروع مي شود. چنين افرادي ضد قانون هستند. قانون خانه، مدرسه يا جامعه را زيرپا مي گذارند. شخصيتهاي ضد اجتماعي دست به دزدي، تجاوز به حقوق ديگران، دروغگويي و همه گونه رفتارهاي ضد اجتماعي مي زنند. فريبكار و دروغگو هستند. از نامهاي غيرواقعي براي نفع و لذت شخصي استفاده مي كنند. رفتار تكانشي، تحريك پذيري و پرخاشگري دارند كه با نزاع و حملات فيزيكي مكرر تظاهر مي كند. نسبت به ايمني خود و ديگران سهل انگار مي باشند. احساس مسؤوليت ندارند كه با ناتواني در حفظ رفتار شغلي با ثبات يا احترام گذاردن به تعهدات مالي نشان داده مي شود. احساس پشيماني نسبت به آزار يا دزديدن مال ديگران ندارند و اغلب پس از جواني يا ميان سالي بهبود مي يابند. در اين افراد درمان مشكل است.
اختلال شخصيت مرزي:
افرادي كه داراي چنين شخصيتي هستند در روابط بين فردي ناتوانند و عواطف و رفتار تكانشي بارز دارند. بيشتر خانمهايي هستند كه اقداماتي ديوانه وار براي اجتناب از ترك شدن خيالي يا واقعي دارند.
در دوستي بي ثبات و در روابط بين فردي پرتنش هستند كه با نوسان بين دو قطب آرماني كردن و بي ارزش نمودن مشخص است. اختلال هويت مستمر دارند و دايم در هر مشكلي تهديد به خودكشي يا آسيب زدن به خويشتن مي كنند. بي ثباتي عاطفي، احساس مزمن پوچي، خشم شديد و نامتناسب و تفكر بدبينانه موقت ناشي از استرس را دارا مي باشند.
روان درماني مركب حمايتي و تفتيشي، رفتار درماني براي كنترل تكانه ها و كاربرد برخي داروها مانند داروهاي ضد افسردگي و ضد جنون از درمانهاي اين اختلال محسوب مي شود.
اختلال شخصيت نمايشي:
افرادي كه از چنين شخصيتي برخوردارند، رفتارهاي نمايشي و بچه گانه دارند. مثلاً وقتي درد دارند آن را بسيار بزرگ نشان مي دهند و حساس، حسود و زودرنج هستند. خانمهاي نمايشي، آرايشهاي تند و غليظ را دوست دارند و رفتاري سبك را از خود نشان مي دهند. افرادي كه دچار اختلال شخصيت نمايشي هستند، اگر در كانون توجه نباشند، احساس ناراحتي زيادي مي كنند. با حيواناتي نظير سگ و گربه زندگي مي كنند. بيان هيجاناتشان مبالغه آميز، نمايشي و توأم با خودنمايي است. تلقين پذير هستند يعني به آساني تحت نفوذ ديگران و موقعيتها قرار مي گيرند. روابط را صميمانه تر از آنچه در واقعيت هست، تلقي مي كنند. روان درماني فردي بينش گرا يا حمايتي، روانكاوي، گروه درماني و تجويز داروهاي ضد اضطراب براي حالات هيجاني گذرنده مؤثر است.
اختلال شخصيت خودشيفته:
اين افراد در خيال يا رفتار، احساس خود بزرگ بيني دارند و بسيار خودخواه و حسود هستند. براي خود ارج و اعتبار فراواني قائلند و اشتغال ذهني با تخيلات موفقيت، قدرت، استعداد، زيبايي و عشق ايده آل دارند. خود را فردي استثنايي مي دانند و با هر كسي رفت و آمد نمي كنند. نيازمند تمجيد افراطي هستند. در روابط بين فردي استثمارگرند. يعني براي رسيدن به اهداف خود از ديگران بهره كشي مي كنند. فاقد احساس همدردي و همدلي هستند. در برخورد با اين افراد حتماً احساس پوچي خواهيد كرد. روان درماني فردي، حمايتي يا بينش گرا و محيط درماني مي تواند مفيد باشد ولي، درمان مشكل است.
اختلال شخصيت وابسته:
اختلال اين افراد در اوايل بزرگ سالي شروع مي شود. نياز مفرط براي مراقبت شدن دارند. بسيار وابسته و مطيعند و از جدايي مي ترسند. بدون راهنمايي و اطمينان بخشي زياده از حد ديگران قادر به اخذ تصميمات روزمره نيستند. احتياج دارند كه ديگران مسؤوليت بيشتر زمينه هاي مهم زندگيشان را بپذيرند. از ترس قطع حمايت، با كسي مخالفت نمي كنند. در شروع كارها به تنهايي دچار اشكال هستند. در طلب محبت افراط مي كنند. وقتي يك رابطه نزديك را از دست مي دهند، فوري به دنبال رابطه ديگري به عنوان منبع مراقبت مي گردند. درمان دارويي رفع اضطراب، رفتاردرماني و خانواده درماني مي تواند سودمند باشد.

اختلال شخصيت منفعل - مهاجم
اين اختلال نيز در بزرگسالي شروع مي شود. فرد نسبت به درخواست ديگران نگرشي منفي دارد. منفعلانه در مقابل انجام تكاليف اجتماعي و شغلي مقاومت مي كند. از اين كه او را نمي فهمند و قدرش را نمي دانند شكوه مي كند. بد اخم و اهل جر و بحث است. نسبت به كسانی كه خوشبخت هستند، حسادت و نفرت نشان مي دهد. به طور غيرمنطقي از اولياي امور انتقاد كرده يا به آنها توهين مي كند و خود را بدشانس مي داند. بين بي اعتنايي و ندامت نوسان دارد.
درمان به شكل آموزش قاطعيت و روان درماني حمايتي در صورت تمايل بيمار ممكن است مفيد باشد.
اختلال شخصيت وسواسي - جبري
كساني كه اين شخصيت را دارند بسيار دقيق، مرتب، خوش قول اما بداخلاقند. به اصطلاح انگار عصا قورت داده اند! زندگي با اين افراد بسيار سخت است. براي هر كاري ساعت دارند. اين افراد در كار بسيار موفق هستند. در مورد رعايت ارزشها و موازين اخلاقي بيش از حد جدي مي باشند. از دورانداختن اشياء فرسوده و بي ارزش ناتوانند. در پول خرج كردن خسيس هستند. ابراز سرسختي، انعطاف نداشتن و علاقه مندي به كار به بهاي كنارگذاشتن فعاليتهاي تفريحي از ديگر علايم اين افراد است. درمان دارويي به اضافه روان درماني فردي، حمايتي و گروه درماني مي تواند مفيد باشد.درمان شامل سازش، كنترل و توجيه عقلي است.
اختلال شخصيت اجتنابي(دوري گزين)
افراد اين گروه بسيار ترسو هستند. از هر موضوع ترسناك فرار مي كنند. بسيار محافظه كارند و با هيچ موقعيتي مقابله نمي كنند. سعي مي كنند كه از هر موقعيت مشكوكي فاصله بگيرند. حتي از رودررويي با مردم و يا يك استرس فرار مي كنند. اين اشخاص بسيار بي تفاوت در برابر ديگران به زندگي شخصي خود ادامه مي دهند.
در زندگي خود حاضر به هيچ ريسكي نيستند و يك زندگي ثابت، محتاطانه و دور از هر مخاطره را انتخاب مي كنند. روان درماني حمايتي يا بينش گرا و آموزش عرض اندام و مهارتهاي اجتماعي براي درمان اين افراد مفيد است.
اختلال شخصيت اسكيزوييد(منزوي)
كسي كه چنين شخصيتي دارد بسيار منزوي است. براي ديگران كاملاً بي آزار است و در گوشه اي كتاب مي خواند يا به موسيقي و نقاشي خود را مشغول مي دارد اما حتي يك دوست هم ندارد.
به رقابت علاقه اي نداشته و به شدت خجالتي است. از روابط نزديك از جمله عضو يك خانواده بودن نه لذت مي برد و نه تمايلي براي آن دارد. تقريباً هميشه فعاليت هاي انفرادي را انتخاب مي كند. به رابطه جنسي علاقه اندكي دارد.
سردي هيجاني و سطحي بودن عواطف از ديگر علايم اين بيماري است.
درمان با داروهاي ضد جنون، روان درماني حمايتي، تأكيد بر پيوستگي روابط و مشخص نمودن هيجانات ممكن مي شود.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


آیا سونامی دیگری در راه است؟

نويسنده : مهديار سعيديان

این روزها،بحث شیوع وبا در كشور نه تنها نقل محافل پزشكی است، بلكه به یكی از بحث های داغ روزمره مردم نیز تبدیل شده است، به گونه ای كه ترس و وحشت از شیوع این بیماری بسیاری از مردم را بر آن داشته تا از راههای انتقال، پیشگیری و مقابله با وبا آگاهی یابند. بگذریم از این كه طبق معمول این گونه موارد، آمار دقیقی از میزان شیوع وبا در كشور در دست نیست و آمار و ارقامی هم كه مسؤولین مربوط ارایه می دهند، بعضاً متفاوت و حتی متناقض یكدیگر می باشند. اما این نكته را نمی توان از نظر دور داشت كه اصل مهم در كنترل بیماری وبا و جلوگیری از همه گیری آن در كشور پیشگیری صحیح از بیماری است كه خود جز با شناخت صحیح مردم از "وبا" و چگونگی انتقال آن ممكن نمی باشد. مطلبی كه در پی می آید در برگیرنده نكات مهمی درباره چگونگی پیشگیری و مبارزه با شیوع بیماری وبا است كه در شرایط كنونی باید مورد توجه همه هموطنان قرار گیرد:

 تاریخچه و اهمیت بهداشتی وبا

وبا یكی از بیماریهایی است كه همواره دارای همه گیری های بزرگ در میان جوامع انسانی بوده و هست. اهمیت آن در مبتلا كردن ناگهانی تعداد زیادی از مردم در جوامع است به طوری كه در صورت عدم درمان به موقع، می تواند در عرض چند ساعت منجر به نابود شدن انسان گردد. همین خاصیت، بیماری را به صورت یك تهدید بین المللی در آورده و پیدایش بیماری اغلب موجب بروز ترس و وحشت در میان ملل گوناگون شده است. از زمانهای بسیار قدیم تاكنون، وبا همیشه در دلتای رودخانه های گنگ و براهماپوترا در هند و پاكستان وجود داشته است. در سال 1817 از سرزمین اصلی خود انتشار یافته و در قرن 19 و اوایل قرن 20 به صورت همه گیری شدید، كشورهای بسیاری را آلوده كرده است. از سال 1961، وبای التور در بین حداقل 98 كشور شناسایی شده است.
مطالعات وسیع نشان داده است كه نمی توان با كنترل مرزها، از ورود وبا به یك كشور جلوگیری به عمل آورد. با این حال می توان با روشهای كنترل مناسب از انتشار آن در كشور جلوگیری كرد.
پراكندگی بیماری در ایران میزان بروز وبا در ایران از 7 /30درصد هزار در سال 1356 تا 1 /0در سال 1375 متغیر بوده است. در سالهای 1360، 1368 و 1377 موارد همه گیری بیماری گزارش شده است. در سالهای اخیر با كنترل دقیق نظام مراقبت بیماری، موارد تك گیر محدود به استانهای مرزی شده است و درعین حال، به دلیل همه گیری ها و بحرانهای كشورهای همسایه، به عنوان یك خطر بالقوه همیشه كشور ما را تهدید می كند و غفلت حتی جزیی از این بیماری می تواند منجر به بروز فاجعه جبران ناپذیر شود. از ابتدای سال 84 نیز تا پایان اردیبهشت ماه موارد قطعی از استان های خوزستان، سیستان و بلوچستان و قم و در ماههای اخیر مواردی از استانهای گلستان، همدان و تهران گزارش شده است و پیش بینی می شود موارد بروز در این استانها افزایش و گسترش موارد بیماری در سایر استانها نیز ادامه پیدا كند.
 علایم وبا

 از ویژگی های این بیماری شروع ناگهانی اسهال آبكی شدید بدون درد همراه با تهوع و استفراغ در مراحل اولیه بیماری است. در بیماران درمان نشده، كاهش سریع آب بدن، اختلالات عروقی، كاهش قند خون در بچه ها و نارسایی كلیه شایع است. در موارد شدید درمان نشده مرگ معمولاً در عرض چند ساعت دیده می شود و میزان مرگ و میر آن به بیش از 50 درصد موارد می رسد. در حالی كه با درمان به موقع و مناسب این میزان به كمتر از 1 درصد خواهد رسید.
در افراد مسن ممكن است قطع ناگهانی اسهال به دلیل انسداد روده دیده شود. ٭ تعریف همه گیر شناسی وبا وبای مظنون:در منطقه ای كه وبا بومی نیست، بیمار 5 ساله یا بالای 5 سال كه دچار كم آبی شدید شده و یا به علت اسهال آبكی بمیرد و یا در منطقه ای كه وبا به صورت همه گیری است یا در جایی كه وبا بومی است در صورتی كه یك بیماری بالای 2 سال دچار اسهال حاد آبكی شود. وبای قطعی:وبا هنگامی قطعی است كه "ویبریوكلرا" یعنی میكروب عامل بیماری وبا از نمونه مدفوع بیمار مبتلا به اسهال جدا شود.
اصولی كه برای كنترل وبا باید مورد توجه قرار گیرد:

٭ بررسی موارد تماس تمام افرادی كه از نظر خوردن و آشامیدن با بیمار در تماس بوده اند باید تا 5 روز بعد از تماس، در صورتی كه احتمال انتقال مطرح باشد تحت درمان دارویی قرار گیرند.

٭ كنترل اطرافیان و محیط باید توجه داشت كه كنترل اطرافیان بیمار و نیز محیط زندگی او یكی از اصول مهم در كنترل شیوع بیماری وبا است موارد زیر در این باره باید مورد توجه فراوان قرار گیرد:

1،دفع بهداشتی فضولات انسانی:استفاده از توالت های بهداشتی و ضد عفونی توالت ها و محل های آلوده شده به استفراغ یا مدفوع بیماران با مواد ضد عفونی كننده خاص به ویژه پركلرین.
2،تأمین منابع آب سالم:در مناطق شهری استفاده از آب لوله كشی و در مناطق روستایی جوشاندن آب یا اضافه كردن تركیبات كلر به آن توصیه می شود. در شرایط همه گیری وبا باید میزان كلر افزایش یابد.
3،اطمینان از سلامت غذا اصل مهم دیگری است كه باید مورد توجه قرار گیرد. استفاده از غذای پخته كاملاً داغ شده و شستشوی كامل و مناسب ظروف و لوازم مورد استفاده برای كنترل بیماری ضروری است.
4،ضدعفونی:ضد عفونی مدفوع و محتویات استفراغی و ظروف و لوازمی كه بیمار استفاده كرده است با استفاده از حرارت، اسید كاربولیك و سایر مواد ضدعفونی كننده انجام می شود. 5،بیمار مبتلا به وبا نیاز به قرنطیه شدن ندارد.
6،در صورت مرگ بیمار باید از تهیه غذا توسط افرادی كه مستقیماً با وی در تماس بوده اند خودداری كرد.
البته كنترل وبا تنها به موارد بالا محدود نمی شود، بلكه نكات مهم دیگری نیز وجود دارند كه باید مورد توجه مسؤولان بهداشتی و درمانی كشور قرار گیرد. برخی از این اصول عبارتند از:

 ٭ برقراری نظام مراقبت شامل نمونه برداری مدفوع از نظر وبا از كلیه موارد اسهال شدید

 ٭ برقراری نظام گزارش دهی دقیق و فوری

 ٭ نظارت منظم بر سالم بودن آب مصرفی شامل آب آشامیدنی و آب شستشو و استخرها

٭ نظارت دقیق بر سالم بودن اغذیه مصرفی

٭ نظارت دقیق بر دفع صحیح فضولات انسانی و زباله و مبارزه با حشرات با همكاری سازمانهای ذی ربط

٭ آموزش بهداشت همگانی در خصوص رعایت بهداشت فردی

 ٭ آموزش كلیه نیروهای بهداشتی ،درمانی در تمام سطوح در مورد راههای سرایت و روش های پیشگیری و چگونگی درمان بیماران مبتلا به اسهال از جمله مبتلایان به وبا ٭ فراهم نمودن كلیه ابزار و تجهیزات لازم برای تشخیص بیماری در سطح كشور

 ٭ فراهم نمودن داروهای موردنیاز برای درمان بیماران البته باید توجه داشت كه بنا به تجارب گذشته، برخی اقدامات درمانی نظیر تجویز دسته جمعی دارو، واكسیناسیون و مقررات منع عبور و مرور و به كار بستن اقدامات قرنطینه اساساً مؤثر نبوده و در كشور اجرا نمی شوند. به هر حال امیدواریم كه با یك اقدام حساب شده و دقیق از سوی كلیه مراكز كشوری و مسؤولین ذی ربط به ویژه وزارت بهداشت و توجه و پیشگیری از سوی شهروندان زمینه جلوگیری از همه گیری بیماری وبا در كشور فراهم آید.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


پفك، چیپس، نوشابه ؛ همگی ممنوع!

پفك، چیپس، نوشابه ؛ همگی ممنوع!

نويسنده : مهديار سعيديان

پفك از پودر ذرت تهیه می شود. برای تهیه پفك، پودر ذرت پرس شده و در حرارت بسیار بالا قرار می گیرد تا به صورت حجیم در آید. روغن موجود در پفك در چنین حرارتی می سوزد و تولید پراكسید می كند كه در حرارت و نور، میزان آن زیادتر می شود و خوردن آن سلامت كودك را به خطر می اندازد.
میزان بالای نمك پفك و شوری آن موجب می شود كه ذائقه اطفال به شوری عادت كند. استفاده از غذاهای شور، شانس ابتلا به بیماری افزایش فشار خون را بالا می برد و فشار خون بالا در دوران بزرگسالی زمینه ساز بیماریهای قلبی ،عروقی و سكته های مغزی و قلبی می شود. پفك 9 برابر حجم خود آب جذب می كند. به عنوان مثال وقتی كه دانش آموز از مدرسه تعطیل می شود، احساس گرسنگی بر او غالب است و ممكن است در راه منزل یك بسته پفك بخورد، خوردن پفك به دلیل شوری موجب احساس تشنگی می شود و هنگامی كه فرد آب می خورد، یك سیری كاذب در وی ایجاد می گردد دراین صورت كودك از غذای سفره محروم می شود و در نتیجه دچار كمبودهای تغذیه ای خواهد شد.

از مصرف چیپس هم به دلیل شوری زیاد به طور دایم و بی رویه باید خودداری كرد و در صورت مصرف گاه به گاه از انواعی كه مارك معتبر، بسته بندی بهداشتی و پروانه ساخت وزارت بهداشت دارند، استفاده شود. چیپسهایی كه به صورت فله و بسته بندی به فروش می رسند، به روش بهداشتی تهیه نمی شوند و از روغنی كه در درجه حرارت بالا برای تهیه چیپس به كار می رود، چندین بار استفاده می شود. در اثر این كار روغن می سوزد و موادی تولید می كند كه سرطانزا هستند. برخی از انواع چیپسها هم مانند پفك، شور و حاوی مقادیر زیاد نمك هستند و ذائقه فرد را به مصرف غذاهای شور كه زمینه ساز ابتلا به بیماری فشار خون و بیماریهای قلبی ،عروقی هستند، عادت می دهند. چیپس هم موجب سیری می شود و چون تمام مواد مغذی كودك را برای رشد ندارد، مصرف مداوم آن قبل از غذا موجب محروم شدن طفل از غذاهای اصلی و غذای سفره و به دنبال آن كمبودهای تغذیه ای وی می شود. ٭ نوشابه های گازدار نیز حاوی مقادیر زیادی قند هستند و مصرف مداوم آنها می تواند به بروز چاقی منجر شود. نوشابه، به دلیل میزان فسفات بالا، جذب كلسیم مواد غذایی را مختل می سازد؛ بنابراین مصرف نوشابه های گازدار همراه با غذا مانع از جذب كلسیم غذا شده و به تدریج موجب كمبود كلسیم بدن می شود كه در بزرگسالی به پوكی استخوان منجر خواهد شد.
مواد افزودنی و نگهدارنده نوشابه ها در برخی كودكان، موجب بروز آلرژی و انواع حساسیت می شود. به جای نوشابه، می توان از نوشیدنیهای سالم مثل آب میوه ها، شیر، دوغ كم نمك و انواع شربتهای خانگی كم شیرینی استفاده كرد. این نوشیدنیها حاوی مواد مغذی مثل انواع ویتامینها و املاح به ویژه كلسیم هستند و حتی اگر هر روز مصرف شوند، ضرری ندارند.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


ترك عادت موجب مرض نیست!

نويسنده : مهديار سعيديان

عادت و عادت كردن یكی از مباحث مهم روانشناسی می باشند.
در واقع، عادتها، چه خوب و چه بد، همراه همیشگی ما هستند. مهم این است كه عادتهای خوب و پسندیده را در درون خود تقویت كنیم و عادتهای ناپسند را فراموش كرده و به دور اندازیم؛ اما مسلماً ترك عادت به این آسانی هم ممكن نمی شود و در صورتی كه روش نادرستی را برای ترك عاداتمان در پیش بگیریم، در آن صورت باید خود را برای مواجه شدن با عوارض و تنشهای شدید روحی آماده كنیم.

به طور كلی، خاموشی شامل اكتساب پاسخهایی است كه جانشین پاسخ شرطی یا پاسخ عادت شده خواهند شد. این فرضیه اساس ترك عادت را تشكیل می دهد. ،اولین دستور برای كسب عادت جدید و یا ترك عادت قدیمی این است كه خود را با انگیزه ای قوی مجهز كنیم، آن گاه تمام وضعیتهای ممكن را كه باعث تقویت روش جدید می شوند تقویت كرده و عزم خود را جزم كنیم.
،تا عادت جدید كاملاً جایگزین نشده، حالت استثنایی را نپذیرید. سعی كنید موفق شوید؛ زیرا شكست در اول كار سبب از بین رفتن نیرو برای كوششهای آینده می شود. ،از هر فرصتی برای انجام تصمیمات خود استفاده كنید؛ زیرا اگر نتوانید برای فعال بودن از هر فرصتی استفاده نمایید، شخصیت شما تغییر نمی كند. این را بدانید كه تنها داشتن تمایلات خوب كافی نیست. روشهای مختلفی برای ترك عادات ناپسند وجود دارد كه به برخی از مهمترین آنها اشاره می كنیم:
روش پاسخهای متضاد
این روش، جزو روشهای مناسب ترك عادت محسوب می شود كه بر پایه جایگزینی پاسخ تازه استوار است. باید ابتدا پاسخی را انتخاب كرد كه با پاسخ نامناسب مغایرت داشته باشد و سپس آن را جانشین پاسخی كه باید حذف شود كرد. برای ترك سیگار می توان از این روش استفاده كرد. به طور مثال هر زمان تمایل فرد سیگاری برای مصرف سیگار شدت یافت باید كمی آبنبات بخورد و یا چیزی بجود.
روش خسته كردن
راه دیگر برای ترك عادت آن است كه فرد را مجبور سازند عادت ناپسند را آنقدر تمرین كند تا خسته شود. هنگامی كه این حالت به وجود آید، محرك نمی تواند پاسخ را ظاهر كند و در این زمان می توان پاسخهای دیگری را جایگزین پاسخ نامعقول كرد. مثلاً كسی كه فرزند خود را در حال سیگار كشیدن می بیند، ممكن است او را مجبور كند كه آنقدر سیگار بكشد تا حالت وازدگی در وی ایجاد شود. در این حالت سیگار باعث تهوع می شود.
روش شكیبایی
در این روش محرك ایجاد كننده عادت نامناسب را به تدریج آشكار می كنند تا هنگامی كه با قدرت كامل ظاهر می شود، پاسخ ناموافق از میان رفته باشد. فرض كنیم كودكی از سگها بترسد، ابتدا سگ كوچكی را در برابر كودك قرار می دهند كه ممكن است كودك پاسخ مثبتی به حیوان دهد. به تدریج كه سگ بزرگتر می شود، پاسخ مثبت بر جای می ماند تا این كه ترس از سگ به كلی از بین برود.
روش تغییر محیط
این روش نیز فرد را از محرك نامطلوب دور می كند. این روش در مواردی مفید است كه اولاً رفتار نامناسب به وضعیت مشخصی شرطی شده باشد و ثانیاً دور كردن دایمی فرد از محیط، باعث از بین رفتن رفتار ناپسند شود. در ترك اعتیاد و ترك سیگار از این روش استفاده نمی كنند. معمولاً روانشناسان به افراد عصبی دور شدن از محیط زندگی معمولی را پیشنهاد می كنند؛ ولی، اگر كسی در محیط كار یا خانوادگی خود دستخوش ناكامی و تضادهای روحی باشد، با بازگشتن، مشكلات نیز بازگشت خواهند كرد. بهتر است زمانی كه فرد از محیط تنش زا دور می شود و حالت آرامش پیدا می كند، روی روشهای سازگاری و حل و بررسی مشكل كار شود تا بتواند پس از بازگشت، با محیط سازش پیدا كند و تضادهای روانی او از بین برود و یا تخفیف یابند.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


آهنی كه كمبودش گران تمام می شود

نويسنده : مهديار سعيديان

فقر آهن و كم خونی ناشی از آن جزو مشكلات عمده تغذیه ای و بهداشتی در كشور ما است.
گروههایی كه بیشتر در معرض كم خونی و به ویژه كم خونی ناشی از فقر آهن قرار دارند عبارتند از:شیرخواران، كودكان زیر 6 سال، نوجوانان به خصوص دختران، زنان در سنین باروری و زنان باردار. البته پسران نوجوان و مردان بالغ هم ممكن است دچار كم خونی ناشی از فقر آهن شوند، اما این خطر در آنها كمتر است. آهن مهمترین ماده اولیه برای ساختن گلبولهای قرمز خون است. البته علاوه بر آهن، مواد مغذی دیگری مانند اسیدفولیك، ویتامینهای ب6، ب 12، ث و پروتئین هم برای خون سازی لازم است كه باید از راه رژیم غذایی روزانه تأمین شود. اگر برای ساختن گلبولهای قرمز خون، آهن به مقدار كافی در دسترس بدن نباشد، ابتدا فرد از ذخیره آهن بدن خود استفاده می كند. سپس با ادامه كمبود، ذخایر بدن كاهش می یابد و در صورت تخلیه ذخایر آهن بدن، كم خونی فقر آهن بروز می كند.
عوارض كم خونی ناشی از فقر آهن در یادگیری كودكان و نوجوانان
آهن كافی برای حفظ سلامت، رشد مطلوب و فراهم ساختن زمینه مناسب برای یادگیری در دوران تحصیل ضروری است. اگر چه كمبود آهن می تواند در تمام مراحل زندگی سبب كاهش قدرت ادراك و یادگیری شده ولی آثار نامطلوب كم خونی در دوران شیرخوارگی و در اوایل كودكی غیر قابل جبران است.
كم خونی ناشی از فقر آهن در كودكان زیر 2 سال و كودكان سنین مدرسه با تأخیر رشد خفیف همراه است و درمان كم خونی موجب افزایش سرعت رشد می شود. كودكان و دانش آموزان دارای كم خونی معمولاً احساس ضعف و خستگی می كنند، از فعالیتهای بدنی و ورزش دوری كرده و بی حوصله و بی تفاوت هستند. ضریب هوشی كودكان با كم خونی فقر آهن، 5 تا 10 امتیاز كمتر از حد طبیعی برآورد شده است. دادن آهن به كودكان كم خون موجب كاهش ابتلا به بیماریهای عفونی می شود.
علل ایجاد كم خونی ناشی از فقر آهن در دوران مدرسه و بلوغ
عادتها و رفتارهای غذایی خاص در دوران مدرسه و بلوغ، اغلب موجب می شود كه كودكان و دانش آموزان به جای مصرف غذاهای خانگی، از غذاهای غیرخانگی مانند انواع ساندویچهای سوسیس و كالباس، پیتزا و تنقلات غذایی كم ارزش مانند چیپس، نوشابه، شكلات و پفك استفاده كنند و به این دلیل در معرض خطر كمبود آهن قرار گیرند. این مواد احساس سیری كاذب به فرد می دهد و او را از غذای سفره محروم می كند؛ زیرا این غذاها اغلب از نظر آهن فقیرند. رعایت نكردن اصول بهداشتی، آب آشامیدنی ناسالم، توالتهای غیربهداشتی، عدم شستشو و ضدعفونی صحیح سبزهای خام و در نتیجه ابتلا به آلودگیهای انگلی از دیگر عوامل كاهش اشتها و كاهش جذب آهن و در نتیجه كمبود آهن است. مشكلات دندانی در اثر مصرف بی رویه شكلات و شیرینی ایجاد شده و به كم اشتهایی و كاهش دریافت مواد مغذی از جمله آهن منجر می شود. در سنین مدرسه، بدن به دلیل رشد به آهن بیشتری نیاز دارد و مصرف ناكافی منابع غذایی حادی آهن در این دوران، به كمبود آن منجر می شود. در دوران بلوغ به دلیل جهش رشد، نیاز دختران و پسران نوجوان به آهن بیشتر از دوران قبل است و در صورتی كه از منابع غذایی حاوی آهن در برنامه غذایی روزانه به اندازه كافی مصرف نشود، نوجوان به سرعت در معرض خطر كمبود آهن و كم خونی ناشی از آن قرار می گیرد. در دوران بلوغ، دختران علاوه بر جهش رشد، به دلیل عادت ماهیانه و از دست دادن خون نسبت به كم خونی ناشی از فقر آهن بسیار حساستر و آسیب پذیرتر هستند. و به این دلیل كم خونی ناشی از فقر آهن در دختران نوجوان در مقایسه با پسران نوجوان شیوع بالاتری دارد. تغییرات خلق و خو در دوران بلوغ ممكن است موجب كم اشتهایی شود و با مصرف ناكافی غذا، دریافت آهن و سایر مواد مغذی محدود شود. مهمترین و شایعترین علل بروز كمبود آهن، مصرف كم انواع گوشت به ویژه گوشت قرمز است كه آهن قابل جذب دارد. از عوامل دیگر مصرف چای همراه با غذا و یا بلافاصله پس از غذاست.
تا نن موجود در چای می تواند جذب آهن را به مقدار قابل ملاحظه ای كاهش دهد. مصرف ناكافی مواد غذایی حاوی ویتامین ث موجب كاهش جذب آهن غذا و در نتیجه كمبود آن می شود. مصرف نانهایی كه در تهیه آنها از جوش شیرین استفاده می شود یكی دیگر از عوامل كمبود آهن است. جوش شیرین موجب باقی ماندن ماده ای به نام اسیدفیتیك در نان می شود كه كاهش دهنده جذب آهن است، در زمانی كه برای تهیه آن از خمیر مایه یا خمیر ترش به جای جوش شیرین استفاده شده است، اسید فیتیك مهار شده و در نتیجه مانع جذب آهن نمی شود.
علایم كم خونی
رنگ پریدگی دائمی زبان و مخاطها، داخل پلك چشم و لبها، كم رنگ شدن خطوط كف دست، احساس ضعف، خستگی، سیاهی رفتن چشم، بی تفاوتی، سر گیجه، سردرد، بی اشتهایی، حالت تهوع و خواب رفتن و سوزن سوزن شدن دستها و پاها در افراد مبتلا به كم خونی ناشی از فقر آهن دیده می شود. كم خونی ناشی از فقر آهن شدید با تنگی نفس و تپش قلب و ورم قوزك پا همراه است. اگر خیلی زود خسته می شوید و یا قدرت تمركز و یادگیری تان كم شده است، ممكن است دچار كمبود آهن شده باشید. در این مورد باید به پزشك مراجعه كنید تا در صورت وجود كمبود آهن كه با آزمایشها مشخص می شود، درمان شوید. یكی از علایم بروز كم خونی ناشی از فقر آهن در دختران نوجوانی كه عادت ماهیانه آنها شروع شده است، خونریزی زیاد و رنگ پوست سبز مایل به زرد است. این دختران باید برای تشخیص قطعی كم خونی ناشی از فقر آهن و درمان آن به پزشك مراجعه كنند.
پیشگیری و كنترل كم خونی ناشی از فقر آهن
به طور كلی پیشگیری و كنترل كم خونی ناشی از فقر آهن به 4 روش انجام می شود:آهن یاری، آموزش تغذیه و ایجاد تنوع غذایی، كنترل بیماریهای عفونی و انگلی و غنی سازی مواد غذایی.
آهن یاری عبارت است از توزیع قرص آهن بین گروههای آسیب پذیر و در معرض خطر كم خونی ناشی از فقر آهن، مانند نان باردار، كودكان زیر 5 سال، كودكان سنین مدرسه و دختران نوجوان. در برخی از كشورها، آهن یاری، یعنی توزیع قرص آهن بین كودكان مدرسه ای و دختران نوجوان در زمره اقدامات پیشگیری از كم خونی ناشی از فقر آهن قرار دارد.
در این روش، قرص توسط معلمان مدارس بین دانش آموزان توزیع می شود. آهن یاری معمولاً با مصرف یك قرص فروسولفات در هفته به مدت 12 تا 16 هفته در سال در طی سنین بلوغ اجرا می شود.
آموزش تغذیه و ایجاد تنوع غذایی به منظور پیشگیری و كنترل كم خونی ناشی از فقر آهن
:استفاده از جوانه غلات و حبوبات موجب افزایش آهن قابل جذب در مواد غذایی است. وقتی غلات جوانه می زنند، ویتامین ث در آنها افزایش می یابد و میزان تانن ها و اسید فیتیك كه از جذب آهن جلوگیری می كنند، كم می شود.
مثلاً جوانه زدن بعضی از غلات و حبوبات مثل ماش و عدس به مدت 24 تا 48 ساعت می تواند آهن قابل جذب را تا دو برابر افزایش دهد. پروتئین سویا جذب آهن را كاهش می دهد، بنابراین زمانی كه سویا به جای گوشت مورد استفاده قرار می گیرد. باید مقدار كمی گوشت به آن اضافه كرد تا جذبش افزایش یابد. در نانهایی كه با جوش شیرین تهیه شده اند و از خمیر مایه در پخت آنها استفاده نشده است، مقدار زیادی فیتیك وجود دارد كه جذب آهن را كاهش می دهد. استفاده از دوغ كم نمك و انواع شربتهای خانگی به جای نوشابه های گازدار توصیه می شود.
به طور كلی در برنامه غذایی روزانه دو نوع آهن "هم" و "غیر هم" وجود دارد. آهن "هم" در گوشت قرمز، مرغ، ماهی و جگر و آهن "غیر هم" در غذاهای گیاهی مانند غلات، حبوبات، سبزیجات، مغزها (پسته، بادام، گردو و فندق) و انواع خشكبار (برگه های هلو، زردآلو، انجیر، كشمش و خرما) وجود دارد.
آهن غذاهای حیوانی یعنی آهن "هم" از قابلیت جذب بالایی برخوردار است و به میزان 20 تا 30 درصد جذب می شود؛ در حالی كه آهن غذاهای گیاهی به میزان 3 تا 8 درصد جذب می شود و جذب آن بستگی به وجود عوامل افزایش دهنده و كاهش دهنده جذب آهن دارد. آهن موجود در زرده تخم مرغ نیز از قابلیت جذب كمی برخوردار است. گوشت قرمز، مرغ و ماهی افزایش دهنده جذب آهن هستند. این مواد غذایی ارزش دوگانه دارند؛ از یك سو دارای آهن "هم" هستند و از سوی دیگر موجب افزایش جذب آهن "غیر هم" كه در منابع گیاهی موجود است می شوند حتی اگر مقدار كمی از این گوشتها در غذا وجود داشته باشد.
ویتامین ث كه در سبزیها و میوه های تازه و خام وجود دارد، یكی دیگر از افزایش دهنده های جذب آهن است. جذب آهن غذاهای گیاهی از راه مصرف سبزی خوردن، پیاز یا انواع سالاد همراه با آب لیمو یا آب نارنج تازه افزایش می یابد. البته خطر آلودگی های انگلی به دلیل مصرف سبزی خام آلوده را نباید از نظر دور داشت. برای پیشگیری در این مورد شست و شوی صحیح و ضدعفونی سبزیجاتی كه به طور خام مصرف می شوند، نباید فراموش شود. از مصرف كاهش دهنده های جذب آهن مانند چای، قوه و دم كرده های گیاهی یك ساعت قبل و تا 2 ساعت پس از صرف غذا باید خودداری شود.
ابتلا به بیماریهای عفونی هم موجب كاهش اشتها شده و در نتیجه دریافت مواد مغذی از جمله آهن كاهش می یابد. از سوی دیگر بیماریهای عفونی در جذب و استفاده بدن از مواد مغذی اختلال ایجاد می كند كه درمان به موقع و مناسب می تواند دوره عفونت و شدت آن را كاهش دهد. رعایت اصول بهداشت فردی از جمله شستن كامل دستها با آب و صابون قبل از تهیه و مصرف غذا و پس از اجابت مزاج به منظور جلوگیری از ابتلا به آلودگیهای انگلی از دیگر اقدامهایی است كه در دانش آموزان باید مورد تأكید قرار گیرد.
غنی سازی مواد غذایی با آهن نیز یكی از روشهای عمده و مؤثر برای كاهش كمبود آهن و كم خونی ناشی از فقر آهن در جامعه است. در این روش آهن را به مقدار معینی به مواد غذایی اصلی كه غذای عمده مردم است و هر روز مصرف می شود، اضافه می كنند. در كشور ما غنی سازی آرد با آهن و اسید سولفوریك در استان بوشهر از سال 1380 به مورد اجرا گذاشته شده است. 
عوارض مصرف آهن خوراكی
مصرف آهن خوراكی مسكن است در بعضی افراد اختلالات گوارشی مانند ناراحتی معده، تهوع، استفراغ، یبوست و یا اسهال ایجاد كند. شدت عوارض به طور مستقیم در ارتباط با میزان آهن مصرفی است و هر چه میزان آهن مصرفی بیشتر باشد، عوارض جانبی آن نیز بیشتر می شود.
در صورت تحمل نكردن دستگاه گوارش، باید مصرف قرص آهن با مقدار كم شروع و سپس به تدریج افزایش یابد تا میزان ان به حد لازم برسد و به خوبی تحمل شود. باید توجه داشت كه مصرف قرص آهن با معده خالی، ممكن است عوارض جانبی آن را افزایش دهد؛ بنابراین بهتر است تركیبات آهن بعد از غذا مصرف شوند. مسأله حائز اهمیت این است كه به دلیل عوارض جانبی نباید درمان قطع شود، چون این عوارض موقتی بوده و معمولاً پس از چند روز بهبود می یابند و نكته آخر این كه با مصرف قرصهای آهن مدفوع بیماران تیره می شود كه جای نگرانی ندارد.



نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


شكلات یا ناخن انگشت ٬مساله این است!

نويسنده : مهديار سعيديان

بسیاری از مشكلات جسمی و عادتهای ناپسندی كه در انسان شكل می گیرند، ریشه در دوران كودكی و تنشهای روحی این مرحله حساس زندگی دارند. شناخت هر چه بیشتر این رفتارها و عادتهای نامناسب و رفع آنها در همان دوره كودكی از ایجاد عوارض پایدار و غیرقابل تغییر در مراحل بعدی زندگی جلوگیری می كند. آنچه می خوانید، برخی از شایعترین این مشكلات و از رایج ترین شكایتهای والدین در مورد كودكانشان و چگونگی برخورد با آنها می باشد. شما نیز با دقت بیشتر در رفتار كودكتان و برخورد پسندیده و صحیح، مادر به پیشگیری از این رفتارها و ترك عادتهای نامناسب توسط او خواهید بود.
شب ادراری كودكان
ناتوانی در كنترل ادرار خاص شبها و خواب نیست و ممكن است در بیداری هم اتفاق بیفتد.
ناتوانی كنترل ادرار به حالتی گفته می شود كه كودك بیش از سه سال چه روز و چه شب در كنترل ادرار ناتوانی داشته باشد. این ناتوانی ممكن است اولیه بوده یعنی كودك از ابتدا به علتی نتوانسته كنترل ادرار داشته باشد یا به طور ثانویه بروز كند. به این معنی كه كودك ابتدا كنترل ادرار داشته، ولی بعد كنترل آن را از دست داده است، بهترین نوع درمان دارو و درمانی توأم با روان درمانی است. به این نكات نیز باید توجه شود:،تشویق كودك به بیان مشكلات خود و كمك به پدر و مادر برای درك اشكالات وی ،بیدار كردن كودك در فاصله های معین برای ادرار كردن

،گذاشتن دستگاه شب زنگ در رختخواب كودك و بیدار شدن او با ایجاد صدا ،بهترین روش، تهیه و نصب ورقه ای بالای سر كودك است كه در آن شبهای خیس كردن با رنگ قرمز یادداشت شود و همچنین كودك برای شبهایی كه جای خود را خیس نكرده است مورد تشویق قرار بگیرد. برای درمان دارویی با پزشك مشورت كنید.
عدم كنترل مدفوع
این بیماری تقریباً همیشه با عدم كنترل ادرار توأم و زمانی است كه اختلال عضوی وجود نداشته باشد. در واقع ترس، اضطراب، از دست دادن مهر و محبت مادری، تولد كودك دیگر، رفتن كودك به مدرسه و ترس از تنبیه مهمترین دلایل بیماری هستند. لجبازی و منفی كاری نیز ممكن است از دلایل دیگر باشد. تهیه و نصب ورقه ای كه در آن زمان كنترل مدفوع ثبت شده است و دادن پاداش می تواند مؤثر باشد.
لكنت زبان در كودكان
لكنت زبان، اختلالی است كه به صورت دایمی یا موقت و به طور غیر ارادی با تكرار و تردید در ادا و تلفظ كلمات و سیلابها به وجود می آید، بدون این كه اختلال عضوی یا فلجی در كار باشد. لكنت زبان با اضطراب، ترس، مشكلات عاطفی و مسایل هیجانی ارتباط مستقیم دارد و این بیماران قطعاً به اختلال عصبی،روانی به خصوص "نوروز" مبتلا هستند.
با كودك مبتلا باید طوری رفتار شود كه گویی لكنت ندارد و از تحقیر و سرزنش وی خودداری شود. روان درمانی انفرادی، بازی درمانی و نقاشی بسیار مفید است، زیرا كودك هیجان و تنفر خود را تخلیه می كنند و منفی گری و لجاجت كودك از بین می رود. دیگر این كه شخص خیال كند گوینده است و نطق مهمی درباره موضوعی دارد. جملات را شمرده و رسا بیان كند، به خوشی و سلامتی زندگی كند، از دغدغه و گوشه گیری نیز باید پرهیز شود.
جویدن ناخن
یكی از فراوانترین واكنشهای عصبی و عادتی ارضا كننده است كه از 5 سالگی آغاز می شود و كم كم در 10 تا 15 سالگی به شدت خود می رسد و نشانه دلواپسی، ترس، بی قراری و انرژی زیاد و خشم است یا شاید حركتی برای تخلیه هیجانات باشد. برای درمان سعی كنید حالتهای اضطراب و ناراحتی را برطرف كنید. تهدید، تنبیه و پاشیدن فلفل سودی ندارد. به جای توجه به جویدن ناخن به خود شخص مبتلا توجه كنید. در واقع شناخت علت بیماری و رفع اضطراب و هیجان به بیمار كمك می كند و معمولاً از این طریق روان درمانی اجرا می شود.
به علاوه سرگرم كردن كودك به فعالیتهای هنری مانند نقاشی و ... و ورزشی بسیار مفید است.
مكیدن شست یا انگشت
میكدن انگشت به دلیل ناكامل بودن حركات لب یا ناكافی بودن عمل مكیدن یا مدت شیرخوردن است بدون توجه به این كه كودك با چه وسیله ای شیر می خورد. قطع شیر خوردن به خصوص با فشار و اجبار و به ویژه موقعی كه كودك با ولع شیر می خورد یا تغییر مرتب ساعتهای شیر خوردن به عنوان دلایل اصلی مكیدن انگشت، ذكر شده است. گرسنگی برای كودك همیشه همراه با اضطراب و بی قراری است در حالی كه در موقع شیر خوردن به تدریج كودك آرام می شود و به خواب می رود. اگر كودك قبل از آن كه سیر شود و بخوابد، شیر خوردنش قطع شود، به مكیدن انگشت خود می پردازد تا بخوابد و این عمل كم كم عادت می شود.
درمان معمولاً در 2 تا 3 سال اول لازم نیست و در مرحله اول درمان، اضطراب و وسواس والدین مورد توجه قرار می گیرد. سپس توجه كودك را از ناحیه دهان منحرف كرده و دستهای او را باید به وسایل دیگر مشغول كرد. مثلاً وادارش كنید كه كاری انجام دهد. در كودكان طرد شده از مهر مادری باید رابطه مادر و كودك اصلاح شود و در كل نباید برای كودك فرصتی باقی بماند تا انگشتانش را بمكد تا رفع عادت شود.
دروغگویی كودكان
دروغگویی یعنی این كه شخصی به قصد گول زدن دیگران خلاف واقعه ای را بیان كند. در چهار تا پنج سالگی دروغگویی اغلب جنبه تخیلی دارد و كودك به شرح زندگی و تصورات خلاقانه، ولی خام و غیردقیق كودكانه و خیالی خود می پردازد. البته قصد كودك گول زدن نیست بلكه فقط می خواهد تصورات خیالی خود را با دیگران در میان بگذارد. دروغگوها افرادی بی قرار، عصبانی و ناآرام هستند و دروغگویی نشانه ناراحتی هیجانی و روانی آنهاست. برای درمان باید هر چه زودتر به رفع علت آن اقدام نمود. والدین نباید در حضور كودك دروغ بگویند و در صورت اجبار باید حقیقت به كودك گفته شود. یك دوره روان درمانی طولانی برای نوسازی شخصیت و رشد جنبه های عاطفی، اخلاقی و وجدانی ضروری است.
رفع احتیاجهای مادری، عاطفی و حذف تنبیه یا رشوه دادن به پیشگیری و درمان كمك می كند.
وسواس كودكی
گذران ناخوشایند دوره یك تا سه سالگی عامل بیماری وسواس است. البته توارث و تعلیم هر دو در وسواس دخیل هستند. هسته آغازین بیماری وسواس فكری در یك تا سه سالگی شكل می گیرد. وقتی درباره یك موضوع بارها با بچه ای صحبت می كنیم، وقتی او را ده بار صدا می كنیم، بذر وسواس فكری را در ذهن كوچك او می كاریم. خستگی جسمی، عدم تمركز، فراموشی و بی میلی به مطالعه یا انجام كار از علامتهای فكر وسواسی هستند. وسواس عملی، به اجبار یك فرد در انجام یك عمل كه می داند تكرار آن اشتباه است، گفته می شود. تعجیل در امر آداب توالت بچه ها یكی از دلایل وسواس عملی است. اگر در دوران یك تا 3 سالگی برای كودكان اتفاق ناخوشایندی پیش آید و آنها تثبیت منفی پیدا كنند، دچار وسواس می شوند.
خجالت در كودكان
فرزندان خانواده های منضبط و مقید به اصول اخلاقی اغلب شرمگین هستند. تربیت ما باید چنان باشد كه اندازه مناسبی از شرم را برانگیزد. بها ندادن به كودك، تنبیه، ناخواسته بودن و سركوب تحكم و هیجانهای كودك از جمله عوامل ایجاد كننده خجالت بیش از حد است. در عین حال، خانواده های بی قد، بچه های بی حیا بار می آورند. برای تعلیم شرم به فرزندانمان باید چهارچوب ارزشی خاصی را با رفتار و كلام خود در ذهن بچه ها تثبیت كنید. این گونه بچه ها می فهمند كدام كار زشت است و خجالت دارد.
عصبانیت و پرخاشگری در كودكان
این حالت در كودكی تا حدی طبیعی است، ولی در موارد شدید می تواند اولین علامت افسردگی باشد و اغلب واكنش انفجاری نسبت به محرومیت و ناكامی است، چون كودك نمی تواند خواسته های خود را به تعویق بیندازد. دلیل آن به دلیل تضادها و كشمكشهای درونی كودك در مقابل عوامل آزار دهنده یا احساس عجز و ناتوانی است. معمولاً از 2 یا 3 سالگی به بعد یعنی در دوره منفی گری دیده می شود. حالتهای شدید پرخاشگری و عصبانیت اگر ادامه یابد باعث عدم رشد اجتماعی و وجدان اخلاقی می شود و در نتیجه در مراحل بعدی زندگی ممكن است به اختلالات شخصیتی منجر شود. برای درمان باید ابتدا علت را در خانواده جستجو كرد. والدین این كودكان اغلب افرادی حساس و هیجانی هستند و در تربیت كودكانشان جانب اعتدال را رعایت نمی كنند. یعنی یا در تربیت كودك كوتاهی می كنند و یا برعكس در مراقبت از وی افراط می ورزند. باید كودك و والدین وی توأم درمان شوند. مبارزه با علت ناكامی، برخورد منطقی و اطمینان بخشیدن به كودك نیز از راههای دیگر است.
حسادت در كودكان
حسادت واكنش تضادها و كشمكشهای ناشناخته و مهمی است كه از دوران كودكی در شخص به وجود آمده و باقی می ماند و از نظر اجتماعی برای شخص اهمیت دارد؛ زیرا علاوه بر ایجاد عصبانیت، تنفر و احساس خودكم بینی در كودك، باعث می شود كه در سنین بالاتر، شخص تماس خود را با محیط و افراد اجتماع از دست بدهد و تنها بماند كه اغلب با ترس درونی و خشم توأم است. بین 1 تا 5 سالگی حالتی طبیعی است و تمایل به داشتن مادر به صورت انحصاری وجود دارد. حسادت برای كودك نورسیده به شكلهای مختلف مانند شب ادراری، غیظ و خشم، اضطراب و افسردگی و حتی برگشت به عادتهای دوران كودكی تظاهر می نماید. این بیش تر بین 2 تا 4 سالگی به چشم می خورد و در دخترها حسادت بیشتر از پسران است.
روشهای مقابله با حسادت
بازی درمانی و نقاشی همراه یك روش تشخیصی و پی بردن به علت حسادت یك روش درمانی است، زیرا فرد به وسیله آن احساساتش را بیان و خود را تخلیه می كند. حمایت مادر از یك كودك باعث ایجاد حسادت یا شدت آن در كودكان دیگر می شود. در نتیجه والدین در بروز یا شدت یا كاهش حسادت نقش مهمی دارند. والدین باید حسادت كودكانشان را بپذیرند، تحمل داشته باشند و كوشش كنند كه با محبت، صرف وقت بیشتر و متقاعد ساختن كودك بزرگتر، واكنش حسادت را كاهش دهند. تنبیه جایز نیست، زیرا كم كم حسادت را به دشمنی و تنفر تبدیل می كند. وظیفه مادر است كه قبل از زایمان با بیان این مطلب كه نو رسیده ای در راه است، كودك بزرگتر را برای مراقبت از نوزاد تشویق كند تا با او به رقابت نپردازد. هنگام خواب نوزاد، مادر به كودك بزرگتر بیشتر توجه نمایند و پدر نیز وقت بیشتری را به كودك بزرگتر اختصاص دهد.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


سلامت نوزاد با شیر مادر

نويسنده : مهديار سعيديان

یكی از اصول تغذیه صحیح كودك كه امروزه بسیار مورد تأكید قرار گرفته است، تغذیه با شیر مادر می باشد. اصلی كه متأسفانه تا چندی پیش مورد بی توجهی مادران و حتی سیستم بهداشتی و درمانی كشور قرار گرفته و از این رهگذر لطمات شدیدی به پیكره سلامت كودكان و در نهایت جامعه وارد آمده بود كه برخی از این اثرات نامطلوب همچنان ادامه دارد.
البته این مسأله قابل انكار نیست كه تلاشهای مؤثری نیز در جهت ترویج تغذیه با شیر مادر در كشور انجام شده است، اما به واقع هنوز تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله زیادی وجود دارد كه بی شك این فاصله با برنامه ریزی صحیح و یك كار فرهنگی دقیق قابل پرشدن خواهد بود، چرا كه در دین مبین اسلام نیز در احادیث مكرری تغذیه كودك با شیر مادر مورد عنایت فراوان قرار گرفته است.
آنچه درپی می آید برخی نكات مهم در رابطه با تغذیه كودك با شیر مادر است كه باید مورد توجه مادران ایرانی قرار گیرد: دفعات شیردادن روزانه به نوزاد مكیدن مكرر سینه مادر به دلیل تحریك ترشح شیر بیشتر اهمیت داشته و مكیدن بلافاصله بعد از تولد و ادامه مكیدنهای مكرر در تغذیه با شیر مادر، ایده آل و مطلوب می باشد.
به طور كلی افزایش دفعات مكیدن، سبب كاهش ابتلا به زخم سینه، افزایش تولید شیر و وزن گیری بهتر شیرخوار، تسریع دفع اولین مدفوع نوزاد، كاهش زردی نوزاد و پیشگیری از حاملگی مجدد خواهد شد. پس از اولین تغذیه نوزاد با شیر مادر در اتاق زایمان و در همان 30دقیقه اول تولد، دفعات بعدی تغذیه را خود نوزاد با حضور در كنار مادر و برحسب میل خود تعیین خواهد كرد. آنچه مسلم است این كه در صورت ادامه تغذیه به دفعات مكرر در شبانه روز اول، تمایل به شیرخوردن بیشتر در روزهای بعد در شیرخوار و تمایل به شیردادن بیشتر در مادر، پایه گذاری خواهد شد.
بر طبق تحقیقات انجام شده مشخص گردید كه به دلیل تولید شیر بیشتر به واسطه مكیدن مكرر سینه در ماه اول تولد، این دوره، زمان طلایی مكیدن مكرر سینه محسوب شده و از اهمیت خاصی برخوردار است. البته در تولید شیر، دفعات مكرر مكیدن به تنهایی كافی نبوده و می بایستی شیر از پستان كاملاً تخلیه شود.
دفعات تغذیه از سینه مادر در طی شبانه روز بر حسب ظهور علایم گرسنگی و میل خود شیرخوار متغیر است. شیرخوارانی كه بر حسب میل خودشان تغذیه می شوند، معمولاً تمایل به استفاده از شیرمادر به دفعات بیشتری دارند به طوری كه در روزهای اول تولد تا یك ماهگی تعداد 15-10 بار تغذیه با شیرمادر در شبانه روز غیر معمول نمی باشد.
به این نكته باید توجه داشت كه نوزادان با افزایش سن، برای دریافت شیر كافی، ضمن كاهش دفعات تغذیه، بر مدت تغذیه می افزایند و یا در هر وعده شیر بیشتری می خورند. به هرحال با ظهور علایم واضح گرسنگی در نوزادان از روز دوم تولد به بعد كه با تقاضای شیر بیشتر توأم می باشد، باید ضمن توجه به آنها، مكرراً شیرخوار را تغذیه كرد.
تغذیه برحسب میل شیرخوار اگر در دفعات و مدت شیرخوردن شیرخوار از سینه مادر هیچ گونه محدودیتی قایل نشویم این نوع، " تغذیه بر حسب میل شیرخوار"، نامیده می شود كه حاكی از یك رابطه متقابل بین مادر و شیرخوار بوده و با میل شیرخوار و جواب مادر انجام می شود. اگر تغذیه با محدودیت دفعات و مدت مكیدن با برنامه خاصی و بدون توجه به نیاز شیرخوار 6 تا 8 بار در روز انجام شود، عوارض عمده ای را درپی خواهد داشت كه از آن جمله افزایش میزان زخم شدن سینه مادر و حتی احتمال قطع تغذیه با شیر مادر می باشند.
شیرخوارانی كه بر حسب میل و نیاز خود از پستان تغذیه می شوند نسبت به شیرخوارانی كه با برنامه مشخص و به موقع تغذیه می شوند به دفعات بیشتری شیر می خورند. لیكن این شیرخواران خودشان میزان مورد نیاز شیر را برای خود تنظیم كرده و ضمن خوردن شیر در حد عادی و دفعات مكرر تغذیه، پرخوری نمی كنند و رشد طبیعی و مناسب خود را دارند. سازمان بهداشت جهانی می گوید:مادران با شیرخواران سالم نباید در تغذیه با شیرمادر محدودیت در دفعات و طول مدت تغذیه قایل شوند و باید با تقاضای شیرخوار، وی را تغذیه كرده و حتی در صورت خواب طولانی شیرخوار، او را بیدار و تغذیه كنند.
اثرات تغذیه نامحدود با شیر مادر این نوع تغذیه هم برای مادر و هم برای شیرخوار تأثیرات مطلوبی را درپی دارد. بیشترین اثر قابل توجه آن برای شیرخوار، دریافت شیر بیشتر، وزن گیری بهتر و كاهش میزان زردی در روزهای اول پس از تولد است و برای مادر نیز بیشترین اثر قابل توجه آن، پیشگیری از زخم شدن سینه و همچنین برای هر دو، اثر تداوم بیشتر تغذیه با شیرمادر قابل ذكر است.
به عنوان مثال، تحقیقات نشان می دهد كه افزایش تغذیه مخصوصاَ در ابتدای دوران نوزادی، كلید موفقیت در دریافت شیر و وزن گیری بیشتر می باشد و در حقیقت، دریافت شیر بیشتر توسط شیرخوار، سبب افزایش تولید شیر بیشتر در مادر نیز خواهد شد. اما تغذیه با شیرمادر تنها در مسایل فوق خلاصه نمی شوند. نكات زیر مسایل كاربردی هستند كه مورد سؤال بسیاری از مادران قرار می گیرد كه سعی شده است به طور مختصر و كاربردی به آنها پرداخته شود: كافی نبودن شیر مادر كافی نبودن شیر یكی از سؤالاتی است كه بسیاری از مادران ابراز می كنند. گرچه بیشتر اوقات این باور غلط است. زیرا كودكی كه وزن گیری مناسبی دارد و بیش از 6كهنه را در روز با ادرارش خیس می كند، مسأله كمبود شیرمادر منتفی است و نباید گریه شیرخوار یا مكیدن انگشت را به حساب كم شیری گذاشت. همچنین در زمانهای خاصی خصوصاً در دو هفتگی، شش هفتگی و سه ماهگی به دلیل رشد سریع شیرخوار، او مكرر تمایل به مكیدن دارد و مادر فكر می كند كه سینه اش خالی از شیر است درحالی كه مكیدن مكرر سینه مادر موجب تولید شیر بیشتر از طریق سیستم عصبی،هورمونی خواهد شد.
پس زدن و نگرفتن سینه مادر پس زدن سینه مادر ممكن است به دلیل استرس مادر و یا تغییر در بو و طعم شیر مادر باشد (ناشی از مصرف آنتی بیوتیك و یا همزمان با دوره عادت ماهیانه و یا مصرف موادغذایی خاص) كه در این صورت توصیه به آرامش مادر، دوشیدن موقت شیر و دادن آن به كودك، گذاشتن سینه در دهان كودك هنگامی كه خواب است، اطمینان از خشك بودن كودك، عدم مصرف موادغذایی كه ممكن است بوی شیر را تغییر دهند (سیر، شلغم و...) و حفظ آرامش اغلب موجب اصلاح این وضعیت می شود.
زردی و شیردهی مصرف مكرر شیرمادر موجب تسریع در كاهش میزان زردی كودك می شود. در موارد بسیار نادر ممكن است زردی با مصرف شیرمادر مرتبط باشد كه در این صورت نیاز به ویزیت پزشك دارد. زمان شروع غذای كمكی شروع غذای كمكی از پایان 6ماهگی است. اولین غذا كه معمولاً فرنی است به میزان كم و با غلظتی كه به مراتب از شیرمادر بیشتر است، شروع و به تدریج به مقدار آن اضافه می شود.
سایر موادغذایی كم كم و جداگانه به برنامه غذایی كودك اضافه می شود تا در صورت وجود حساسیت، مشخص گردد. گاهی اوقات ممكن است كودك در ابتدا غذا را با زبان خود از دهان خارج كند كه به معنای دوست نداشتن غذا نیست بلكه كودك باید آن را تجربه كند و یاد بگیرد.
استفراغ شیرخوار اگر استفراغ حاوی شیر یا كمی سفت تر از آن بوده و هیچ گونه تغییر رنگ نداشته باشد و بدون فشار و زور خارج شود و وزن گیری و حال عمومی كودك هم خوب باشد، ممكن است این حالت به دلیل ضعف عملكرد دریچه معده به مری ایجاد شده باشد كه با توصیه های زیر برطرف می شود: ،بعد از هر شیر خوردن كودك را به مدت 5 دقیقه با حالت ایستاده نگهدارید تا آروغ بزند.
،او را به شانه راست بخوابانید به طوری كه سر و سینه كمی بالاتر از شكم و پاها قرار گیرد. ،تعداد دفعات شیردهی بیشتر باشد تا هربار حجم كمتری شیر خورده شود.
،از فشار آوردن به شكم شیرخوار جلوگیری شود. اگر با رعایت موارد فوق بهبودی حاصل نشد یا این كه استفراغ سبزرنگ و یا كودك بی قرار بوده و یا دچار تب و عدم وزن گیری باشد، فوراً به پزشك مراجعه شود.
نحوه اجابت مزاج شیرخوار شیرخوار در ماه اول عمر ممكن است 10 تا 12بار در روز اجابت مزاج داشته باشد ولی به تدریج مدفوع قوام بیشتری گرفته و از ماههای دوم و سوم به بعد تعداد دفع كمتر می شود. درصورتی كه تعداد دفعات مدفوع برحسب سن شیرخوار بیشتر و یا خیلی آبكی، شل همراه با نفخ شكم، عدم وزن گیری و یا تب باشد فوراً باید به پزشك مراجعه كرد.
مصرف قطره آهن قطره آهن را بعد از 6ماهگی باید به میزان 10تا15 قطره در روز به كودك داد. برای رفع نگرانی از سیاه شدن رنگ دندان بهتر است با یك دستمال، دندانهای كودك را تمیز كرد یا این كه بعد از خوردن آن، آب یا غذا به او داد.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


رژیم غذایی صحیح، راز لاغری ؛ چاق ها حتماً بخوانند

نويسنده : مهديار سعيديان

این روزها در كشور ما، بحث رژیم گرفتن و رژیم درمانی بسیار رایج و حتی مد شده است.
حتماً شما هم در اطرافتان دوستان و آشنایان بسیاری را می بینید كه از اضافه وزن خود نگران بوده و به هر دری می زنند و به هر سختی تن در می دهند تا به وزن مطلوبشان دست پیدا كنند، شاید هم خود شما یكی از این افراد چاق باشید. پس در این صورت حتماً یكی از آگهیهای فراوان تبلیغاتی مؤسسات لاغری را در جراید خوانده اید و حتی ممكن است خودتان هم یكی از مشتریهای پر و پا قرص این مؤسسات باشید. اما باید بدانید كه برنامه ها و رژیمهای غذایی بسیاری از این مؤسسات غیرعلمی و اشتباه بوده و نه تنها تأثیری در لاغرشدن ندارند، بلكه حتی در برخی موارد ضررهای غیرقابل جبرانی به جسم و روح مشتریانشان وارد می كنند. با تمام این توضیحات، فكر می كنید راه حل چیست؟ چگونه می توان بدون استفاده از این روشهای غلط وزن مناسب را به دست آورد؟ در این مطلب سعی شده است تا با استفاده از روشهای علمی یك رژیم غذایی مناسب به افرادی كه از اضافه وزن و یا حتی كمبود وزن خود نگران هستند، ارایه شود:

باید توجه داشت كه مهمترین مسأله در یك رژیم غذایی صحیح داشتن یك برنامه غذایی مناسب است. امروزه متخصصان علم تغذیه، روش جدیدی را به نام هرم راهنمای غذایی در جهت تنظیم یك رژیم صحیح غذایی پیشنهاد كرده اند. اما این هرم راهنمای غذایی چیست؟ این راهنما، ما را در جهت خوردن موادغذایی مختلف و مغذی به منظور حفظ سلامتی و داشتن وزن مناسب راهنمایی می كند. شكل هرم به نحوی است كه قسمت پایه آن(پایین هرم) شامل انواع نانها(سنگك، تافتون، بربری و نانهای سفید)، غلات و فرآورده های آنها(برنج، ماكارونی، انواع رشته ها، غلات آماده خوردن، گندم شاهدانه و ...) به میزان 6 تا 11 واحد است، گروه بعدی به ترتیب سبزیها(3 تا 5واحد) و سپس میوه ها(2 تا 4 واحد) هستند كه مواد مغذی زیاد و بسیار مهمی را از نظر سلامتی تأمین می كنند. گروه گوشتها مانند مرغ، ماهی، گوشت قرمز، انواع حبوبات، تخم مرغ و آجیل(2 تا 3واحد) و گروه لبنیات مانند شیر، ماست، پنیر، دوغ و كشك(2 تا 3واحد) نیز منابع بسیار مهم پروتئینها، ویتامینها و مواد مغذی هستند كه طبقات بالاتر هرم را به خود اختصاص داده اند.
چربیها، روغنها و شیرینیها مثلت كوچكی را در بالای هرم اشغال كرده اند.
خصوصیات هرم
شكل هرم نشان می دهد كه قسمت عمده غذای مصرفی ما باید از سه ردیف پایین هرم باشد.
هر كدام از این سه ردیف(پنج گروه یا خانه اصلی) مقداری از مواد مغذی را كه بدن ما به آن احتیاج دارد، فراهم می كند. برای سلامتی به همه گروههای غذایی نیاز داریم. غذاهایی كه در این 5 گروه قرار دارند نمی توانند با غذاهای گروههای دیگر جانشین شوند. به طور مثال سبزیجات را نمی توان با گروه شیر عوض كرد؛ ولی غذاهای داخل یك گروه را می توانیم به جای هم مصرف كنیم. مثلاً درگروه شیر و لبنیات می توان به جای شیر از ماست یا پنیر استفاده كرد. یا در گروه گوشت می توان از حبوبات(بنشن) به جای گوشت استفاده كنیم. برای تأمین فیبر و انرژی موردنیاز قسمت پایه هرم یعنی گروه نان و غلات را باید بیشتر از گروههای دیگر به مقدار مناسب مصرف كنیم. گروه گوشتها و لبنیات در مقایسه با گروههای دیگر باید در حجم كمتری مصرف شوند؛ زیرا این غذاها چربی فراوانی دارند. چربیها، روغنها و شیرینیها به عنوان یك گروه غذایی اصلی توصیه نمی شوند و برای سلامت موردنیاز نیستند.
شرح گروههای غذایی هرم
گروه نان و غلات:شامل غلات كامل(گندم، جو، جودوسر، ارزن و ...)، برنج و انواع ماكارونی(لازانیا، رشته فرنگی، رشته پلویی و رشته آش) است. این گروه كربوهیدرات(نشاسته) و فیبر به علاوه ویتامینهای گروه "ب"، آهن، پروتئین و منیزیم را تأمین می كند و توصیه شده است كه روزانه بین 6 تا 11 واحد آن مصرف شود شامل:یك واحد از نان برابر یك برش نان(تافتون، سنگك و بربری) به اندازه یك كف دست(بدون انگشتان) برابر 30 گرم( برای نان لواش در حد كف دست)، یك واحد از غلات آماده خوردن برابر 30 گرم یا 12 لیوان و یك واحد بیسكوییت ساده كوچك برابر 3 تا 4 عدد بیسكوییت كوچك. البته باید توجه داشت كه استفاده از غلات و نانهای سبوس دار بهتر و مفیدتر است. گروه سبزیها:این گروه اهمیت زیادی دارد. زیرا فیبر، ویتامین آ، ویتامین ث، فولات، پتاسیم و منیزیم را تأمین می كند بدون این كه چربی و كلسترول را شامل شود. سبزیهای سبز تیره بیشتر دارای مواد مغذی فوق هستند. سبزیهای زرد و نارنجی رنگ بیشتر از نظر ویتامینهای آ(آنتی اكسیدانها)، پتاسیم و فیبر اهمیت دارند. از این گروه، روزانه بین 3 تا 5 واحد توصیه می شود كه یك واحد برابر یك لیوان است. البته برای سبزیهای خام برگدار مانند اسفناج و كاهو یك واحد برابر یك دوم لیوان، برای سبزیهای پخته یا خام خرد شده مانند هویج خرده شده و قارچ پخته شده نیز یك دوم لیوان و برای عصاره یا آب سبزیها یك واحد برابر سه چهارم لیوان است. برای مثال یك عدد گوجه فرنگی متوسط برابر یك واحد سبزی است، یا یك عدد سیب زمینی متوسط پخته شده و یا 10 خلال سیب زمینی سرخ شده برابر یك واحد سبزی است. گروه میوه ها:این گروه فیبر، ویتامین آ، ویتامین ث و پتاسیم را تأمین می كند و فاقد سدیم، چربی و كلسترول هستند. میزان توصیه شده این گروه روزانه بین 4 ،2 واحد است. یك عدد میوه متوسط مانند سیب، پرتقال، هلو، لیموشیرین، موز و ...، یا نصف لیوان میوه بزرگ مانند گریپ فروت، یك برش هندوانه، یك چهارم طالبی، سه چهارم لیوان آب میوه، نصف لیوان توت(یا میوه های ریز مانند انگور و انار)، نصف لیوان كمپوت یا میوه های پخته شده یا قطعه قطعه شده، 25 درصد خشكبار(انواع برگه، كشمش، توت، انجیر خشك و ...) می باشد. هرم راهنمای غذایی بر مصرف بیشتر غلات، میوه ها و سبزیها در مقادیر مناسب تأكید دارد و مصرف كمتر گوشتها و محصولات حیوانی را در مقایسه با غلات، میوه ها و سبزیها مطرح می كند. این طراحی می تواند به گیاه خواران برای انتخاب رژیم مناسب كمك كند و همچنین عموم مردم را تشویق می كند تا موادغذایی گیاهی را بیشتر مصرف كنند. گروه گوشت:شامل ماكیان، ماهی، تخم مرغ، حبوبات و آجیل می باشد. اهمیت این گروه بیشتر برای تأمین پروتئین، فسفر، ویتامین 6- ب، ویتامین 12،ب، روی، منیزیم، آهن و نیاسین است. از این گروه روزانه 2 تا 3 واحد توصیه می شود. یك واحد این گروه برابر 60 تا 90گرم گوشت قرمز، ماكیان و یا ماهی پخته شده، یك لیوان حبوبات پخته شده، دو عدد تخم مرغ یا 2 قاشق غذاخوری كره بادام زمینی است. 3،به طور كلی غذاهایی كه منشأ حیوانی دارند(لبنیات و گوشتها) نسبت به منابع گیاهی چربی بیشتری دارند. مصرف زیاد چربیهای حیوانی مقدار كلسترول خون را بالا می برد.
كلسترول بالای خون یكی از علتهای ابتلا به بیماریهای غیرواگیر است. بنابراین سعی كنیم از انواع گوشتهای كم چرب استفاده كنیم. همچنین از روشهای پخت مانند آب پز یا كبابی استفاده نماییم تا چربی اضافه شده به غذا كمتر شود. گروه لبنیات:شامل شیر، ماست، پنیر، كشك و ... می باشد. غذاهای این گروه، بهترین منبع كلسیم هستند. همچنین این گروه از غذاها ویتامین ب ،12، ب2، و پروتئین موردنیاز بدن را تأمین می كنند. مقدار توصیه شده این گروه، روزانه بین 2 تا 3واحد است كه برای نوجوانان و جوانان و زنان باردار، شیرده و یائسه، 3واحد در روز و برای زنان باردار و شیرده زیر 20 سال 4 واحد یا بیشتر در روز توصیه شده است. یك واحد این گروه برابر یك لیوان شیر یا ماست و یا 45گرم پنیر معمولی است. كودكان زیر 5سال بهتر است از ماست كامل یا پرچرب استفاده كنند. افراد بزرگسال و بالغ بهتر است از فرآورده های لبنی یعنی شیر و ماست كم چرب یا بدون چربی استفاده كنند، زیرا چربیهای موجود در شیر و فرآورده های لبنی بیشتر از نوع چربیهایی هستند كه كلسترول خون را بالا می برند. چربیها، روغنها و شیرینیها:این دسته از غذاها فقط مثلث كوچكی را در بالای هرم اشغال كرده اند و این بدان معنی است كه باید آنها را به مقدار كم مصرف كرد. این نوع غذاها را به عنوان یك گروه غذایی اصلی توصیه نكرده اند، بنابراین مصرف آنها اختیاری است زیرا برای ارتقای سلامت موردنیاز نیستند و فقط كالری تولید می كنند و برای طعم دهندگی استفاده می شوند. جالب است بدانید كه ادویه ها، قهوه، چای و نوشابه های گازدار در هرم جایی ندارند، زیرا مواد مغزی ندارند ولی باعث طعم بهتر و لذیذ شدن غذاها می شوند و همچنین بعضی از آنها مانند چای دارای تركیبات سلامتی بخش نیز هستند.
غذاهای غنی از چربی شامل كره، مارگارین، انواع سسها، روغنها، مایونز، خامه، پنیر خامه ای، سرشیر و چیپس سیب زمینی هستند. غذاهای غنی از شكر عبارتند از آب نبات، شكلات، شیرینیها، كیك، نوشابه های گازدار، شربتها، ژله، انواع دسر، مرباها، شكر و عسل.
چند نكته جالب در مورد هرم راهنمای غذایی
،به كودكان باید حداقل واحدهای گروههای غذایی را داد. كودكان باید هر روز 2 لیوان شیر مصرف كنند. ،زنان باردار و شیرده برای تأمین نیازهای بیشتر انرژی، ویتامین و املاح به واحدهای زیادتری از میوه، سبزیها، گوشتها، لبنیات و نان و غلات احتیاج دارند. ،بنشنها یا حبوبات مانند باقلای خشك، نخود فرنگی، عدس، نخود، لوبیا، لپه و ... هم در گروه سبزیها و هم در گروه گوشتها قرار دارند، زیرا دارای پروتئین، ویتامینها و موادمعدنی هستند ،در هر وعده غذایی باید بكوشیم تا دست كم از سه گروه موادغذیی مختلف استفاده كنیم.
برای مثال در ساندویچ تخم مرغ كه دارای نان، كاهو، گوجه فرنگی و تخم مرغ است، از سه گروه گوشتها، سبزی و نان و غلات استفاده شده است. ،برای میان وعده ها(وعده های بین صبحانه، ناهار و شام) بهتر است از یك واحد میوه و یا یك لیوان شیر به همراه غلات آماده خوردن و یا مخلوط ماست و میوه استفاده شود.
تنظیم یك برنامه غذایی با كمك هرم راهنمای غذایی
هرم راهنمای غذایی به ما كمك می كند تا بتوانیم غذای یك روز خود را براساس واحدهای موردنیاز از هر گروه طراحی یا تنظیم كنیم. با استفاده صحیح و عاقلانه و داشتن آگاهی در مورد میزان انرژی مواد مغذی در غذاها، می توانیم به اهداف یك برنامه غذایی متعادل و متنوع دست یابیم. به كودكان 2 تا 6 سال، زنان و بعضی بزرگسالان توصیه می شود روزانه 6 واحد از گروه نان و غلات، 3واحد از سبزیها، 2واحد از میوه ها، 2واحد از گوشتها استفاده كنند.
كودكان بالاتر از 6سال، دختران نوجوان، زنان فعال و اغلب مردان به 9واحد از گروه نان و غلات، 4واحد از سبزیها، 4واحد از میوه ها و 2واحد از گوشتها نیاز دارند. پسران نوجوان و مردان فعال هم باید روزانه 11واحد از گروه نان و غلات، 5واحد از سبزیها، 4واحد از میوه ها و 3واحد از گوشتها استفاده كنند. نكته قابل توجه این است كه كودكان و نوجوانان 9 تا 18سال و بزرگسالان بالای 50سال به 3واحد شیر در روز نیاز دارند. بقیه افراد هم باید روزانه حداقل 2 تا3واحد شیر مصرف كنند.
كلام آخر
باید توجه داشت كه تغذیه مناسب تنها یكی از جنبه های دستیابی به وزن مطلوب است.اما نكات زیر هم از مسایل مهمی هستند كه باید برای لاغر شدن به آنها توجه كنید: ،روزانه حداقل 30دقیقه فعالیت بدنی(مانند پیاده روی تند) داشته باشید. 2،روش غذا خوردن خود را تغییر دهید. یعنی آهسته غذا بخورید، لقمه های كوچك در دهان بگذارید و خوب آن را بجوید، ضمن این كه هر وعده غذای خود را در زمان و وقت مشخصی صرف كنید.زیرا اگر غذا به خوبی جویده و خرد نشود، در هضم و جذب موادغذایی اختلال ایجاد شده و موجب سنگینی، احساس پری، دل درد و ناراحتیهای گوارشی می شود. ،چربی مصرفی خود را كم كنید. این كار به روشهای مختلفی انجام می پذیرد؛ ابتدا باید مقدار روغنی كه به غذایتان اضافه می كنید، كم نمایید(غذا را به شكل بخارپز یا آب پز تهیه كنید تا روغن كمتری مصرف شود) و از گوشتهای كم چربی استفاده كنید. چربی قابل مشاهده گوشت قرمز و پوست مرغ را جدا كنید. ،مرغ و ماهی بیشتری مصرف كنید(حداقل هفته ای دوبار ماهی یا تن ماهی كم نمك) ،از لبنیات كم چربی و یا بدون چربی استفاده كنید. ،از تنقلات شور، بسیار شیرین، پر چرب خامه ای یا رنگهای افزودنی پرهیز كنید.(مانند چیپس، پفك، انواع شیرینها و دسرهای خامه ای پرچرب، انواع نوشابه های گازدار رنگی و بستنیهای پرچرب) ،از غذاهای پرچرب و سرخ شده مانند آبگوشت، كله پاچه، سیرابی، شیردان، جگر، پیتزا، همبرگرهای آماده و ساندویچهای فوری خیابانی مانند انواع سوسیس و كالباس به دفعات كمتری مصرف كنید.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


تأمین اجتماعی،فقط درمان نیست

گفتگو از : مهديار سعيديان

تأمین اجتماعی از مقوله هایی است كه باید در ساختار سیاسی اجتماعی هر كشوری مورد توجه ویژه قرار گیرد، چرا كه امروزه در مباحث علمی و تجربی ساختار و كاركرد تأمین اجتماعی به عنوان یك مسأله كلیدی با مسایلی همچون توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، زیست محیطی و در نهایت توسعه پایدار ملی ارتباط محكم و غیرقابل انكاری دارد. در كشور ما نیز نخستین فعالیتهای تأمین اجتماعی از سال 1310هجری خورشیدی آغاز گردید؛ هنگامی كه بعد از احداث شبكه راه آهن، صندوقی با عنوان صندوق احتیاط كارگران با هدف حمایت از كارگران شاغل در راهها پایه ریزی و راه اندازی شد و مصوبات مراجع قانونگذار نیز بر آن صحه نهاد.
با وجود اینكه بسیاری از مسؤولان و حتی مردم از عملكرد سازمان تأمین اجتماعی ابراز رضایت می كنند، اما نمی توان این نكته را دور از نظر دانست كه بعضاً نقایص و اشكالات عمده ای نیز از سوی برخی بیمه شدگان و كارشناسان به عملكرد این سازمان وارد می گردد.

مسایل فوق ما را بر آن داشت تا در میزگردی با حضور تعدادی از مسؤولان سازمان تأمین اجتماعی به بررسی نقاط ضعف و قوت موجود و راهكارهای پیش روی این سازمان بپردازیم.
در این نشست، مهندس محمد قاسم جلیلی، مدیركل تأمین اجتماعی خراسان رضوی، محمد ربانی ابوالفضلی، معاونت امور بیمه ها، رضا عبداللهیان، كارشناس ارشد امور فنی مستمریها و محمد هادی صمدی، كارشناس ارشد امور فنی بیمه شدگان، هر یك به فراخور مسؤولیت خویش به پرسشهای ما پاسخ گفتند كه ماحصل این سؤال و جوابها در ادامه آمده است.

٭ سازمان تأمین اجتماعی از لحاظ جایگاه در سیستم بهداشت و درمان كشور در چه مكانی قراردارد؟ ٭٭ باید توجه داشت كه این سازمان در جهت تأمین آرامش خاطر برای افراد تحت پوشش خود كه در حقیقت مولدین اصلی جامعه هستند، هجده نوع خدمات مختلف ارائه می دهد كه درمان بیمه شدگان تنها یكی از این موارد می باشد. این خدمات درمانی به دو صورت مستقیم و با مراجعه بیمار به یكی از مراكز درمانی سازمان بدون اخذ هیچ گونه هزینه ای و یا شكل غیرمستقیم از طریق مراجعه بیمار به یكی از مراكز درمانی و یا پزشكان كه سازمان تأمین اجتماعی با آنها قرارداد دارد و سپس پرداخت بخش عمده هزینه های درمان توسط سازمان، انجام می شود. به هر حال یكی از آرمانها و اهداف اصلی سازمان تأمین اجتماعی، ارتقای سطح معیشت بیمه شدگان تحت پوشش است. البته خدمات مهمتر از درمان نیز توسط سازمان انجام می شود، از قبیل كمك عایله مندی، مستمری بازنشستگی، بیكاری، حق اولاد، كمك هزینه های وسایل پزشكی و... حتی در صورت فوت بیمه شده هم تأمین اجتماعی بازماندگان فرد را در جهت فراهم آوردن یك معیشت قابل قبول تحت پوشش قرار می دهد.
٭ آیا تشكیل وزارتخانه جدید رفاه و تأمین اجتماعی توانسته است به ارتقای این جایگاه كمك كند؟ ٭٭ تا قبل از تصویب قانون نظام جامع تأمین اجتماعی و تشكیل این وزارتخانه، نهادها و مؤسسات مختلفی در امر تأمین اجتماعی فعال بودند كه خدماتی همسو و حتی موازی انجام می دادند. این نهادها شامل سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان بیمه نیروهای مسلح، سازمان بهزیستی، هلال احمر، كمیته امداد امام خمینی(ره)، سازمان بازنشستگی كشور و سازمان تأمین اجتماعی بود. هدف از تشكیل وزارت رفاه و تأمین اجتماعی هم ساماندهی این مراكز و شناسایی هر چه بیشتر و بهتر اقشار آسیب پذیر و توسعه مقوله تأمین اجتماعی بود و هم اكنون تمام سازمانهای ذكر شده تحت پوشش این وزارتخانه قرار گرفته اند.
٭ تفاوت سازمان تأمین اجتماعی با سایر صندوقهای بیمه گر در چیست؟ ٭٭ اولین تفاوت وجود بخش درمان و مدیریت درمان در سازمان می باشد كه خود ناشی از توجه سازمان به مقوله سلامت بیمه شدگان است. سایر صندوق های بیمه گر صرفاً به خرید درمان می پردازند در حالی كه سازمان تأمین اجتماعی ضمن اینكه اولین خریدار درمان در كشور می باشد، خود دومین تولیدكننده در بخش درمان است. بخش وسیعی از هزینه های سازمان در این قسمت صرف می شود به گونه ای كه در بیمارستانها و درمانگاههای ملكی سازمان، این خدمات به طور رایگان برای بیمه شدگان ارایه می شود و سعی شده كه كمیت و كیفیت این خدمات مستمراً بهبود یابد. تفاوت دیگر این صندوق با سایر سازمانهای بیمه گر را می توان در ارایه تعهدات كوتاه مدت به بیمه شدگان دانست از جمله غرامت دستمزد ایام بیماری، غرامت دستمزد ایام زایمان، پرداخت هزینه انواع اروتز و پروتز و وسایل كمك پزشكی، پرداخت كمك هزینه ازدواج و حتی هزینه كفن و دفن... به نظر می رسد كه این گونه اقدامات در سایر صندوقهای بیمه ای وجود ندارد و بیشترین مانور این صندوقها در مقوله پرداخت مستمری بازنشستگی می باشد. این تفاوتها باعث شده كه متقاضی خروج از شمول سازمان تأمین اجتماعی و تمایل به سمت سایر صندوقها تقریباً صفر باشد و برعكس متقاضی آمدن به صندوق تأمین اجتماعی فراوان است.
٭ یكی از مشكلاتی كه از سوی بیمه شدگان تأمین اجتماعی مطرح می شود، نارضایتی از كیفیت درمان و نیز بالا بودن نرخ حق بیمه ها به ویژه در مورد بیمه هایی مانند بیمه خویش فرماست به گونه ای كه عده كثیری از مردم از پس پرداختن آن برنیامده و عطای بیمه را به لقایش می بخشند، علت چیست و چه راهكارهایی در زمینه حل این معضلات در نظر گرفته شده است؟ ٭٭ همانطور كه ذكر شد سازمان تأمین اجتماعی برخلاف سایر سازمانهای بیمه گر، علاوه بر امور مربوط به بیمه در مقوله درمان هم فعال است كه این مسأله خود به معضلی برای سازمان تبدیل شده است، چون عمده انتقادات به سازمان تأمین اجتماعی از سوی اشخاصی مطرح می شود كه تنها امور درمانی این سازمان را مدنظر قرار می دهند و بدون توجه به وظیفه بیمه گری سازمان، كل مجموعه را زیر سؤال می برند. بخش درمان در واحدهای درمانی ملكی سازمان انجام می شود كه با توجه به رایگان بودن كلیه خدمات درمانی و دارویی در این مراكز، بیمه شدگان ترجیح می دهند كه بیشتر به اینگونه مراكز درمانی مراجعه نمایند كه این افزایش توجه خود باعث ازدحام جمعیت در این بیمارستانها و درمانگاهها می شود، در حالی كه امكانات ما محدود است و در واقع این مسأله دلیل عمده نارضایتی بیمه شدگان به شمار می رود. در مورد بالا بودن حق بیمه ها نیز باید بگویم كه نرخ حق بیمه ای كه سازمان می گیرد شامل بازنشستگی، حوادث و نیز بخش درمانی می شود كه هزینه های درمانی تنها یك سوم این حق بیمه را در برمی گیرد و با توجه به افزایش هزینه درمان و گستردگی خدمات ارایه شده این حق بیمه حتی كم هم می باشد كه شایسته است بخشهای دیگر نیز در زمینه درمانی به سازمان كمك كنند. افرادی هم كه تحت پوشش بیمه خویش فرما قرار می گیرند اگر خدمات درمانی سازمان را انتخاب نكرده و تنها بخواهند از سایر خدمات استفاده كنند، طبیعی است كه حق بیمه كمتری هم می پردازند.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


همه ناهنجاری های ژنتیكی با آزمایش قابل تشخیص نیست!

گفتگو از : مهديار سعيديان

ازدواجهای فامیلی اخیراً بیشتر شده است. برخی از گزارشها حاكی از آن است كه تا 25درصد ازدواجها در سالهای اخیر بین فامیل درجه اول انجام شده اند. این گرایش به خالص سازی ژنها می تواند زمینه ساز پیدایش بیماری های ژنتیكی شود كه در حالت عادی بندرت دیده می شوند. در نهایت تحمل بار این بیماری ها نه تنها بر والدین فرد مبتلا خواهد بود، بلكه بسیاری از سرمایه های مولد جامعه را به سمت درمان این بیماری ها منحرف خواهد كرد. در سالهای اخیر آزمایشهای قبل از ازدواج تا حدود زیادی به كنترل بیماری تالاسمی در كشور كمك كرده اند، اما انجام آزمایشهای ژنتیك برای تمام بیماری ها غیرممكن است. از این رو هنوز هم پرهیز از ازدواجهای فامیلی بهترین راه برای پیشگیری از این گونه بیماری هاست.

برای آشنائی بیشتر با جوانب مختلف این مسأله گفتگوئی با دكتر محمدرضا عباس زادگان، دانشیار گروه ژنتیك دانشگاه علوم پزشكی مشهد تدارك دادیم كه در ادامه می خوانید.
آقای دكتر اصولاً به چه ازدواجی، فامیلی گفته می شود؟ از لحاظ علم ژنتیك هنگامی كه در شجره فامیلی بین بستگان درجه اول؛ یعنی دخترعمو، پسرعمو یا دخترخاله، پسرخاله یا دختردایی و پسرعمه و... ازدواجی انجام شود، به آن ازدواج فامیلی می گوییم.

نسبتهای دورتر مانند نوه عمو و نوه عمه چطور آیا آنها هم فامیلی محسوب می شوند؟ بله. فامیلی محسوب می شوند. اما چون كمی دورتر از درجه اول هستند و شباهت ژنی بین دو طرف نسبت به دخترخاله و پسرخاله و... كمتر است، خطر كمتری هم آنان را تهدید می كند.
خطر نمایان شدن بیماری های ژنتیكی به ضریب همخوانی ژنهای دو طرف بستگی دارد، در این مورد كمتر است. در یك ازدواج فامیلی تا چه حد خطر بروز ناهنجاری های مادرزادی در كودك افزایش می یابد؟ در ازدواجهای غیرفامیلی نیز ناهنجاری های ژنتیكی دیده می شوند، اما این احتمال حدود 2درصد است. در حالی كه امكان وقوع ناهنجاری های مادرزادی در نوزادان ازدواج فامیلی بین 5 تا 11 درصد متغیر است. البته عوامل دیگری هم در این ناهنجاری ها دخیلند. به عنوان مثال اگر پدر و مادر نیز با یكدیگر نسبت فامیلی دارند و حتی فامیل بودن نسلهای قبل تر هم می تواند خطر ابتلا به این ناهنجاری ها را افزایش دهد.

شایع ترین اختلالاتی كه در ازدواجهای فامیلی دیده می شوند چه مواردی هستند؟ این ناهنجاری ها طیف گسترده ای دارند. شاید مهمترین آنها اختلالاتی باشند كه منجر به عقب ماندگی ذهنی می شوند. بیماری های مختلفی در این دسته حضور دارند. از آن جمله ناهنجاری های كروموزمی هستند. در بسیاری از موارد این اختلال باعث مرگ جنین می شود و تنها درصد كمی متولد می شوند كه آنها نیز با مشكلاتی چون عقب ماندگی روبرویند. گروه دیگر از این ناهنجاری ها، اختلالات تك ژنی هستند. به این معنی كه یك ژن خاص باعث بیماری می شود و كروموزم سالم است. در این موارد ژن معیوب در نسلهای قبل نیز وجود داشته و ازدواج فامیلی بروز آن را تسهیل می كند. به عنوان مثال می توان به بیماری تالاسمی اشاره كرد. چنانچه در نسلهای قبل افراد یك خانواده صرفاً ناقل یك بیماری بوده اند و خود به آن مبتلا نشده اند، ازدواج فامیلی بروز این ژن را در بین فرزندان به مقدار قابل توجهی افزایش می دهد. در دسته سوم بیماری ها معلولیتهای جسمی قرار می گیرند. این بیماری ها نیز در ازدواج فامیلی شیوع بیشتری دارند. از آن جمله انحراف چشم، انسداد روده، اختلال در اندامها مثل پای پرانتزی و پای چمبری و همچنین نارسایی كبد و قلب.
آیا از لحاظ ژنتیكی بین نسبتهای فامیلی مانند دخترخاله و پسرخاله و یا دخترعمو و پسرعمو تفاوتی وجود دارد؟ به عبارت دیگر آیا ریسك بروز اختلالات ژنتیكی در این نسبتها متفاوت است؟به هیچ وجه. در محاسباتی كه با عنوان ضریب همخونی انجام می شود هیچ تفاوتی بین نسبتهای فامیلی درجه اول وجود ندارد و همه آنها ریسك ابتلا را به یك نسبت افزایش می دهند.
آیا اصولاً آزمایشی وجود دارد كه بتواند قبل از ازدواج امكان بروز این مشكلات ژنتیكی را مشخص كند؟ این مسأله تا حدودی مبهم است و باید بیشتر به آن پرداخته شود؛ زیرا برای برخی زوجها نیاز است كه آزمایشهای دقیقتری انجام شود. در صورتی كه در بعضی زوجهای دیگر نیازی به آزمایشهای اضافه نیست. این مسأله كاملاً با گذشته خانواده در ارتباط است. اگر در خانواده ای سابقه یك بیماری ژنتیكی وجود دارد، پس آزمایش آن نیز لازم می شود. به عنوان مثال در زوجی كه سابقه سقط های مكرر را ذكر می كنند، باید برای آنان آزمایشهای بررسی كروموزمی انجام شوند، ولی باید تأكید كنم كه در تمامی ازدواجها چه فامیلی و چه غیرفامیلی هیچ گونه آزمایشی وجود ندارد كه بتوان به كمك آن تمامی اختلالات را شناسایی كرد.
پس تستهای مرسوم به چه منظور انجام می شوند؟ آزمایشهایی كه امروز برای زوجهای در آستانه ازدواج انجام می شود بیشتر جنبه غربالگری دارند و تنها امكان بروز تالاسمی را بررسی می كنند.
چه راهكارهایی برای زوجهای فامیل وجود دارد كه به آنها كمك كند فرزندانی سالم داشته باشند؟ این زوجها باید در تمام مراحل حاملگی و حتی تصمیم برای بچه دارشدن زیر نظر پزشك باشند. حتی قبل از بارداری باید پیگیری های لازم انجام شوند و برنامه پیشگیری و درمان مشخص شود و تا پس از زایمان ادامه یابد. اخیراً در یك سیستم ارجاع جامع در كشور، آزمایشهای تشخیص بیماری در هفته دهم بارداری انجام می شود و در هفته های پانزدهم و شانزدهم هم تكمیل می شود. با استفاده از این سیستم و سونوگرافی می توان تا حدی اختلالات ژنتیكی را پیش از تولد تشخیص داد. در این صورت می توان با شناسایی این اختلالات قبل از چهار ماهگی جنینی از تولد نوزادهای دچار ناهنجاری پیشگیری كرد.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


ترك اعتیاد٬ روح مهمتر از جسم

گفت و گویی به بهانه روز جهانی مبارزه با مواد مخدر

گزارش از : مهديار سعيديان

اشاره: وقتی برای اولین بار آنها را دیدم، فكر نمی كردم همگی زمانی معتاد بوده و به تازگی موادمخدر را كنار گذاشته اند. دور هم داخل سالن انتظار كلینیك ترك اعتیاد نشسته بودند و از خاطرات قدیم می گفتند. وارد جمعشان شدم واز حال و روزشان پرسیدم. بهادر كه حدوداً 27سال داشت، درباره چگونگی آلوده شدن خود به موادمخدر می گفت:حدوداَ 10سال پیش، هنگامی كه در دبیرستان تحصیل می كردم، به وسوسه برخی همكلاسیها برای اولین بار تریاك مصرف كردم و این شروعی برای اعتیاد من بود. در طول این مدت، بارها سعی كردم ترك كنم، اما هربار شدیدتر برگشت می كردم؛ به طوری كه از تریاك به هروئین و این اواخر هم به كریستال معتاد شده بودم. خوشبختانه خانواده بهادر در طی این مدت او را تنها نگذاشته و به هیچ وجه حمایتهای معنوی و روحی خود را از وی دریغ نكرده بودند. اما وضعیت"جهان" كه از بهادر جوانتر به نظر می رسید، متفاوت بود. پدر و بسیاری از اقوامش معتاد بودند و به قول خودش تنها چیزی كه از كودكی دور و برش به فراوانی یافت می شده، موادمخدر بوده است. این مسأله باعث شده بود"جهان" از 9سالگی مصرف این مواد را تجربه كند. اما خوشبختانه الان یك سال و نیم است كه ترك كرده و حتی فكر موادمخدر را هم به سرش راه نمی دهد. شرایط"منجی" و"حمید" و"مهدی" و"حسین" هم مشابه دو نفر قبلی بود.هركدام به نوعی در دام اعتیاد افتاده بودند و حال، پس از ترك جمعی، تلاش می كردند كه به كمك مشاوران و پزشكان، از نظر روحی هم خود را از وابستگی به مواد مخدر برهانند.
درباره ترك اعتیاد روشهای فراوانی را شنیده و دیده ایم؛ از آگهی های"ترك اعتیاد تضمینی" در برخی جراید گرفته تا افرادی كه بدون هیچ گونه آموزش و تحصیلاتی خود را در این زمینه خبره می دانند. به قول دوستی، این روزها هم اعتیاد به موادمخدر و هم ترك آن منبع درآمد خوبی برای عده ای شده است. اعتیاد برای قاچاقچی ها و توزیع كنندگان موادمخدر و ترك اعتیاد هم برای برخی افراد سودجو كه در هر شرایطی به دنبال منفعت شخصی خود هستند. آنچه درپی می آید، گفتگوی ما با سیدعلی سلامت كارشناس ارشد مددكاری اجتماعی سازمان بهزیستی است. سلامت و همكارانش از جمله كارشناسانی هستند كه با روشهای علمی و روان شناسانه، سعی در ریشه كن كردن این معضل بزرگ اجتماعی دارند.

لطفاً در ابتدا توضیح دهید اساساً اعتیاد چیست؟ طبق تعریف سازمان ملل متحد، اعتیاد یك معضل بزرگ است كه ابعاد گوناگونی از قبیل مسائل اجتماعی، خانوادگی و محیطی را دربر می گیرد و ما به هیچ وجه نمی توانیم اعتیاد را محدود به یكی از این موارد كنیم، بلكه مجموعه این عوامل فرد را به سمت اعتیاد سوق می دهند. درمان اعتیاد هم در گرو حل تمامی این معضلات می باشد.
چه اتفاقی درجریان وقوع اعتیاد در بدن فرد مبتلا می افتد؟ اصولاً اعتیاد ناشی از یك واكنش شیمیایی در مغز است. چون بدن هورمونی به نام اندومورفین ترشح می كند كه این هورمون نقش تسكین دهنده درد را دارد. موادمخدر سبب افزایش ترشح این هورمون می شوند. این مسأله باعث می شود فرد در شروع مصرف موادمخدر یك حالت سرخوشی و سبكی را در خود حس كند كه بسیار برایش خوشایند است؛ اما زمانی كه شخص در بند موادمخدر گرفتار شد، دیگر این حالتها وجود ندارد بلكه او بنده افیون می شود و برای به دست آوردن آن، به هركاری تن در می دهد. در واقع، دیگر مغز كنترلی بر اعمال و رفتار فرد معتاد ندارد و او تنها به یك چیز می اندیشد و آن تهیه موادمخدر است.
عوامل گرایش به اعتیاد در جامعه ما چه هستند؟ همان طور كه گفتم، عوامل مختلف محیطی، روانی و بویژه اجتماعی در این زمینه مؤثرند.
بدین معنا كه در بین برخی از افراد جامعه، به دلایل مختلف، نگرش مثبت نسبت به موادمخدر ایجاد شده است. از كسانی كه به توصیه دیگران به خاطر بیماری یا درد این مواد را مصرف می كنند، تا شب نشینی ها و پارتی هایی كه متأسفانه امروزه دیده می شوند و مصرف موادمخدر و توهم زا در بین شركت كنندگان آن یك امر عادی به شمار می آید. در واقع، این مسائل نقطه شروع اعتیاد و پیامدهای مخرب فردی و اجتماعی آن است.

با تمام این تفاصیل، آیا از اعتیاد گریزی هست؟ صد درصد، اعتیاد كاملاً قابل گریز است. من معتادان بسیاری را می شناسم كه سالهاست ترك كرده اند و دیگر سراغ موادمخدر نرفته اند. اما برای رسیدن به این هدف، فرد معتاد باید راهكارهای صحیح ترك اعتیاد را پیدا كند. توجه به این نكته ضروری است كه معتاد یك بیمار است و بنابراین"تضمین" در ترك اعتیاد معنایی ندارد. چون هیچ گاه نمی توان به زور معتادی را ترك داد؛ بلكه باید ابتدا در مورد موادمخدر و عوارض مصرف آن در فرد شناخت ایجاد كرد كه بطور طبیعی به دنبال این شناخت، انگیزه ترك مواد ایجاد می شود.
البته، باید دانست كه حتی در بهترین شرایط درمان روانی و جسمی، تنها 25درصد امكان بهبود صد درصد معتاد و ترك همیشگی وجود دارد.
می گویند ترك برخی مواد غیر ممكن است. نظر شما چیست؟ من به هیچ وجه به این گفته معتقد نیستم. شخصاً معتادانی را مشاهده كرده ام كه مدتها موادمخدر را در مقادیر زیاد مصرف می نمودند؛ اما تنها با یك دوره كوتاه چند روزه درمان دارویی ، به طور كلی اعتیاد را كنار گذاشته اند. در واقع، هرچه فرد معتاد راههای مقابله با اعتیاد را بهتر یاد بگیرد و در جلسات مشاوره گروهی و انفرادی كه در این باره تشكیل می شوند بیشتر شركت كند، راحت تر قادر به كنار گذاشتن افیون خواهد بود. چون اعتیاد یك فرایند تدریجی است و یك شبه ایجاد نشده است؛ بنابراین برای ترك آن هم باید مراحل متعددی از قبیل توانمندسازی و بویژه مسؤولیت پذیری فرد در قبال خود و جامعه، طی شود؛ بدین معنا كه فرد معتاد قبول كند عامل مشكل ایجاد شده كسی جز خودش نیست و با این پذیرش، گامهای بعدی را در راه ترك اعتیاد بردارد.
چه راههایی برای ترك اعتیاد وجود دارد؟ كلاً ترك اعتیاد شامل دو بخش است؛ بخش اول سم زدایی یا همان ترك اعتیاد جسمی است كه به روشهای مختلفی از قبیل درمان دارویی با كلونیدین و متادون و نیز روش سم زدایی فوق سریع اجرا می شود. باید توجه داشت كه در این روشها، تنها سم زدایی جسمی صورت می گیرد كه 3درصد كل فرایند ترك اعتیاد را شامل می شود. بخش اصلی این فرایند، روشهای روان درمانی است. اولین قدم در این راه، تقویت اعتماد به نفس بیمار است و سپس باید مشكلات شخصیتی و آسیب پذیریهای فرد را تشخیص داد و از طریق گروه درمانی و تقویت شناخت فرد، وی را دوباره به جامعه بازگرداند. البته، برخی روشهای غلط نیز وجود دارند كه معروف به روشهای"زیرزمینی" هستند كه از سوی افراد سودجو و ناآگاه انجام می شوند و با عناوینی چون ترك اعتیاد تضمینی، مخاطب را فریب می دهند؛ از ترك اعتیاد با دارویهای گیاهی گرفته تا تجویز برخی داروها مانند قرص اكستازی. باید توجه داشت كه ترك اعتیاد تضمینی هیچ اعتباری ندارد و حتی مشكل بیمار را حاد تر می كند.
از اكستازی نام بردید؛ موادمخدری مانند كریستال و یا اكستازی چه فرقی با سایر موادمخدر دارند؟ كلاً موادمخدر به دو گروه طبیعی و صنعتی(شیمیایی) تقسیم می شوند. از گروه اول می توان تریاك وشیره و از گروه دوم مورفین، هروئین و كریستال را نام برد. كریستال، خالص ترین جزء هروئین است كه دارای اثرات مخرب بسیار شدید بویژه بر روی مغز می باشد و قدرت آن چند برابر تریاك بوده و به همان نسبت وابستگی به آن نیز شدیدتر است. فرد معتاد به كریستال، دارای آستانه تحمل پایینی است و بسیار پرخاشگر و بی قرار است.
اكستازی هم كه این روزها در بسیاری از پارتی ها و شب نشینی های نامشروع دیده می شود، سابقاً یك داروی ضد افسردگی بوده كه جزو روانگردانهای بسیار قوی است. به همین دلیل، سالهاست تولید آن متوقف شده است؛ اما متأسفانه مدتی است این دارو در كشورهای آسیای شرقی به صورت قاچاق تولید و به سراسر جهان عرضه می شود. ویژگی مهم و زیانبار آن نیز توهم زا بودنش می باشد. از طرف دیگر، این ماده نیز وابستگی بسیار شدید در فرد ایجاد می كند و باید فرد برای ترك حتماً تحت درمان روان شناس بالینی یا روان پزشك قرار گیرد.

مؤسسات ترك اعتیاد تا چه حد قابل اعتمادند؟ مراكزی كه در آنها مددكار، روان شناس و روان پزشك با هم كار كنند و بیمار را از ابعاد مختلف ارزیابی كرده و تحت درمان قراردهند، قابل اعتمادتر هستند به همین دلیل، وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی تنها به مؤسساتی مجوز كار می دهند كه حتماً شرایط فوق را داشته باشند.
در مسیر ترك اعتیاد چه حمایتهایی لازم است؟ این حمایتها شامل دو مرحله قبل و بعد از درمان هستند. چون برخی افراد اصلاً انگیزه شروع درمان را ندارند، كه این مسأله باید از طریق راهكارهای ویژه ای با كمك درمانگر و خانواده بیماران حل شده و فرد معتاد آماده شروع درمان شود. بعد از درمان هم فرد باید مقاوم بوده و قبول كند كه این وظیفه او بوده كه ترك كرده است. البته، خانواده نیز نباید در این مرحله او را تنها بگذارد.
به عنوان سؤال پایانی، روشهای پیشگیری از اعتیاد شامل چه مواردی هستند؟ پیشگیری بسیار مهمتر است و باید از دوران تحصیل و حتی مهدكودكها شروع شود تا در بین افراد جامعه، احساس خطر نسبت به نفوذ مواد افیونی ایجاد شود. در واقع، باید یك فرهنگ برای مبارزه با موادمخدر در بین مردم شكل بگیرد. از طرف دیگر، اوقات فراغت نوجوانان و جوانان باید به شكل صحیح پر شود و در زمینه دوست یابی هم به آنها آموزشهای لازم ارائه گردد. توانمندسازی جوانان نیز نكته مهمی است كه نباید از آن غفلت كرد، چون امروزه بسیاری از كودكان و نوجوانان در برخورد با معضلات اجتماعی توانایی لازم را ندارند. والدین نیز به عنوان الگوی مناسب، نقش مهمی را در هدایت فرزندان ایفا می كنند؛ ضمن اینكه نباید از نقش رسانه های گروهی هم غافل شد. در هر صورت، همكاری تمام این عوامل موجب جلوگیری از گرایش افراد بخصوص جوانان به سمت مواد مخدر می شود وگرنه در بهترین شرایط امنیتی، تنها به میزان 10درصد می توان جلو مصرف مواد مخدر را گرفت.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


دستها شسته ؛ سالاد و ماهی، ممنوع!

گفتگو با دكتر محمود پناهی درباره بیماریهای مسافرتی

گفتگو از : مهديار سعيديان

با فرا رسیدن تابستان و پایان فصل امتحانات مدارس، بسیاری از خانواده ها در فكر تدارك سفری تابستانی هستند تا با بازدید از جاذبه های گردشگری شهرها، اندكی از فشار روزمره خود بكاهند. در این میان، خطرهای بسیاری سلامت مسافران را تهدید می كنند، در حالی كه بسیاری از خانواده ها از وجود این خطرها بی خبرند و یا آنها را چندان جدی نمی گیرند. از این رو، در گفتگو با دكتر محمود پناهی، متخصص بیماریهای عفونی و استاد دانشگاه علوم پزشكی مشهد، در خصوص این مسأله گفتگویی انجام داده ایم كه در ادامه می خوانید.

آقای دكتر، لطفاً بفرمایید چه بیماریهایی در طول مسافرت شایع ترند؟
در پزشكی، اصطلاحی وجود دارد به نام "بیماریهای مسافرتی" كه بسیار هم شایعند. این بیماریها متفاوتند؛ برخی در ارتباط با مسایل تغذیه ای هستند و گروهی به تغییر وضعیت جغرافیایی مربوط می شوند مثلاً یك فرد پس از سفر به یك كشور خارجی، ممكن است در معرض بیماریهای بومی آن منطقه قرار گیرد؛ در حالی كه اكثر افراد مقیم این كشور نسبت به آن بیماری مقاوم هستند. حتی تغییرات آب و هوا و فشار جوی نیز می تواند باعث ابتلا به بیماری شوند.

علت بروز این بیماریها در جریان مسافرت چیست؟
علاوه بر مسایلی كه ذكر شد، تغییر محل سكونت و اقامت در محیطهایی مانندهتل، مسافرخانه و یا چادر، می تواند زمینه ساز بیماری شود. طبیعی است كه این شرایط با شرایط راحت موجود در منزل متفاوت است. در چنین محیطهایی، از مشكلات بهداشتی گرفته تا مسأله تغذیه و... ممكن است به بروز بیماری كمك كنند؛ به عنوان مثال، افراد ممكن است به رستورانهایی مراجعه كنند كه غذای آنها كیفیت مناسبی ندارد؛ بویژه غذاهای سرد مانند سالاد و ساندویچ. از این رو، توصیه می شود در طول سفر از خوردن سالاد صرف نظر كنند. در بین غذاهای گرم هم مهمترین عامل انتقال آلودگی، ماهی است. حتی سازمان بهداشت جهانی به گردشگران توصیه می كند هرگز در طول سفر ماهی نخورند؛ چون اولاً ماهی بسیار زود فاسد می شود و ثانیاً مسمومیت با ماهی یكی از خطرناكترین مسمومیتها بوده و گاه به مرگ افراد منجر می شود. سوم، بروز حساسیت به دنبال مصرف ماهی نیز شایع است كه به آن "سندرم رستوران چینی" گفته می شود. نكته دیگر آنكه، در طول مسافرت فرد به علت شرایط خاص در هنگام مصرف غذا كمتر شرایط بهداشتی مانند شستن دستها را رعایت می كند و آلودگی دستها مهمترین عامل ایجاد بیماریهای گوارشی به شمار می رود جالب اینجاست كه در صورت شستن دست با آب خالی، 90 درصد باكتریها و در صورت شستشو با صابون 100 درصد آنها از بین می روند. البته، دسترسی نداشتن به پزشك و مراكز درمانی نیز بر شدت مشكل می افزاید.

پس با وجود این، بسیاری از این بیماریها قابل پیشگیری اند؟
بله. برای پیشگیری از این بیماریها بهتر است از مسافرتهای دسته جمعی پرهیز شود. نكته دوم آنكه اصول تغذیه منظم و صحیح رعایت گردد و برخلاف آنچه در مسافرتها شایع است، از خوردن غذاها و تنقلات مختلف، اجتناب شود. مصرف بی رویه تنقلات و غذاهای گوناگون می تواند باعث بروز تهوع، استفراغ، سردرد، سرگیجه و بی حوصلگی شود. در انتخاب محل صرف غذا نیز باید دقت بیشتری داشت. همچنین، محل خواب باید بهداشتی باشد و ملحفه ها هر 24 ساعت عوض شوند تا از گزش عنكبوت، ساس، كك و... جلوگیری شود.

در صورت ابتلا به این بیماریها، مسافران چه اقدامی باید انجام دهند.
توصیه من آن است كه خانواده ها در هنگام سفر داروهای مورد نیاز را به همراه داشته باشند. (از آن جمله، قطره استفراغ كودكان، قرص كوتریموكسازول برای اسهال و قرصهای مسكن) تا در فاصله زمانی رسیدن به پزشك، وضع بیمار بدتر نشود.

به طور كلی، مسافران در مناطق مختلف كشور و یا حتی كشورهای مختلف جهان باید مراقب چه بیماریهایی باشند؟ با رعایت مسایل بهداشتی كه ذكر شد، در كشور ما بیماری ویژه ای وجود ندارد كه باعث نگرانی عمده شود. فقط در مسافرت به مناطق گرمسیر باید مراقب مالاریا بود و در صورت حملات تب و لرز، باید بلافاصله به پزشك مراجعه كرد.
در خوزستان و بویژه دزفول نیز بیماری انگلی شیستوز و میازیس بسیار فراوان است كه مهمترین علامت آن، وجود خون در ادرار است.

به عنوان سؤال آخر، چه توصیه ای برای مسافران تابستانی دارید؟ اول آنكه در مسیر بین راه، تا حد امكان از غذای رستورانهای بین راهی استفاده نكنند و در عوض از غذاهای سبك استفاده نمایند. دوم، همراه خود بطریهای آب داشته باشند تا در مسیر مجبور به استفاده از آب آلوده نشوند. تا حد امكان از مصرف زیاد تنقلات خودداری كنند و در نهایت آنكه قبل از سفر به كشورهای خارجی، از بیماریهای شایع آن كشور و چگونگی انتقال آنها آگاهی كامل كسب كنند.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ در جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥


نه خصوصی، نه دولتی

نگاهی به ماجرای پر فراز و نشیب بیمارستانهای خیریه

گزارش از : مهديار سعيديان

چندی پیش برای تهیه گزارش وارد یكی از بیمارستانهای خیریه مشهد شدم. ظاهراً بیمارستان شبیه سایر مراكز درمانی بود، اما آنچه تعجب مرا برانگیخت خلوتی آن بود. درحالی كه این مركز در یكی از شلوغترین نقاط شهر واقع است. فقط مراجعان اندكی در این بیمارستان حضور داشتند آنان هم مشغول پیگیری كار خود بودند. در آن میان به پیرمردی برخوردم كه خود را حسینی و از اهالی روستایی در جنوب خراسان معرفی كرد. او كه در حال چانه زنی با مسؤول پذیرش بیمارستان است، مشكل خود را این گونه بیان می كند:همسرم نیاز به عمل جراحی دارد و ما به توصیه یكی از اقوام به این بیمارستان خیریه آمدیم. انتظار ما این بود كه با توجه به نام خیریه، هزینه كمتری برای عمل جراحی پرداخت كنیم، اما اكنون كه پزشك نیز موافقت كرده كه تخفیف بدهد، می گویند كه ما بیمه روستایی قبول نمی كنیم. وقتی از او پرسیدم كه چرا به بیمارستان دولتی نرفته است، در پاسخ می گوید:آقای دكتر در آنجا عمل نمی كنند و بسیار هم آنجا شلوغ و بی نظم است.
در ادامه به سراغ مدیر عمومی بیمارستان رفتم كه تمایل نداشت نام وی و بیمارستان در گزارش ذكر شود. او درباره نحوه كار بیمارستانهای خیریه این گونه توضیح می دهد:بیمارستانهای خیریه بر سر دو راهی قرارگرفته اند. از یك سو با ضوابط بیمارستانهای خصوصی اداره می شوند، و از طرف دیگر انتظار می رود كه قیمت خدمات آنها كمتر از مراكز دولتی باشد. و این درحالی است كه بیمارستانهای خصوصی با تعرفه های بالاتر و بیمارستانهای دولتی با بهره گیری از بودجه های كلان دولتی قادر به ادامه فعالیت هستند.
وی در خصوص نقش خیرین در پركردن این خلاء ادامه می دهد:بودجه ای كه از سوی خیرین برای بیمارستانهای خیریه هزینه می شود، دو قسمت دارد:اول بخشی كه صرف ساخت و ساز بیمارستان می شود و دوم قسمتی كه باید در بودجه های جاری بیمارستان هزینه شوند.
متأسفانه میزان كمكهای نوع دوم، بسیار كم است و از این رو فعالیت این بیمارستانها دچار مشكل شده است. به طوری كه با كمك نكردن خیرین و دولت، بیمارستانهای خیریه ورشكسته تر می شوند. در بیمارستان خیریه علی بن ابی طالب مشهد هم اوضاع مشابهی وجود دارد. فقط در اینجا مشكلات وخیم ترند بیمارستان بتازگی از یك دوره بحران 6 ماهه كه آن را تا مرز ورشكستگی برد، جان به در برده است. بدهی های بیمارستان هنوز سر به فلك می كشند و رییس جدید در تلاش است تا خسارات گذشته را جبران كند.محمدعلی نادی، مسؤول شورای كار بیمارستان در این باره می گوید:بیمارستان ما به علت برخی سیاست های نادرست در آستانه ورشكستگی قرارداشت و هم اكنون حدود 9ماه است كه 150 كارمند بیمارستان هنوز حقوقی دریافت نكرده اند. گرچه این كاركنان هنوز به رفع مشكلات امیدوارند و درحال خدمت به مردمند، اما این روند تا كی ادامه خواهدیافت؟وی دلیل اصلی بروز این مشكلات را اینگونه توضیح می دهد:اشكال در مدیریت ضعیف و ناآگاه است. رؤسای بیمارستانهای خیریه هیچ شناختی از امور پزشكی ندارند و این امر باعث شده تا هزینه های جانبی و بدون بازگشت سرمایه زیاد شود.وی قرارداد نبستن بیمه ها و به ویژه بیمه روستایی با بیمارستانهای خیریه را از دیگر مشكلات این مراكز دانست و گفت:متأسفانه دانشكده علوم پزشكی تمام بیمه ها را به انحصار بیمارستانهای خود درآورده است، و این مسأله باعث شده تا بازده سایر بیمارستانهای خصوصی و خیریه كم شود. وی با انتقاد از این مسأله كه كمیته امدادهم روستاییان تحت پوشش خود را به بیمارستانهای دولتی ارجاع می دهد، این سؤال را مطرح می كند كه چرا كمیته امداد بیماران خود را به بیمارستانهای خیریه كه تعرفه و هزینه كمتری دارند، نمی فرستد؟ نادی در پایان تأكید می كند كه بیمارستانهای خیریه برای ادامه بقای خود نیازمند توجه بیشتر خیرین و مسؤولان دولتی هستند.دكتر سیدمحمدعلی رییس السادات از معدود پزشكانی است كه در رأس یك بیمارستان خیریه قراردارد. او درباره مشكلات مربوط به این مراكز می گوید:ایراد در نحوه نگاه دولت به این مراكز است. دولت به جای آنكه مجوز تأسیس این مراكز درمانی را به پزشكان بدهد، به افراد خیر می دهد. افراد خیر هم كه بیشتر از تجار هستند، هیچ گونه تجربه ای در ارتباط با مدیریت بیمارستان ندارند. از سوی دیگر نظارت مناسبی هم بر نحوه كار این بیمارستانها نمی شود. در حال حاضر تنها سمتی كه بر عهده پزشك قرار می گیرد، مسؤولیت فنی بیمارستان است، اما مدیریت اصلی بیمارستان در اختیار افراد غیر پزشك است. به اعتقاد او حداقل یك نفر از اعضای هیأت مدیره این بیمارستانها باید پزشك باشد تا حداقل فعالیت این مراكز خیریه مطابق موازین علمی و پزشكی باشد.
این فوق تخصص جراحی اطفال در ادامه می گوید:مشكل مالی، بیمارستانهای خیریه را دچار چالش كرده است و از سویی وابستگی به كمك های خیریه باعث شده تا درآمد بیمارستان با وضع تجاری بازار در ارتباط مستقیم باشد و از سوی دیگر نگاه مردم و مسؤولان به این بیمارستانها به عنوان مراكز خیریه آنها را از انجام صحیح بررسی های علمی باز می دارد، زیرا هدف این مراكز صرفاً فعالیتهای درمانی است و معمولاً بررسی های علمی پر هزینه حذف می شوند زیرا هم بیمار توانایی پرداخت آن را ندارد و هم بیمارستان اعتبار و كافی در اختیار ندارد. وی با اشاره به مصوبات اخیر مجلس شورای اسلامی در تخصیص بودجه های كلان به بیماران بی بضاعت خواستار آن شد كه این بودجه صرفاً در بیمارستانهای دولتی هزینه نشود و بیمارستانهای خیریه هم بتوانند با استفاده از این بودجه ها ارائه خدمات كنند. دكتر اسدا... افشاری صالح، معاونت درمان دانشگاه علوم پزشكی مشهد در مورد تاریخچه تأسیس بیمارستانهای خیریه می گوید:نخستین مركز درمانی خیریه در سال 1343 و با حمایت جمعی از خیرین با هدف كمك به بیماران بی بضاعت تأسیس شد. در طول دوران جنگ تحمیلی این مراكز گسترش یافتند و بخشی از بار درمان را بر عهده گرفتند. وی در پاسخ به سؤالی درباره چگونگی تعامل وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكی با این بیمارستانها فعالیت مشاور امور خیریه های وزارتخانه را یادآورشده، می گوید:در واقع این مراكز، سازمانهایی هستند و با اساسنامه هایی مشخص فعالیت می كنند و نماینده وزارت بهداشت نیز بر كار این مراكز نظارت دارد.وی در مورد پزشك نبودن رییس بیمارستانهای خیریه این گونه توضیح می دهد:این قانون به تصویب مجلس رسیده است و ما فقط به آن عمل می كنیم. حتی در گذشته طرحهایی برای اجباری كردن حضور پزشك در كادر مدیریتی این مراكز در مجلس شورای اسلامی مطرح شد كه متأسفانه به تصویب نرسید. وی با ابراز علاقه به رفع مشكلات موجود در اداره این مراكز درمانی در مورد چالشهای مالی بیمارستانهای خیریه می گوید:متأسفانه اغلب این مراكز پشتوانه لازم را از لحاظ موقوفات ندارند و بدون پشتوانه دست به تأسیس مراكز درمانی می زنند. پس طبیعی است كه دچار مشكل خواهند شد. از طرف دیگر به دلیل عدم حضور كارشناس گاهی این مراكز هزینه های هنگفتی را صرف خرید تجهیزاتی می كنند كه كارایی لازم را ندارند و فقط باعث اتلاف پول مركز می شوند.وی تأكید می كند:البته اگر این مراكز در موارد كارشناسی از وزارت بهداشت كمك بخواهند ما با كمال میل به آنها كمك می كنیم، اما حمایت مالی از این مراكز بر عهده ما نیست. دكتر افشار صالح در پاسخ به سؤال ما درباره همكاری نكردن شركت های بیمه با بیمارستانهای خیریه و همچنین تفاوت هزینه خدمات پزشكان شاغل در این بیمارستانها با اعضای هیأت علمی دانشگاه تنها به ذكر این جمله بسنده می كند كه:"این قانون مجلس است و ما مجری قانون هستیم." حال با توجه به مشكلات موجود در اداره مراكز درمانی خیریه این پرسش مطرح است كه چرا با وجود حجم بالای بیمار و در نتیجه كاهش كیفیت خدمات در بیمارستانهای دولتی،شركت های بیمه حاضر به ارجاع بیماران به مراكز خیریه نیستند. درحالی كه در این مراكز هزینه درمان بیماران نیز كمتر خواهد بود. براستی متولی اموال و مراكز درمانی خیریه كه برای امور بهداشت و درمان كشور فعالیت می كنند، كیست؟ چه كسی باید سود و زیان و حسابهای مالی این مراكز را بررسی كند؟ آیا صرفاً صدور مجوز تأسیس مراكز درمانی خیریه برای خیرین محترمی كه از امور پزشكی شناختی ندارند و سپس تنها گذاشتن آنها و نظارت نكردن، دقیق بر امور درمانی و مالی مراكز صحیح است؟ در حالی كه هدف از تأسیس بیمارستانهای خیریه كمك به افراد مستضعف بوده و هست بیشتر بیمه هایی كه این قشر را تحت پوشش خود دارند، از بستن قرارداد با این مراكز سر باز می زنند و محیطی انحصاری را برای بیمارستانهای دولتی بوجود آورده اند. مگر غیر از این است كه طبق مصوبه مجلس هیچ بیمارستانی حق ندارد به دلیل نداشتن پول از پذیرش بیمار خودداری كند؟ پس چه كسی باید پاسخگوی هزینه این گونه بیماران در مراكز غیر دولتی باشد. به نظر می رسد همین امر باعث شده تا اورژانسهای خیریه هم تمایل چندانی به ارائه خدمات به بیماران نشان ندهند و معمولاً با بهانه هایی همچون"پزشك نداریم" و یا"امكانات ما كافی نیست" بیماران را به مراكز دیگر درمانی ارجاع می دهند. شاید زمان آن فرا رسیده باشد كه با كاستن از فشار موجود بر مراكز شلوغ بهداشت و درمان دولتی و تقسیم حجم بیماران موجود بین تمام مراكز مجهز درمانی، علاوه بر استفاده بهینه از همه امكانات ، زمینه را برای مدیریت بهتر در بخش درمان فراهم كنیم.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ در پنجشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٥


هزینه درمان از جیب پزشكان

نگاهی دیگر به بحث پرمناقشه تعرفه های پزشكی

نويسنده :مهدیار سعیدیان

چندی پیش سازمان نظام پزشكی كشور با اعلام تعرفه های جدید درمان سروصداهای زیادی را ایجاد كرد. عده ای از پزشكان با دست مریزاد گفتن به هیأت مدیره تازه انتخاب شده سازمان، این را گامی بزرگ در احقاق حقوق پزشكان خواندند. گروهی از پزشكان نیز آن را نسبت به وضع موجود در جامعه غیر واقعی خواندند؛ زیرا در حال حاضر شركت های بیمه تا حد امكان از عقد قرارداد با پزشكان سر باز می زنند. اما آنچه مسأله را بیش از پیش پیچیده كرد، مداخله دولت و كاهش چند ده درصدی تعرفه های تعیین شده از سوی نظام پزشكی بود كه بیش از همه جامعه پزشكی را بهت زده كرد. دكتر محمدتقی صراف، عضو شورای عالی سازمان نظام پزشكی كشور درباره این فراز و نشیب ها این گونه توضیح می دهد:تا سال گذشته مسؤولیت تعیین نرخ تعرفه ها بر عهده دولت بود.
اما از سال گذشته و به لطف تصویب مجلس شورای اسلامی، تعیین این تعرفه ها بر عهده شورای عالی سازمان نظام پزشكی كشور گذاشته شد. این سازمان هم با استقبال از این روند سعی كرد تا تعرفه هایی منطقی را اعمال كند. آنچه ما را بسیار متعجب كرد، تغییر ناگهانی این تعرفه ها از سوی دولت بود؛ زیرا طبق قانون این اختیار به سازمان نظام
پزشكی تفویض شده است. گر چه دولت یكی از علل مداخله خود را حمایت از اقشار كم درآمد جامعه اعلام كرده است. وی می گوید:دولت به شوراهای نظام پزشكی شهرستانها این اختیار را داده بود كه برای بیماران با توانایی مالی كم در تعرفه های خود تخفیف قایل شوند و دلیلی وجود نداشت كه سازمان نظام پزشكی بیش از این تحت فشار قرار گیرد.وی با اشاره به نقش رسانه ها در آگاه كردن مردم از حقیقت موجود در جامعه پزشكی تأكید می كند كه دولت نیز از غیر عادلانه بودن تعرفه ها آگاه است و به خوبی می داند كه این تعرفه ها نیازمند یك تغییر اساسی هستند. دكتر سعیده ترویج اسلامی، عضو هیأت علمی دانشكده پزشكی دانشگاه آزاد اسلامی معتقد است كه در كشور ما هزینه سرانه درمان به جای آنكه از جانب دولت و شركت های بیمه گذار تأمین شود از جیب پزشكان تأمین می شود.وی با اشاره به وظیفه مرسوم همه نظام های صنفی در تعیین نرخ خدمات اعضای آن صنف، از مستثنا شدن سازمان نظام پزشكی ابراز تعجب می كند. وی می گوید:در واقع شركت های بیمه گر به راحتی از زیر بار مسؤولیت شانه خالی كرده و مسؤولیت حمایت از بیماران را برعهده پزشكان می دانند. وی با تأكید بر اینكه تعرفه ها باید حقیقی باشند، می افزاید:طبیعی است كه در صورت واقعی بودن تعرفه تقریباً هیچ پزشكی نیست كه شرایط بیماران نیازمند را درك نكند، اما چرا باید افرادی كه درآمدهای میلیاردی دارند و هیچ گونه مالیاتی نیز نمی پردازند، برای هزینه درمان خود از تعرفه های غیر واقعی سود ببرند؟ دكتر مهدی میرزاده كه بتازگی وارد بازار كار طبابت شده با بیان این كه از خبر ثابت ماندن تعرفه های پزشكی شوكه شده است، می گوید:افزایش نرخ تعرفه، حداقل توقع این قشر خدمتگزار از دولت بود. وی با توجه به توزیع نشدن یكنواخت درآمد در جامعه پزشكی، درباره تعارض های موجود در درون جامعه پزشكی می گوید:تنها بخشی از جامعه پزشكی است كه دریافت حق ویزیت را راهی برای كسب درآمد خود می داند، در حالی كه عده ای دیگر نظیر جراحان و اعضای هیأت علمی دانشگاه بیشتر درآمد خود را خارج از مطب كسب می كنند.
در نتیجه تغییرات نرخ تعرفه تأثیر عمیق تری بر معاش گروه اول كه بیشتر پزشكان جوانند، خواهد داشت. دكتر صراف در پاسخ به این سؤال كه آیا وضعیت پیش آمده در مورد تعرفه ها بر كیفیت كار پزشكان تأثیر می گذارد یا خیر، می گوید:با توجه به اینكه بیشتر پزشكان در این زمینه به وجدان كاری خود معتقدند، حتماً شرایط را درك خواهند كرد.
اما دكتر جواد امجدی كه در كنار طبابت به راههای دیگر كسب درآمد نیز می اندیشد، نكته جالبی را متذكر می شود:بسیاری از پزشكان عمومی كه هم اكنون مشغول طبابت در مطبهای شخصی هستند حداكثر روزانه بین 10 تا 15 بیمار ویزیت می كنند كه با تعرفه های كنونی معادل ماهیانه 250 تا 400 هزار تومان است، حالا با كسر هزینه هایی مانند منشی، اجاره مطب و هزینه های جاری دیگر در كنار مالیات، خودتان قضاوت كنید كه چقدر باقی می ماند.وی با تأكید بر این كه تحصیل در پزشكی سخت و سنگین است، می گوید:متأسفانه در جامعه ما دیدگاهی ایجاد شده كه در هر شرایطی از پزشك توقع ایثار و فداكاری دارند، اما كمك به بیمار در واقع وظیفه پزشك نیست.وی در پایان راهكار بهبود وضع پزشكان عمومی را اجرای صحیح طرح پزشك خانواده و بیمه همگانی در سراسر كشور دانست.دكتر صراف درباره دیگر برنامه های سازمان نظام پزشكی در راستای احقاق حقوق پزشكان به موارد زیر اشاره كرد:باید رابطه مالی و پولی بین پزشك و بیمار قطع شود و این مسأله به شركتهای بیمه محول شود. كمك به پزشكان جوان و به ویژه كسانی كه در مناطق محروم خدمت می كنند نیز بسیار مهم است. وی در پایان از رسانه های عمومی خواست تا در این زمینه حق بیمار و پزشك را به درستی رعایت كنند و از برداشتهای غیر منطقی خودداری كنند.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ در پنجشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٥


بیماری دنیای صنعتی

گفتگو با دكتر رضا فرید حسینی فوق تخصص بیماری های آلرژیك

گفتگو از : مهديار سعيديان

چندی پیش كه مجموعه پرطرفدار "پرستاران"، بیماری مبتلا به سندرم قرن بیستم را برای بینندگانش نمایش داد، بسیاری از این بینندگان متعجب شدند. بشر سالهاست با كشف آنتی بیوتیكها به یاری سیستم دفاعی بدن آمده و بسیاری از عوامل مرگ و میر را به بیماری های روزمره ومعمولی تبدیل كرده است. در حالی كه از سوی دیگر روز به روز بیماری های مزمن دیگری خود را نمایان می كنند. جالب اینجاست كه در بیشتر این بیماری ها اكنون این سیستم ایمنی انسان است كه متهم ردیف اول به شمار می آید.
یكی از شایعترین این بیماری ها كه در سالهای اخیر شیوع آن رو به افزایش بوده است، آلرژی یا ازدیاد حساسیت است. برای آگاهی بیشتر از جزئیات این بیماری به تنها كلینیك آلرژی شهر مشهد رفتیم تا با دكتر رضا فرید حسینی یكی از معدود متخصصان بیماری های آلرژیك در كشور به گفتگو بنشینیم.

اجازه بدهید با این سؤال شروع كنیم كه اصلاً آلرژی چیست؟ واژه آلرژی كه نخستین بار در سال1906 میلادی پیشنهاد شد، به حالتی گفته می شود كه فرد در تماس با ماده ای خوراكی، دارویی و یا تنفسی واكنشی را از خود نشان می دهد كه دیگر افراد جامعه از خود نشان نمی دهند. به عبارت ساده تر فرد در تماس با گرد و خاك، گرده گل و درختان، پر، پشم، پنیر و پلاستیك و... دچار عوارض غیر متعارف می شود. علت بیماری چیست؟ آیا علت عوامل محیطی اند یا به دلیل ژنتیك فرد بیمار است؟ این بیماری یك بیماری ارثی است. این ژنهای بیمارند كه او را نسبت به بروز آلرژی حساس می كنند. اما محیط هم بی تأثیر نیست؛ یعنی اگر محیط اطراف بیمار زمینه مساعد را فراهم كند این ژنها فعال می شوند، در غیر این صورت آلرژی بروز نمی كند ژن بیماری ممكن است از پدر، مادر و یا هر دو به فرزند منتقل شود. اگر تنها یكی از دو والدین مبتلا باشد هر یك از فرزندان 25 درصد خطر ابتلا دارند و اگر هر دو مبتلا باشند این احتمال به 50 تا 75 در صد می رسد.

 اگر كسی زمینه ژنتیك بیماری را دارد، چگونه می تواند با اصلاح محیط از مبتلا شدن به آلرژی جلوگیری كند؟ در درجه اول برای پیشگیری از بیماری توصیه می شود كه در طول دوران حاملگی از تماس با مواد حساسیت زا پرهیز كند. غذاهایی مانند توت فرنگی، گردو، پسته، بادام حساسیت زایند. همچنین توصیه می شود كه مادر به دور از گرد و غبار باشد. در دوران كودكی نیز باید از قرار گرفتن كودك در معرض موادی از قبیل دود سیگار، پرندگان، حیوانات، بالش های پر و فرشهای دستباف قدیمی جلوگیری شود. برخی مواد حساسیت زا هم هستند كه فرد مبتلا در طول بیماری خود باید از آنها دوری كند. از آن جمله گرده گلها و گیاهان به ویژه در فصل بهار و تابستان، گرد و غبار هوا، الیاف پشم و پنبه، مو و پر حیوانات و غذاهایی مثل موز، توت فرنگی، خربزه، پرتقال، نارگیل، انگور، دارچین، گوجه فرنگی، سفیده تخم مرغ، انواع ماهی، شیر، پنیر، ذرت، آجیل، فلفل سبز، حبوبات، ادویه جات، و حتی نیش حیوانات.
فهرست بلندی است آقای دكتر. آیا همه این مواد می توانند در همه بیماران باعث بروز آلرژی شوند؟ متأسفانه بله. می توان گفت كه این مواد خاص تقریباً روی تمام افراد حساس مؤثرند.
حالا اگر كسی مبتلا به آلرژی شناخته شد، این بیماری را تا كی به همراه خود خواهد داشت؟ مدت بیماری در افراد مختلف، متفاوت است، ولی اصولاً بیشتر افراد حدود 8،7 سال پس از شروع آلرژی به طور خود به خود بهبود پیدا می كنند به همین دلیل هم در گذشته بسیاری از آلرژی ها تشخیص داده نمی شدند.
گفته می شود كه پس از این مدت فعالیت سیستم ایمنی نسبت به ماده حساسیت زا به تدریج كم می شود و در برخی موارد حتی از بین می رود. علت این پدیده كاملاً مشخص نیست و حتی ممكن است پس از بهبود بیماری دوباره عود كند.
گفتید كه در گذشته بسیاری از آلرژی ها بدون تشخیص رها می شده اند و با دیگر بیماری ها مثل سرماخوردگی اشتباه می شده اند، چگونه می توان میان این دو تفاوت قائل شد؟ از دید پزشك این دو بیماری شباهت چندانی به هم ندارند. در هر دو آب ریزش بینی و چشم وجود دارد، ولی در آلرژی بیمار شكایتی از تب یا درد عضلانی ندارد و حال عمومی او نیز بسیار مطلوب است. در عوض بیشتر از خارش و عطسه های مكرر شكایت دارد. بروز علایم در فصلی خاص هم می تواند كمك كننده باشد در صورتی كه سرماخوردگی در تمام فصول دیده می شود، تشدید علائم در برخورد با ماده حساسیت زا نیز از ویژگی های آلرژی است.
آیا آلرژی بیماری بی خطری است كه یا اینكه می تواند فرد را در معرض خطرهای بیشتر و یا بیماریهای دیگری قرار دهد؟ گرچه آلرژی می تواند در زندگی فرد اخلال ایجاد كند، اما در بیشتر موارد با رعایت پرهیزها و درمانهای موجود خوشبختانه عاقبت خوبی دارد و عارضه ای برجا نمی ماند. البته در بین آلرژی ها گاه واكنشهای شدیدی هم دیده می شود كه حتی ممكن است منجر به مرگ شود. مثلاً حساسیت به نیش زنبور.
از سوی دیگر آلرژی، فرد را در معرض عفونتهای تنفسی و آسم قرار می دهد. اما هیچ وقت آلرژی به عنوان زمینه ساز بیماری بدخیم، نبوده است. حتی گفته می شود از آنجا كه سیستم ایمنی این افراد فعالتر است، كمتر دچار بدخیمی و سرطان خواهند شد.
به عنوان آخرین سؤال بفرمایید كه چه امكانات و مراكزی برای افراد مبتلا به آلرژی وجود دارد و چه امیدهایی برای درمان قطعی پیش بینی می شود؟
خوشبختانه انجمن آسم و آلرژی ایران برنامه خاصی را برای مطالعه در این زمینه تدارك دیده است. همچنین تربیت پزشكان در شاخه فوق تخصصی آلرژی و ایمنولوژی در برخی دانشگاههای كشور آغاز شده است. اما متأسفانه امكانات زیادی از نظر مراكز و درمانگاههای تخصصی آلرژی در ایران وجود ندارد. البته در سطح جهانی با توجه به شیوع بالای بیماری و همكاری مراكز مختلف تحقیقاتی امید زیادی وجود دارد تا در آینده پیشرفتهای قابل توجهی در پیشگیری و درمان بیماران آلرژی حاصل شود. یكی از این موارد پیشگیری در دوران جنینی و از طریق حساسیت زدایی است.
در پایان اگر صحبتی مانده است، بفرمایید؟ متأسفانه در سالهای اخیر مسایلی مانند آلودگی هوا و استرسهای زندگی شهر باعث شده اند كه شیوع آلرژی زیاد شود. در حقیقت می توان گفت كه آلرژی یك بیماری حاصل از زندگی صنعتی و شهرنشینی است. اما اصطلاحی است كه می گوید:"آلرژی قابل درمان نیست، اما قابل پیشگیری است". بارها دیده شده كه كودكی با سرفه های مكرر به هیچ دارویی پاسخ نمی داده است و همیشه رنج می برده، در حالی كه با بررسی دقیق تر مشخص شده كه تنها مشكل او دود سیگار والدینش بوده است، یعنی با ترك سیگار والدین سرفه های كودك هم بهبود یافته است. پس پیشگیری اولین گام در مبارزه با آلرژی است.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ در پنجشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٥


ديدار با پدر آناتومی ايران

دکتر مستقیمی

مصاحبه از مهديار سعيديان
تصميم داشتم اين مصاحبه را پيش از فوت استاد به دست چاپ بسپارم، اما عمر ايشان مجالمان نداد.تصميم گرفتم در ايام فوت دكتر مستقيمي مطلب را چاپ كنم اما اين ادعا كه ايرانيان مرده ها را بيشتر از زنده ها دوست دارند مرا از اين تصميم منصرف كرد. روزها از درگذشت او گذشته است. اينك مجال مناسبي است. اين مصاحبه در واپسين روزهاي حيات استاد انجام شده است.
مرا در منزل جانان چه امن و عيش چون هر دم
جرس فرياد مي دارد كه بر بنديد محملها

اشاره: پيرمرد را بارها ديده بودم، زمستان و تابستان، با قامتي خميده و آن عصاي شبرنگ كه هر روز به آهستگي از مقابل بيمارستان آريا عبور مي كرد. نسبت به او احساس تحسيني توأم با احترام داشتم. نمي دانم چرا؟ شايد به خاطر آن چهره پر اراده يا شايد براي آن گامهايي كه زماني سريع و استوار بوده و روزگار اين چنين آنها را آرام كرده است. ديگران او را آقاي دكتر يا استاد خطاب مي كردند.

دوست داشتم بيشتر او را بشناسم تا روزي كه يكي از دوستان او را معرفي كرد. "دكتر جمال الدين مستقيمي پدر علم آناتومي ايران" نام او را پيش از اين فقط شنيده و يا بر روي كتابها و اطلسهاي آناتومي ديده بودم. از ديگران پرس وجو كردم تا اطلاعات بيشتري راجع به او پيدا كنم، اما مطلب چنداني دستگيرم نشد تا اين كه ماهها بعد يكي از همكلاسيها پيشنهاد ملاقات با او را مطرح كرد كه استقبال دوستان را به همراه داشت.

در يك بعد از ظهر گرم تابستاني پايان مرداد 82، در حالي كه تنها يك هفته به امتحان فارماكولوژي مانده بود، به ديدن دكتر مستقيمي رفتيم، در ابتداي ورود با استقبال خانم مستقيمي (دختر كوچك استاد) مواجه شديم.
وي ما را به اتاق آقاي دكتر راهنمايي كرد، اتاقي با مبلمان ساده و ديوارهايي مملو از عكسها و لوحهاي تقدير به زبانهاي مختلف، از سوي شخصيتهاي گوناگون علمي، فرهنگي و سياسي، تقديرنامه هايي كه در ذيل آنها اسامي وزراي بهداشت در دوره هاي دور و نزديك، دانشجويان و همچنين تقديرنامه اي از سوي كنگره بين المللي آناتوميستها به پاس زحمات دكتر مستقيمي در تصحيح كتابهاي مرجع sobotta و Graysanatomy مشاهده مي شد. بر روي ديوار روبرو در ورودي تابلوي بزرگ نقاشي رنگ روغن از چهره استاد كه كار يكي از دانشجويان وي بود، اولين چيزي بود كه توجه همه را به خود جلب كرد. در پايين آن عكسي از مجسمه آقاي دكتر و ديگر عكسهايي كه دكتر را در حين كار در سالن تشريح در كنار دانشجويان و استادان نشان مي داد، قرار داشت. خود دكتر در گوشه اتاق بر روي يك صندلي راحتي نشسته بودند و در مورد عكسها و لوحهاي تقدير توضيح مي دادند، وقتي متوجه شدند دانشجوي دانشگاه آزاد هستيم لوح تقديري را نشان دادند كه از طرف نخستين دوره دانشجويان پزشكي دانشگاه آزاد اسلامي اهدا شده بود و در ادامه اشاره نمودند كه تدريس آناتومي براي دانشجويان پزشكي نخستين دوره دانشگاه آزاد بر عهده ايشان بوده است.

هنگامي كه از آقاي دكتر خواستيم كه خود را معرفي كنند از دخترشان خواستند كه متن مصاحبه ايشان را با مجله كيهان كه نزديك به ده سال پيش انجام شده بود بياورد و هر چه ما و خانم مستقيمي به ايشان اصرار كرديم كه خود مطالب را شرح دهند بر خواسته شان پا فشاري كردند.
ايشان اين گونه كلام را آغاز كردند: من در سال 1292 هجري شمسي در شيراز متولد شدم پدرم فاضل نام داشت و روحاني بود. مادرم نيز زني بسيار مؤمن بود. دوران كودكي و نوجواني خود را در اين شهر گذراندم. پس از پايان دوره دبيرستان به دعوت مرحوم فيوضات كه در آن زمان رئيس فرهنگ شيراز بود، به تهران آمدم و در مدرسه طب كه در آن زمان داير بود مشغول به تحصيل شدم. پزشكي در آن زمان به صورت امروزي تدريس نمي شد بلكه تنها خواص گياهان دارويي و چگونگي درمان با آنها را آموزش مي دادند.


پرسيديم: چگونه شد كه به مشهد آمديد؟ از افرادي كه سهم بسياري در رشد و ارتقاي علمي من داشتند مرحوم دكتر امير اعلم بود، هنگامي كه من پس از پايان دوره سربازي در كرمان براي تشكر به تهران رفتم، او گفت شما لازم نيست تشكر كنيد برويد و در مشهد دانشكده پزشكي درست كنيد. اين گونه بود كه من در سال 1319 به مشهد آمدم. قبل از اين مسأله در شهريور 1313 يعني 4 ماه قبل از افتتاح دانشگاه تهران در آزمايشگاه تشريح به عنوان اولين كمك آزمايشگاهي، با ماهي 30 تومان به عنوان دستيار دكتر بلر (جراح بيمارستان آمريكايي تهران) انتخاب شدم و همراه ايشان شروع به فراهم كردن مقدمات تدريس كالبدشناسي و آماده كردن جسد نمودم. در هنگام تحصيل آناتومي كار من به گونه اي بود كه در موقع امتحانات وقتي نوبت من مي شد استادان بدون آن كه از من امتحان بگيرند نمره 20 مي دادند.


پرسيدم، آيا به كار طبابت نيز اشتغال داشتيد، من 25 سال در كنار تدريس مطب داشتم، ولي بعد از مدتي احساس كردم كه با وجود مطب قادر به تدريس نيستم، اين بود كه مطب را تعطيل كردم و تمام وقتم را به تدريس در دانشگاه اختصاص دادم.
و خاطرات اين گونه ادامه يافت كه: در سال 1352 در يكي از روزهاي تعطيل كه من در دانشكده مشغول به كار بودم يكي از دانشجويان مردودي به آزمايشگاه آمد و من را تهديد كرد. وقتي رئيس دانشگاه از اين ماجرا مطلع شد، به من گفت كه در روز تعطيل در دانشكده چه مي كني؟ و از من خواست كمتر كار كنم، من هم به ايشان گفتم رؤساي تمام دانشگاهها از استادان خود مي خواهند كه بيشتر كار كنند آن وقت شما از من مي خواهيد كمتر كار كنم! و همان روز تقاضاي بازنشستگي كرده و به تهران رفتم و مشغول تدريس در بيمارستان شفا يحيائيان براي رزيدنتهاي اورتوپدي شدم. البته در سال 1364 مجدداً به دانشگاه پزشكي مشهد برگشتم.
آقاي دكتر مستقيمي داراي مشكلي در پاي راستشان مي باشند كه راه رفتن را براي ايشان دشوار مي سازد، از ايشان علت را پرسيدم: در سال 1366 براي تدريس به يزد رفتم كه در يزد دچار حادثه رانندگي شدم و پس از عمل پايم كوتاه شد (دختر دكتر در توضيحات كاملتر گفتند كه چگونه عمل دكتر با بي دقتي انجام شده و باعث شد كه پاي راست آقاي دكتر cm10 كوتاه شود. گويا اين تربيت پزشكان براي خود دكتر توفير چنداني نداشته است)
سپس استاد به مدلهاي آناتوميكي كه خود ساخته بودند، اشاره كرده و داستان ساخت جزء به جزء آنها را بيان كردند. مدلها بسيار جالب و سبك طراحي شده و اكثرشان از پارچه و كاغذ و نخ تشكيل مي شدند، ولي قصد ساختن مدلهاي گچي و پلاستيكيشان هم بسيار جالب بود.

سؤال كرديم از پزشكان امروز كداميك دانشجوي شما بوده اند؟ ايشان هم پاسخي دادند كه جايي براي پرسشهاي بعدي نگذاشت! هر چه دكتر در ايران وجود دارد يا شاگرد من بوده است يا شاگرد شاگرد من و يا شاگرد شاگرد شاگرد من مي باشد.

از استاد خواستيم تا درباره فعاليتهاي علمي، پژوهشي خود توضيح دهند. دكتر ابتدا از ابداع روش اختصاصي شان براي فيكس كردن جسد گفتند، به اين صورت كه براي نگهداري جسد از پلاستيكهاي ويژه كه در زمان جنگ جهاني دوم از آلمان آورده بودند استفاده كردند كه اين روش پلاستريزاسيون مورد استقبال آناتوميستهاي مطرح جهان قرار گرفت. سپس از صرف بودجه شخصي شان براي خريد حيوانات و بررسي سيستم عصبي آنها صحبت به ميان آمد. به اين ترتيب كه بر روي مغز اين جانوران جراحي انجام مي دادند و اثر بخشهاي مختلف سيستم عصبي مركزي را بر روي اندامها ارزيابي مي نمودند. سپس ايشان از چند تحقيق كه به طور رسمي به نام ايشان ثبت شده ياد كردند: اول اين كه در تمام كتابها نوشته شده كه دو پياز شامه با هم ارتباط دارند و من از سه طريق آناتومي، پاتولوژي و فيزيولوژي ثابت كردم كه اگر چه در موش بين دو پياز شامه ارتباط است ولي در حيوانات بزرگتر و انسان بين اين دو هيچ ارتباطي وجود ندارد و اين مسأله در كنگره بين المللي آناتوميستها در سال 1965 مورد تأييد قرار گرفت.
تحقيق ديگر من پيدا كردن طبقه عمقي رباط دلتوئيد بود كه در سال 1980 به كنگره آناتومي فرستادم. خانم مستقيمي توضيح دادند كه در مورد طبقه عمقي رباط دلتوئيد با وجود آن كه آقاي دكتر با دلايل قاطع علمي اين مسأله را ثابت كرده بودند، اما متأسفانه تا زماني كه از طريق كنگره بين المللي آناتوميستها اين مطلب اعلام نشده بود مورد استقبال استادان آناتومي ايران قرار نگرفت. گويا ما هرگز نبايد از خودمان چيزي بياموزيم و حتماً بايد علم وارداتي باشد.
حدود يك ساعت از ملاقات ما گذشته بود و ما احساس كرديم كه آقاي دكتر خسته شده اند، اين بود كه از دختر ايشان خواستيم رشته كلام را به دست بگيرند و خاطرات دلنشين را ادامه دهند: يك روز جسد دختري 5 ساله به دانشكده پزشكي آورده مي شود. از آن جا كه جسد مناسب تشريح نبود آقاي دكتر در اقدامي مبتكرانه درون تمام رگهاي اين جسد پلاستيك تزريق مي كنند و سپس آن را درون يك وان سود (NaoH) قرار مي دهند. پس از گذشت يك هفته گوشت و پوست و استخوان حل مي شوند و تنها پلاستيكها به جاي مي ماند كه شبكه كامل عروق اين دختر بچه را نشان مي داده، آن قدر با دقت تزريق پلاستيك صورت گرفته بود كه حتي چهره دختر بچه قابل تشخيص بود. بعدها آقاي دكتر اين عمل را در مورد تمامي اعضاي داخل بدن انجام دادند. البته آقاي دكتر هيچ گاه سعي نكردند كه خود را مطرح كنند، مثلاً در مورد پروژه پلاستريزاسيون هنگامي كه ما از آقاي دكتر خواستيم كه اين روش را به نام خود ثبت كنند ايشان امتناع مي كردند و شعري را با اين مضمون مي خواندند كه اسبي مي گذرد از گذري، سودش چه كه جاي سمش از طلا بود. اين گونه بود كه ايشان براي ثبت اين اختراع به نام خود اقدام نكردند تا آن كه در سال 1980 يك آناتوميست آلماني آن را به نام خود ثبت كرد. يكي ديگر از خصوصيات دكتر اين بود كه تحمل اشتباهات استادان جوان را نداشتند و بدون رو دربايستي آنها را اصلاح مي كردند. به همين جهت پس از مدتي مشكلات زيادي براي ايشان ايجاد شد. تا استاد وادار به بازنشستگي شوند. با بازنشسته شدن آقاي دكتر، دانشجويان پزشكي از تمام سالها و مقاطع اعتصاب كرده و در خيابانهاي اطراف منزل آقاي دكتر اجتماع نمودند كه با دخالت ساواك، دكتر مستقيمي شبانه از مشهد خارج شدند.

يكي ديگر از دوستان سؤال كرد: آقاي دكتر بهترين سالهاي تدريس را در كدام شهر گذراندند؟ ايشان از سال 1319 تا 1352 در مشهد تدريس مي نمودند. در كنار اين مسأله به دانشگاههاي شهرها و كشورهاي گوناگون هم مي رفتند و هميشه روي اين مطلب تأكيد داشتند كه من به تمام كشورهاي اروپايي سفر كردم ولي هيچ جايي فعالتر از دانشگاه خودمان (دانشكده پزشكي مشهد) نديدم و هيچ يك نتوانستند چيز بيشتري به من بياموزند. البته ناگفته نماند كه آقاي دكتر تعداد 800 جسد را به طور كامل تشريح كرده اند و اين يك ركورد در سطح بين المللي به شمار مي آيد.
حالا كه ديگر جو صميمانه تر شده بود از دختر دكتر پرسيديم: آقاي دكتر به عنوان يك پدر چگونه هستند؟ و او پاسخ داد: گاهي اوقات كه ديگران من را همراه پدرم مي بينند مي گويند خدا خيرت بدهد ولي من با خود فكر مي كنم كه اينها هيچ وقت نمي توانند حدس بزنند كه آقاي دكتر چه پدر خوبي بوده اند، يعني اگر آنها هم يك درصد آقاي دكتر خوب باشند فرزندانشان با آنها اين گونه رفتار خواهند كرد و اين يك تعارف نيست. اين مسأله هميشه به عنوان يك سؤال براي من مطرح بوده كه چگونه يك انسان مي تواند هم يك محقق خوب و هم يك پدر خوب باشد؟ من وقتي 5/2 ساله بودم پدرم به من انگليسي درس مي داد و در 3 سالگي با درست كردن ماكت يك موشك به همراه مواد منفجره، چگونگي عمل موشك در فضا را به من آموخت و من هميشه اين گونه مي انديشم كه اگر سر سوزني مانند پدرم براي بچه هايم وقت بگذارم، آن وقت مادر خوبي بوده ام.

برايمان جالب بود بدانيم غير تشريح، آقاي دكتر چه كارهاي ديگري هم انجام مي دهند؟ كه پاسخ آن شعر بود. آقاي دكتر با دكتر حميدي شيرازي شاعر شعر مرگ قو و نيز آقاي دكتر آزاد همكلاس بودند و با آنها شب شعر داشتند. از آقاي دكتر خواستيم كه از شعرهاي خود برايمان بخوانند ايشان هم با لبخندي سرشار از فروتني اين گونه خواندند:
من كه دايم پي تحصيل دوا مي گشتم
كاش مي مردم و از درد رها مي گشتم
تا كه برهم زنم اركان و جواريح امور
از پي تجربه، اي كاش خدا مي گشتم
از خانم مستقيمي تقاضا كرديم كه اگر خاطره اي از آقاي دكتر دارند براي ما بيان نمايندو او گفت: زماني دانشكده دندانپزشكي تصميم به اخذ شهريه از دانشجويان مي گيرد ولي دانشجويان چون توانايي مالي براي پرداخت اين شهريه را نداشتند نسبت به اين مسأله اعتراض مي كنند دكتر هم براي دفاع از دانشجويان تمام حقوقشان را به دانشكده دندانپزشكي مي بخشند. يا هنگام تدريس در دانشكده پرستاري تمام حقوق حاصل از تدريس در آن دانشكده را به كتابخانه آن جا اهدا مي كردند. جالب آن كه سال 64 زماني كه آقاي دكتر براي ترميم يكي از دندانهاي خود به دانشكده دندانپزشكي مي روند در آن جا استادان و دانشجويان خود را سرگرم مريضهاي ديگر مي كنند و به آقاي دكتر توجهي نشده و مدتي معطل مي شوند. استاد نيز عصباني و ناراحت به يكي از دانشجويان دستور مي دهند تا تمام دندانهايشان را بكشد، هنگامي كه آقاي دكتر به منزل آمدند ما ديديم كه فكشان پانسمان است و چون علت اين كار را پرسيديم، اين گونه گفتند: چندخواهي پيرهن بر روي تن، تن رها كن تا نخواهي پيرهن و از اين گونه مسايل در مورد پدرم بسيار است. آقاي دكتر هنگام طبابت هيچ گاه از مريض تقاضاي ويزيت نمي كردند و هر مريض در حد توانايي خود ويزيت را پرداخت مي كرده است و حتي اگر بيمار وضع مالي خوبي نداشت آقاي دكتر پول دارو را نيز به او مي داده است.


سؤال كرديم كه شما چه ويژگي آقاي دكتر را از همه بارزتر مي دانيد؟ و دختر پدر آناتومي ايران چنين گفت: پشتكار و خستگي ناپذيري، مثلاً ايشان براي شركت در كنگره بين المللي آناتوميستها در مسكو در عرض شش ماه به زبان روسي مسلط شدند. ايشان هنگام انجام كار فكر هيچ چيز ديگري را نمي كنند و تمركز بالايي دارند.
با شنيدن اين خاطرات شيرين زمان نيز به سرعت مي گذشت و ما به پايان مجلس نزديك مي شديم. دختر استاد با بيان شيرين خود از خاطراتش با دكتر تعريف مي كرد و ما حيرت زده از اين همه عظمت، در سكوتي احترام آميز گوش مي داديم. ملاقات تمام شد و در پايان عكسي به يادگار با پدر آناتومي ايران گرفتيم. عكسي كه به راستي سندي افتخارآميز از ديدار با مردي بزرگ بود. مردي كه در عين پيشرو بودن در علم و دانش، در انسانيت هم پيشتاز بود و افسوس خورديم. افسوس از اين كه در كشور ما هنوز دانش و دانشمند مهجور مانده اند.
براستي تا كي حسادتها و باند بازيها بايد افرادي چون دكتر جمال الدين مستقيمي را به حاشيه براند؟ اي كاش شاگرداني كه دكتر مستقيمي اين گونه آنها را تربيت كرده بود و هر كدام اكنون پزشك موفق و مشهوري شده اند در فكر او بودند و يادي از استاد مي كردند. اي كاش جامعه او را بيشتر ارج مي نهاد. به واقع مگر چند نفر مانند دكتر مستقيمي به اين كشور خدمت كرده اند.
به قول يكي از حاضران، اشخاص بزرگ تنها يك بار متولد مي شوند، آيا ما در اين يك بار آنها را به درستي در مي يابيم؟ در راه برگشت به تمام پرسشهاي بي پاسخ خود مي انديشيدم و شعر عارفانه استاد را زمزمه مي كردم: من كه دايم پي تحصيل دوا مي گشتم ...


 


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ در چهارشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٥


پانسمان

سلام ! من مهديار سعيديان هستم .۲۵ ساله و دانشجوی سال ششم رشته پزشکی که در کنار تحصيل به حرفه خبرنگاری رسانه های گروهی مختلف اشتغال دارم . همانطور که از اسم اين وبلاگ(پانسمان) معلوم است عمده مطالب مطرح شده در آن مطالب ،مصاحبه ها و يادداشتهای پزشکی من هست که در روزنامه ها و نشريات مختلف به چاپ رسانده ام . البته بخشی از دستنوشته هايم نيز اختصاص به مصاحبه هايم با شخصيتهای سياسی و اجتماعی مختلف دارد که در نوع خود می توانند جالب باشند.به هر حال اميدوارم اين مجموعه مطالب که بسياری از آنها دغدغه های من هم هستند ،مورد توجه شما قرار گيرد. 

استفاده از اين مطالب با ذکر منبع و نام نويسنده بلامانع است.


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ در چهارشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٥


پانسمان اومد

پانسمان

وبلاگ پزشکی ويک کم هم سياسی


نوشته ی دکتر مهدیار سعیدیان در ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥